۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

بازار سکس، ازدواج يک ساعته، و «اسلامی کردن فحشا»


۱۳۸۹/۰۶/۱۴
حکومت جمهوری اسلامی همواره بر اسلامی کردن همه‌ امور جامعه اصرار داشته است، از هنر و فرهنگ تا دانشگاه و اقتصاد، و از ورزش و سرگرمی تا ازدواج و خانواده. اسلامی کردن امور به معنای بازگرداندن جامعه به دوران پيش از مدرنيزاسيون و سکولاريزاسيون دوران پهلوی و زدن رنگ دينی به همه‌امور با اسامی و ظواهر دينی و نيز اجرای احکام به زمين مانده و حتی مهجور، مهم ترين برنامه‌ ايدئولوژی اسلامگرايی در پنج دهه‌ اخير بوده است. روحانيت بلافاصله پس از کسب قدرت اين برنامه را به اجرا گذاشت.

ماهيت اين برنامه يا پروژه چه بوده است؟ اين برنامه خود را در حوزه‌های مختلف چگونه ظاهر کرده است؟ نهادهای دينی در اين ميان چه کاره‌اند؟ اين پرسش‌ها را با تمرکز بر موضوع ازدواج موقت که يکی از ارکان شيعی گرايی است به خوبی می‌توان پاسخ داد.

رعايت ظواهر و درونی کردن رياکاری

اسلامی کردن به معنای رعايت ظواهر دينی و اجرای اجباری احکام حتی بدون باور افراد به اين احکام بوده است. مهم نيست افراد قلبا به روزه اعتقاد داشته باشند؛ آنها بايد در ماه رمضان در ملا عام روزه‌خواری نکنند و گرنه مجازات خواهند شد (خودروی روزه خواران توقيف می‌شود: تابناک، ۱۷ مرداد ۱۳۸۹؛ حداکثر مجازات روزه‌خواری،‌۱۰ روز تا ۲ ماه زندان است و ديگر مجازات روزه‌خواری در ملاعام، ۷۴ ضربه شلاق است اما به علت اين‌ که مجازات روزه‌خواری جنبه بازدارندگی بيشتری به خود بگيرد، معمولا شلاق تعيين می‌شود، تبيان، ۳۱ مرداد ۱۳۸۸).

مهم نيست زنان اعم از مسلمان و غير مسلمان يا باورمند و غير باورمند به حجاب باور داشته باشند؛ در ملا عام بايد به اين باور تظاهر کنند. اهميتی ندارد افراد در سبک معماری داخل خانه‌ از روحانيت پيروی کنند و مهم نيست که به اين سبک باور دارند يا ندارند يا با اين سبک احساس راحتی می‌کنند يا خير؛ آنها بايد زنان را به اندرونی بفرستند: «بايد اندرونی و بيرونی در ساخت خانه‌ها احيا شود. تاکيد دارم مدل آشپزخانه اپن با فرهنگ ايرانی همخوانی ندارد.» (علی نيکزاد، وزير مسکن و شهرسازی دولت احمدی نژاد، ۱۹ مرداد ۱۳۸۹)

در موضوع رابطه‌ جنسی نيز ماهيت اين رابطه برای حکومت چندان مهم نيست؛ افراد بايد ياد بگيرند چطور ظواهر را درست کنند و شواهد و اطلاعات نشان می‌دهند که دارند ياد می‌گيرند. بنيان‌های روابط ديرپای صميمی يعنی اختيار، اعتماد، وفاداری، امانت و صداقت، و عاطفه اهميت چندانی از نگاه حکومت ندارند؛ امضای حکومت دينی و روحانيت است که يک رابطه را علی‌رغم فقدان شرايط فوق مشروعيت می‌بخشد. ايدئولوژی اسلامگرايی اين بنيان‌ها را به يک صيغه‌ شرعی تقليل داده است و اين تقليل را با قوای قهريه اعمال می‌کند. اگر صيغه خوانده شود ديگر نيازی به هيچ يک از شرايط فوق نيست.

به همين دليل اصرار زيادی بر ثبت ازدواج موقت از سوی اقتدارگرايان دينی ديده می‌شود و در نهايت علی‌رغم مخالفت عمومی اين نوع ازدواج بر اساس مصوبه‌ مجلس در سه مورد ثبت خواهد شد: «در موارد ذيل ثبت نکاح موقت يا بذل آن الزامی است: ۱- توافق زوجين؛ ۲- باردار شدن زوجه؛ ۳- شرط ثبت ضمن عقد». (ماده ۲۲ لايحه خانواده، تابناک، ۱۴ شهريور ۱۳۸۹)

ازدواج موقت يک ساعته يا فحشا

بنا به گزارش پژوهشگران مطالعات زنان در ايران، دو خصوصيت در ازدواج‌های موقتِ واقعا موجود قابل مشاهده‌اند: هر چه کم‌تر شدن زمان اين ازدواج‌ها تا حد يک ساعت، و انگيزه‌ اقتصادی برای ورود به اين نوع رابطه‌. (ازدواج موقت به شغل تبديل شده است، تابناک، ۱۷ مرداد ۱۳۸۹) در عرف روابط اجتماعی در ايران، عنوان مناسب برای رابطه‌ زن و مرد ۱) با انگيزه‌ی لذت جنسی مرد، ۲) اکراه زن و ورود او به اين رابطه علی رغم ميل باطنی فقط برای کسب درآمد، ۳) زمان بسيار کوتاه، و ۴) فقدان رابطه‌ احساسی، همان فحشاست. از همين جهت ازدواج‌های موقت يک ساعته تفاوت ماهوی با فحشا ندارد. به همين دليل است که در عرف جامعه‌ ايران همواره ازدواج موقت همانا رابطه‌ای با محوريت لذت‌جويی مردان و فحشای مشروع تلقی شده است. بنا به نظر سنجی‌های مختلف، حتی اکثريت زنان باورمند شيعه در ايران ازدواج موقت را پذيرا نيستند.

حيات حاشيه‌ای و پنهانی

ازدواج موقت در ايران هيچگاه راه‌حلی برای حل مشکلات جنسی بالاخص برای زنان و جوانان نبوده است، به سه علت: ۱) مشکل موقعيت يعنی سفر بودن يا همراهی کاری در اقشار تحصيل کرده و تکنوکرات هيچ گاه افراد را به ازدواج موقت در عين قانونی بودن سوق نداده است؛ ۲) جوانانی که امکان ازدواج ندارند به ازدواج موقت نيز دسترسی ندارند، چون خانواده‌ها اين نوع ازدواج ميان جوانان را نپذيرفته‌اند؛ و ۳) ازدواج موقت در اکثر موارد در جنب ازدواج دائم قرار داشته و مردان متمول از اين نوع خدمات استفاده می‌کرده‌اند؛ ازدواج موقت به شکل نهادی مستقل در جامعه‌ ايران هويت نيافته است تا بديلی برای ازدواج دائم يا روابط جنسی آزاد باشد. اين ازدواج عمدتا به صورت حاشيه‌ای و پنهانی صورت می گيرد.

اسلامی کردن توسط بخش غير دولتی

پروژه‌های اسلامی کردن دانشگاه‌ها، مدارس، بيمارستان‌ها، اتوبوس‌ها و نيز اسلامی کردن علوم انسانی و هنر و فرهنگ با صرف صدها ميليارد تومان بودجه در سه دهه‌ اخير توسط حکومت دنبال شده است اما اسلامی کردن فحشا يا صورت اسلامی بخشيدن به آن توسط بخش غير دولتی به اجرا در آمده است. مردانی که می‌خواهند از بازار سکس با پوشش شرعی استفاده کنند و زنانی که می‌خواهند در بازار سکس (عمدتا به دليل فقر و فقدان شغل و سرپرست خانوار) بدون دردسر قانونی حضور داشته باشند راه‌های اسلامی کردن عمل خود را يافته‌اند: صيغه‌های يک ساعته. اسلامی کردن در اين مورد دقيقا به معنای دادن يک پوشش شرعی به اين عمل است، معنايی که حاکميت دقيقا در اسلامی کردن ديگر امور اراده و دنبال کرده است.

تعيين زمان ازدواج موقت در اختيار دو طرف است و هيچ منع شرعی برای کاهش آن به يک ساعت وجود ندارد. همچنين هيچ دستگاه دولتی نمی‌تواند بر اين که زنان پس از يک ازدواج عده نگاه می‌دارند يا نه نظارت کند. از همين جهت، درست کردن ظواهر اسلامی برای فحشا بسيار آسان شده است و کسانی که بخواهند از دردسر مواجهه با ماموران و محتسبان دولتی پرهيز کنند اين راه را در پيش می‌گيرند.

سهم نهادهای دينی

تنها عايدات بخش مذهبی از صورت اسلامی دادن به فحشا يا اسلامی کردن آن، وجهی است که برای ثبت ازدواج موقت به روحانيونی که صيغه را می‌خوانند يا می‌نويسند پرداخت می‌شود. مصوبه‌ مجلس در اين مورد آن سهم را افزايش خواهد داد. بدون اين وجه، رابطه‌ای که موارد بسياری از آن در عرف فحشا تلقی می‌شود رسميت نمی‌يافت و در پناه حاکميت دينی قرار نمی‌گرفت. در ديگر وجوه اسلامی کردن، اين حکومت است که هزينه را برای پياده کردن اسلام فقهی (از خزانه‌ی مردم) می‌پردازد اما در اين مورد خاص اين افراد درگير هستند که بايد هزينه‌ها را متقبل شوند.

بازار سکس تعطيل بردار نيست

بازار سکس از قديمی‌ترين بازارهای جوامع انسانی است. جمهوری اسلامی در اين حوزه نيز مثل قلمروهای ديگر زندگی مردم دن کيشوت‌وار به جنگ واقعيت رفت. جمهوری اسلامی می خواست بازار سکس را در جامعه‌ای با هزاران دشواری و مسئله، تحت کنترل شريعتی که جامعه‌ای قبيله‌ای را سامان می داده در آورد. در برابر اين پوستين تنگ، جامعه واکنش نشان داده و در عين فرار رفتن از آن، بخش‌هايی از آن را (مثل ازدواج موقت) در چارچوبی تازه و بر اساس نيازهای روز (که تن فروشی نيز بخشی از آن است) پوششی برای کارکردهای معمول نهادها (مثل نهاد سکس) قرار داده است.
اما جوانان کشور در عين بالا رفتن سن ازدواج اکثرا حاضر نبوده‌اند اين نوع ازدواج را بپذيرند. آنها که از شريعت و مذهب گذشته‌اند روابط آزاد و بدون قيد و شرط را بر هر گونه قيد و شرط شرعی ترجيح می‌دهند. آنها ترجيح می‌دهند روابطی عرفی را بر اساس اختيار، اعتماد، وفاداری، امانت و صداقت، و عاطفه‌ متقابل شکل دهند، خواه با رسميت دولتی يافتن در قالب ازدواج و خواه بدون آن. در اين ميان روابط عرفی بدون اين اصول و مبانی نيز در بازار آشفته‌ روابط صميمی و جنسی در ايران رواج يافته است.  

مجاهدین انقلاب: حمله به منتقدان تمامیت کشور را متلاشی خواهد کرد

گروهی از نیروهای طرفدار حکومت در یکی از تجمعات دربرابر خانه مهدی کروبی



سازمان مجاهدین انقلاب، از گروه‌های عمده اصلاح‌طلب در ایران، با صدور بیانیه‌ای حمله به خانه مهدی کروبی و مسجد قبای شیراز را محکوم کرد و این اقدامات را «زنگ هشدار باش انحطاط و اضمحلال پایه‌های قوام و دوام جامعه» دانست.

بیشتر بخوانید:
سازمان مجاهدین انقلاب در این بیانیه حمله به خانه مهدی کروبی در «پنج شب متوالی» را به «عده‌ای مزدور و اجیر شده مراکز قدرت‌» نسبت داده که «بدون دغدغه مواجهه با ماموران» این اقدامات را انجام داده‌اند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در واکنش به بیانیه سپاه محمد رسول‌ الله تهران، که حمله خانه مهدی کروبی را به عوامل «خودسر» نسبت داده، این پرسش را مطرح کرده است که چطور است «ادعای در دست داشتن سنگ، برای معترضان انتخاباتی، کیفرخواست محاربه را در پی داشت» اما در این حمله‌ها در برابر تیراندازی و پرتاب کوکتل مولوتوف «اغماض و چشم‌پوشی» می‌شود.

سازمان مجاهدین انقلاب تصریح می‌کند: «عربده‌کشی، ناسزاگویی و حمله مسلحانه به حریم‌های شخصی از سوی این عده طی چند شبانه روز متوالی در حالی رخ داد که کوچکترین واکنش موثر و بازدارنده و حتی عکس‌العملی لفظی را از جانب مأموران انتظامی و امنیتی در پی نداشت و انتساب این اقدامات به نیروهای خودسر، تنها اقدام رسمی انجام شده، آن هم دو روز پس از پایان ماجرا بوده است. این درحالی است که اعتراض آرام و مدنی گروه کثیری از شهروندان کشور نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر در سال گذشته، با شدیدترین پاسخ ممکن روبرو شد.»

در حمله به خانه مهدی کروبی که از یکشنبه شب هفته گذشته و مقارن با شب‌های احیا شروع شد، به گفته حسین کروبی، مهاجمان به سوی خانه مهدی کروبی تیراندازی کرده و در خانه را نیز به آتش کشیدند. این حملات تا روز جمعه که مصادف با روز قدس در ایران بود، ادامه داشت.

در پی این رشته حمله‌ها، سپاه محمد رسول‌ الله تهران بزرگ، این اقدامات را «حادثه‌ای ساخته و پرداخته‌ عناصر بی‌تدبير و خودسر دانسته» و اعلام کرد «فرصت‌طلبان و نفاق داخلی در پی بهره‌برداری» از این اتفاقات بوده‌اند.

 با این حال تنها در تهران نبود که یک شخصیت منتقد حاکمیت هدف این حمله‌ها قرار گرفت؛ در شیراز نیز، مسجد قبا که امام جماعت آن، آیت الله دستغیب، از اعضای مجلس خبرگان رهبری است، از سوی نیروهای طرفدار حاکمیت، در آستانه آخرین جمعه ماه رمضان  چند بار مورد حمله قرار گرفت که به گفته آیت الله دستغیب، افراد حمله‌کننده مسلح به سلاح‌های گرم بوده‌‌اند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ادامه بیانیه خود آورده است: «حمله وحشیانه به مسجد قبای شیراز و دفتر مرجع معظم تقلید، آیت الله دستغیب، که علی رغم پیش بینی‌ها و تذکرهای داده شده، رخ داد و دهها تن از طلاب مدافع حریم خانه خدا را مضروب ساخت، روی دیگر سکه استفاده ابزاری از دین و مقدسات را به نمایش گذاشت.»

این گروه اصلاح‌طلب با هشدار به حاکمیت تاکید کرده است که «شیوه کنونی مواجهه با مصلحان و منتقدین را که قرار است به مدد گروهی اوباش و قداره‌بند رقم خورد» پیش از «آسیب‌رسانی» به منتقدان «تمامیت نظم و نظام جامعه و کشور را متلاشی خواهد کرد.» 


۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

محمد شريف: اتهام محاربه به شيوا نظر آهاری تفهيم شد


 شيوا نظر آهاری از اعضای کميته گزارشگران حقوق بشر
شيوا نظر آهاری از اعضای کميته گزارشگران حقوق بشر
۱۳۸۹/۰۶/۱۳
محمد شريف، وکيل شيوا نظر آهاری،  گفته است روز شنبه آخرين جلسه دادگاه رسيدگی به اتهامات موکلش برگزار شده و اتهامات «محاربه، تبليغ عليه نظام و اخلال در نظم» به وی تفهيم شده است.

محمد شريف به خبرگزاری کار ايران، ايلنا، گفته است: آخرين جلسه دادگاه رسيدگی به اتهامات شيوا نظرآهاری به رياست قاضی پيرعباسی برگزار و با اخذ آخرين دفاع، ختم دادرسی اعلام شد.

شيوا نظر آهاری از اعضای کميته گزارشگران حقوق بشر اواخر آذر ماه سال گذشته هنگامی که قصد داشت در مراسم تشيع جنازه آيت الله حسينعلی منتظری شرکت کند، بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان به سر می برد.

محمد شريف گفته است:«از سوی قاضی رسيدگی‌کننده به پرونده، اتهامات محاربه موضوع ماده ۱۸۶، اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم موضوع ماده ۶۱۰، تبليغ عليه نظام موضوع ماده ۵۰۰ و اخلال در نظم عمومی موضوع ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی به موکلم تفهيم شد.»

محمد شريف با اشاره به اين که «لايحه دفاعی به دادگاه تسليم و دفاعيات شفاهی نيز توسط موکلم و وکلای پرونده انجام شد»، گفته است: «پس از ختم دفاعيات،آخرين دفاع اخذ و ختم دادرسی اعلام شد، منتظر صدور حکم هستيم و به فرجام پرونده نيز بدبين نيستم.»

رد اتهام ارتباط با مجاهدين خلق

در همين زمينه وب سايت «کلمه» گزارش داده است که شيوا نظر آهاری در دفاعيه خود در اين دادگاه به يکی از اتهاماتش يعنی محاربه از طريق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، پاسخ داده و هرگونه ارتباط با اين سازمان را رد کرده است.

طبق اين گزارش شيوا نظر آهاری اين اتهام را «بی پايه و اساس» دانسته و گفته است که «نه تنها هرگز ارتباطی با اين سازمان» نداشته که همواره «اعمال اين سازمان تروريستی را محکوم کرده است.»

بنابر اين گزارش، شاهدان عينی گفته اند که شيوا نظر آهاری را با دست بند به دادگاه آوردند. وی بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوين بازگردانده شد.

خانواده شيوا نظر آهاری از مسئولان پرونده خواسته اند که با صدور قرار وثيقه زمينه آزادی موقت وی را تا صدور حکم وی امکان پذير کنند.

اتهام «محاربه» عليه شيوا نظر آهاری با واکنش های نهاد های طرفدار حقوق بشر مواجه شده است و در همين زمينه راهپیمایی هایی در کشورهای مختلف برگزار شده است.

در همين حال، سازمان عفو بين الملل روز جمعه خواستار آزادی بدون قيد و شرط شيوا نظر آهاری شد.

فيليپ لوتر، معاون دبيرکل خاورميانه سازمان عفو بين الملل می گويد:«چنين اتهامات مبهمی نمی تواند به عنوان اتهام کيفری مطرح شود. مقامات ايرانی بايد خيلی فوری خانم نظرآهاری را آزاد کنند چرا که او هيچ خلافی مرتکب نشده و فقط به شکل صلح طلبانه به دنبال حق آزادی بيان بوده است.» 

نسرین ستوده پس از مراجعه به دادسرای اوین بازنگشته است»


نسرین ستوده، وکیل دادگستری
نسرین ستوده، وکیل دادگستری
۱۳۸۹/۰۶/۱۴
به گفته رضا خندان، همسر نسرین ستوده، این وکیل دادگستری صبح روز شنبه به دادسرای اوین  مراجعه کرده  و تا شب باز نگشته است و هیچ گونه تماسی با خانواده‌اش نداشته است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، وکیل شماری از فعالان سیاسی و بازداشت‌شدگان رویدادهای پس از انتخابات، در گفت و گو با رادیو فردا اعلام کرد، همسر وی روز شنبه پس از مراجعه به دادسرای ویژه مستقر در زندان اوین احتمالا بازداشت شده است.

خانم ستوده وکالت شماری از زندانیان سیاسی که در جریان اعتراض‌ها به نتایج انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری سال گذشته خورشیدی بازداشت شده بودند، را برعهده دارد.

وی چند روز پیش به رادیو فردا گفته بود که احضاریه‌ای از سوی دادسرای اوین دریافت کرده و باید ظرف سه روز به این دادسرا مراجعه کند.

مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی اجازه حضور وکلای متهمان احضار شده به دادسرای اوین را به این دادسرا نمی‌دهند و پیشتر نیز چند وکیل دادگستری پس از احضار به این دادسرا بازداشت شده‌اند.

در این میان رضا خندان، همسر نسرین ستوده با بیان این که همسرش روز شنبه ساعت یازده صبح به دادسرای اوین مراجعه کرده، گفته است: « ایشان رفتند داخل دیگر نیامدند. الان که ساعت هفت و نیم است، نه به ما اطلاع دادند که چه قراری صادرشده، آیا قرار بازداشت دارند، قرار کفالت دارند، هیچ اطلاعی به ما ندادند. تلفنی هم تا این لحظه هیچ گونه تماسی تا این لحظه نداشتند. الان بلاتکلیف هستیم. عملاً بازداشت هستند. ولی اینکه قرار رسمی بازداشت صادر شده یا نه، اطلاعی نداریم.»

وی همچنین با اشاره به این که همسرش به اتهام‌هایی مانند «اقدام علیه امنیت ملی و تبانی» متهم شده، از جزئیات این اتهام‌ها اظهار بی‌اطلاعی کرده و اعلام کرد، مسئولان قضائی حتی در این باره به وکیل خانم ستوده هم چیز نگفته‌اند.

گفتنی است، مأموران وزارت اطلاعات روز شنبه هفته گذشته با مراجعه به منزل و محل کار نسرین ستوده، پس از تفتیش این دو مکان، اقدام به ضبط پرونده‌های این وکیل دادگستری و حتی وسائل شخصی او، همسر و فرزندان خردسالش کرده بودند.

نسرین ستوده، با اشاره به این که در احضاریه دادسرای اوین وی به «تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» متهم شده، به رادیو فردا گفته بود، این اتهام‌ها را به هیچ‌ وجه قبول ندارد و اتهامات همانقدر مضحک هستند که نسبت به موکلانش مطرح شده‌اند.»

این وکیل دادگستری همچنین دلیل برخورد دستگاه‌های قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی با خود را دفاع وی از حقوق شهروندی و بشری کسانی دانسته بود، که با اتهام‌های سیاسی روبرو شده‌اند.

به گفته خانم ستوده حدود چهار ماه پیش از هجوم به دفتر و منزل وی، این وکیل دادگستری در یک تماس تلفنی تهدید شده بود که از پرونده شیرین عبادی کنار بکشد وگرنه دچار مشکل خواهد شد.

نسرین ستوده از وکلایی است که در سال‌های اخیر دفاع از شمار زیادی از پرونده‌های سیاسی و حقوق بشری را بر عهده داشته است که در میان موکلانش می‌توان به عیسی سحر خیز، شیرین عبادی و آرش رحمانی پور اشاره کرد.  

۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه

فیلم / درگیری در مسجد قبا، شیراز - ۱۲ شهریور 3 Sep

 فیلم / درگیری در مسجد قبا، شیراز - ۱۲ شهریور 3 Sep

فیلم / تیراندازی بسوی خانه کروبی و شعار نویسی علیه وی/ 12 شهریور، 3 Sep



[تاريخ مطلب: سيزدهم شهريور ۱۳۸۹ برابر با چهارم سپتامبر ۲۰۱۰]

عکس / نمايشگاه خیابانی "فتنه سبز" در حاشيه راهپيمايي روز قدس???????????????









گفتگوی حسن بهنام با شاهو حسینی و ناصر بلیده ای بررسی رخداد های اخیر در ایران


گفتگوی حسن بهنام با شاهو حسینی و ناصر بلیده ای بررسی رخداد های اخیر در ایران




برای تماشای ادامه مصاحبه بر روی لینک های زیر کلیک کنید:

فدرالیسم و ملیتها

گفتگوی حسن بهنام با ناصر بلیده ای در مورد فدرالیسم و ملیتها




برای تماشای بقیه قسمت ها روی لینک های زیر کلیک کنید:

۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

حمله به یک زن در مقابل خانه کروبی اعلام آمادگی میر حسین برای حضور در منزل مهدی کروبی


حمله به یک زن در مقابل خانه کروبی
سحام نیوز: به گزارش شاهدان عینی، شب گذشته نیروهای اراذل و اوباش بسیجی درب منزل مهدی کروبی با حمله به یک زن او را به شدت کتک زدند. بنا به این گزارش متاسفانه این بسیجیان به ظاهر مسلمان درماه رمضان و شب قدر با کشیدن چادر از سر این زن وی را به شدت مورد آسیب قرار دادند.
همسر وی نیز که جهت دفاع از همسرش بر آمد با ضرب و شتم شدید از طرف یکی از نیورهای یگان ویژه ها مصدوم می گردد. متاسفانه یگان ویژه به جای دستگیری عاملن این فاجعه، این زن و شوهر که از خانواده شهدا نیز می باشند را دستگیر و داخل یک ون محبوس کردند.
گویا از نظر این افراد مهاجم، جرم این زن صحبت با گوشی تلفن همراه بوده است.

اعلام آمادگی میر حسین برای حضور در منزل مهدی کروبی
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در تماسی تلفنی (تلفن همراه) با مهدی کروبی، اقدامات سخیف و نابخردانه ی جمعی مسلمان نما را محکوم کردند.
به گزارش  سحام نیوز میرحسین موسوی ضمن اعلام آمادگی برای حرکت به سمت منزل مهدی کروبی و حضور در کنار ایشان گفت:” متاسفانه این افراد چیزی از آبروی کشور باقی نگذاشته اند و وضع کشور را به این صورت درآورده اند.”
مهدی کروبی نیز ضمن تشکر از آقای موسوی به ایشان گفت:” شما خود در صف اول مبارزه ایستاده اید.” آقای کروبی در ادامه افزود:” آنچه که اکنون مهم است، دفاع از آزادی و حقوق بر حق مردم است.”

تیراندازی به سوی منزل کروبی؛ مهاجمان در ورودی به خانه را به آتش کشیدند»


 خانه  مهدی کروبی
خانه مهدی کروبی
۱۳۸۹/۰۶/۱۱
حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، شامگاه پنجشنبه در مصاحبه با رادیو فردا از ادامه محاصره خانواده کروبی خبر داد و گفت مهاجمان با تیراندازی به سوی خانه،  ورودی به مجتمع را به آتش کشیده و به دنبال هجوم به داخل خانه بودند که با مقاومت محافظان روبرو شدند.





حسین کروبی در این باره به رادیو فردا گفت: «منزل کاملا محاصره است؛ محله ما شباهت کامل هم به صحرای کربلا و هم به فلسطین اشغالی دارد؛ خانه کاملا محاصره است. به سمت خانه تیراندازی مستقیم کردند؛ محافظان هم در قبالشان تیراندازی کردند. همه شیشه‌های ساختمان را خرد کردند؛ همه چراغ‌های کوچک کوچه را با تفنگ زدند و خاموش و قطع کردند؛ ظاهرا چند نفر هم مجروح شده‌اند و آمبولانس آنها را برده است.»

وی افزود: «خیلی وضعیت الان آشفته است و حمله‌کنندگان مرتب شعار می‌دهند و رمز حمله‌شان هم لبیک یا خامنه‌ای بود.»

فیلمی از حمله به خانه کروبی در روز چهارشنبه در رسانه های شهروندی


فرزند مهدی کروبی در ادامه به رادیو فردا گفت که حمله کنندگان با آتش زدن در خانه، قصد ورود به خانه را داشتند که محافظان آقای کروبی آنها را به «رگبار» بستند؛ به گفته حسین کروبی در نتیجه این اقدام مهاجمان بود که احتمالا چند نفر زخمی شده‌اند.

حسین کروبی که از منزل مهدی کروبی با رادیو فردا گفت‌وگو می‌کرد، در پاسخ به این پرسش که حال خانواده کروبی چگونه است گفت که مهدی کروبی در حال خواندن قرآن است و فاطمه کروبی نیز در کنار عروس‌ها و پسرهایش است.

حسین کروبی با اشاره به این شرایط، خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی گفت: «شما که خود را با امیرالمومنین یکی می‌کنید، آیا این شیوه امیرالمومنین است؛  وقتی در یک گوشه شهر خلخال زن یهودی را دزدیدند حضرت علی این گونه حساسیت نشان داد؛ آیا این سیره علی علیه‌السلام است که شما با یک شخصی درگیر هستید ریخته‌اید به خانه یک پیرمرد ۷۳ ساله و  خانه‌اش را محاصره و به آتش کشیدید.»

حسین کروبی در ادامه تاکید کرد که خانواده تا آخر در کنار مهدی کروبی باقی خواهد ماند و خانه را ترک نخواهند کرد.

حسین کروبی گفت: «این کار  وحشیانه را فقط یزید با امام حسین کرد و به زن‌ و بچه او حمله کرد.»

 حسین کروبی همچنین به رادیو فردا گفت  سرتیم محافظان مهدی کروبی که قصد داشت با مهاجمان گفت‌وگو کند، توسط آنها  مورد ضرب وشتم قرار گرفت و بیهوش شد که در پی آن به بیمارستان منتقل شده است.

 هنگام گفت‌وگوی حسین کروبی، صدای مهاجمان به وضوح به گوش می‌رسید.

 محاصره خانه مهدی کروبی، از  شامگاه یکشنبه آغاز شده است؛ مهدی کروبی که با گذشت بیش از یکسال  از انتخابات ریاست جمهوری بر مواضع خود پافشاری می‌کند، اعلام کرده بود که قصد دارد در راهپیمایی روز قدس شرکت کند.

 وب‌سایت سحام نیوز  پیش از این  گزارش داده بود که حمله‌کنندگان «وابسته به قرارگاه شهید محلاتی» هستند.

 این برای نخستین بار نیست که نیروهای طرفدار حکومت  مهدی کروبی و  میرحسین موسوی از رهبران اصلاح‌طلب را این گونه تحت فشار می‌گذارند.

 در جریان محاصره   خانه مهدی کروبی،‌فاطمه کروبی، همسر وی در نامه‌ای سرگشاده به آيت الله خامنه‌ای، نسبت به اذيت و آزار خانواده‌اش توسط «نيروهای بسيج و سپاه» اعتراض کرده و نوشت: «آيا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخريب و اينگونه رفتارها غير اخلاقی را مجاز و مشروع می دانيد؟»

فاطمه کروبی در اين نامه از آيت الله خامنه‌ای پرسیده است: «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زيستن خانواده و آسايش و آرامش همسايگان ما دارد؟» 

موسوی: حمله به منزل کروبی نشان از خوف اقتدارگرایان از جنش مردمی است


۱۳۸۹/۰۶/۱۲
ی کهدر حالگزارش‌ها از تهران حاکی از تداوم حضور نیروهای لباس‌شخصی حوالی محل سکونت مهدی کروبی، با هدف ممانعت از حضور وی در راهپیمایی «روز قدس» است، میرحسین موسوی در بیانیه ای «اقدامات سازمان‌یافته روزهای گذشته که زیر نظر نیروهای انتظامی و امنیتی صورت گرفته است»، محکوم کرد.

آقای موسوی در این بیانیه که در سایت خبری کلمه انتشار یافته است، مهدی کروبی را «یار شجاع مردم» خواند و «حمله اوباشان رو سیاه» به منزل وی در شب قدر را حاکی از «ره گم‌کردگی اقتدارگرایان» ارزیابی کرد.

وی تأکید کرد که «این اقدامات سازمان‌یافته» که حدود پنج روز است «زیر نظر نیروهای انتظامی و امنیتی» آغاز شده است، نشان می‌دهد که «اشغال قدس شریف و دشمنی با اسرائیل» بهانه است و «دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیت‌های امثال او و سایر آزادیخواهان» هستند.

آقای موسوی هدف «اقتدارگرایان» از حمله به منزل مهدی کروبی را با مقصد آنها در روز ۲۲ بهمن مقایسه کرد و افزود: «همانطور که در ۲۲ بهمن نشان داده شد، مقصد اقتدارگرایان نه جشن پیروزی انقلاب بلکه مراسمی برای چنگ و دندان نشان دادن به آزادی‌خواهان و ملت سبز ایران است».

میرحسین موسوی با توصیف حمله به منزل مهدی کروبی به عنوان «فاجعه»ای که به دنبال حمله به «منازل عالیقدر در قم و شیراز» صورت گرفته است، این حمله را «نشان خوف اقتدارگرایان از جنبش مردمی و نیز بهترین دلیل برای ابزاری شدن همه شعارها و مناسک اسلامی و انقلاب» خواند و اضافه کرد که «طرفه آن است که از سوی سازمان‌دهندگان این اقدامات مفتضحانه، سال و روز هم برای پایان عمر ظلم اسرائیل اعلام می‌شود».

وی به سازمان‌دهنگان این واقعه هشدار داد که «با این اقدامات سپاه و نفرت‌انگیز اراده معطوف به آزادی مردم را نمی‌توانید سد کنید بلکه راه نیل به آزادی را برای آزادی‌خواهان کوتاه‌تر می‌کنید».

منزل مهدی کروبی که از نامزدهای معترض به نتایج اعلام شده برای انتخابات خرداد ۸۸ و رهبران مخالفان دولت است، در روزهای گذشته هدف حمله لباس‌شخصی‌هایی قرار گرفته که علاوه بر تخریب ورودی ساختمان، از استفاده از سلاح گرم و گاز اشک‌آور نیز خودداری نکرده‌اند.

گزارش سحام‌نیوز، سایت خبری وابسته به آقای کروبی حاکی از آن است که از ساعت هشت صبح روز جمعه نیز تعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با تجمع درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا نمودند.

سحام نیوز، تجمع این افراد را «با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس» ارزیابی کرده است.

سحام‌نیوز همچنین اضافه کرده است که از شب گذشته [پنج‌شنبه شب] خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی قطع شده است و عملاً ارتباط تلفنی با وی مقدور نیست.

در همین زمینه حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی به رادیو فردا گفت که مهاجمان ساعت یک بامداد روز جمعه مقابل ساختمان محل سکونت آقای کروبی را ترک کردند اما ساعت هشت صبح روز جمعه بازگشتند و به شعار دادن و خواندن زیارت عاشورا پرداختند.

حسین کروبی، در مورد هویت نیروهای تجمع کننده مقابل منزل آقای کروبی گفت که این افراد لباس شخصی‌هایی هستند که چهره خود را پوشانده‌اند و احتمالاً از پایگاه شهید محلاتی هستند گرچه ممکن است نیروهای جدید نیز به آنها اضافه شده باشد.

وی تأیید کرد که در بامداد روز جمعه، حضور نیروهای گارد ویژه باعث پراکنده شدن لباس شخصی‌ها از مقابل منزل آقای کروبی شده است اما افزود که در صبح روز جمعه شمار اندکی از نیروهای انتظامی در محل حضور دارند که در کنار لباس شخصی‌ها نشسته‌اند. 

اجراي مانور عملياتي برای مهار نا آرامی ها












[تاريخ مطلب: يازدهم شهريور ۱۳۸۹ برابر با دوم سپتامبر ۲۰۱۰]

فیلم / حضور گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی در تهران - 11 شهریور، 2 سپتامبر


فیلم / حضور گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی در تهران - 11 شهریور، 2 سپتامبر
[تاريخ مطلب: يازدهم شهريور ۱۳۸۹ برابر با دوم سپتامبر ۲۰۱۰]

حسین کروبی: منطقه در تصرف کامل اراذل و اوباش است


جرس: منطقه سکونت مهدی کروبی، که پنج شب متوالی از سوی گروهی شبه بسیجیان و اراذل و اوباش تحت کنترل و حمله قرار گرفته است، به طور کلی از ماموران نیروهای انتظامی خالی شد.
حسین کروبی در گفت و گو با جرس، با بیان این مطلب گفت: تا دقایقی پیش چهار، پنج سرباز نیروی انتظامی در محل حضور داشتند، که البته هیچ کار نمی کردند اما همان ها را هم بردند و اکنون منطقه در تصرف کامل اراذل و اوباش است.
وی ادامه داد: فکر نمی کردیم آمرانِ این اراذل واوباش تا این حد دست عوامل خود را باز بگذارند که در ماه رمضان اینگونه اوباش گری کنند.
به گفته حسین کروبی، حمله کنندگان با خیال آسوده و بدون هیچگونه مانعی، از دیوارها بالا رفته اند وسیم تمام تلفن ها را قطع کرده اند.
در لحظات گفتگو با حسین کروبی، یکی از حمله کنندگان با صدای بلند فریاد زد: "همه شیشه ها تا طبقه سوم خرد شده، حالا نوبت طبقه چهارم است."
به نظر می رسد تمام حملات پنج روز گذشته، بهانه ای برای اوباش گری امروز و جلوگیری از حضور شیخ اصلاحات در راهپیمایی بوده است.

حمله بسيجی‌ها به خانه مهدی کروبی (ويدئو)


دیدنیها >> حمله بسيجی‌ها به خانه مهدی کروبی (ويدئو)





ملیتهای غیرفارس در "در منشور تلویزیون رسا" غائب اند


یونس شاملی
اخیرا تلویزیون "رسا" متعلق به رسانه سبز ایران پخش برنامه های خود را آغاز کرده است.  این تلویزیون در سایت خود منشور رسانه سبز ایران- رسا را منتشر کرده و اصول کلی و خط مشی دهگانه آن شبکه تلویزیونی را منعکس کرده است.
منشور رسانه سبز ایران از چند جهت با اعلامیه جهانی حقوق بشر، دمکراسی و آزادی اندیشه در تعارض است؛
"رسانه سبز" به جامعه فارس ایران تعلق دارد
در مقدمه منشور آمده است؛ "رسا شبکه‌ای است که به زبان فارسی (و در صورت لزوم به زبانهای دیگر) برای ايرانیان راه اندازی شده"
انتخاب زبان فارسی برای این شبکه، حکایت تلخ آن قانون اساسی ضد فرهنگی و نژادپرستانه جمهوری اسلامی است که زبان فارسی را تنها زبان رسمی ایران می شناسد و نه تنها رسمیتی به زبانهای موجود دیگر در ایران قائل نیست، حتی از آوردن اسامی آن زبانها امتناء می کند. این در حالیست که ترک زبانان در کشور ایران اگر از نظر کثرت بیشتر از فارس زبانان نباشند از آنان کمتر نیستند. براساس تجربه عراق، زبان کردی با 16 درصد جمعیت عراق به زبان رسمی و سراسری عراق تبدیل شد. اما ترک زبانان با 30 تا 35 درصد جمعیت ایران (جمعیت معادل فارس زبانان) همچنان در رسانه سبز ایران (رسا) انکار می شود.
جالبتر اینکه منشور "رسا" در همین بخش خود توجه به زبانهای دیگر را "در صورت لزوم" مورد توجه قرار داده است. به عبارت دیگر مسئولین تلویزیون "رسا" اگر لزومی حس کردند زبانها دیگر را (که البته معلوم نیست چه زبانهایی مورد نظرشان باشد. زبان انگلیسی و یا زبانهای موجود در ایران!) در آن تلویزیون مورد استفاده قرار خواهند داد. به عبارت ساده دیگر حضور و زندگی 30 ملیون انسان ترک زبان در کشور ایران ضرورت و لزومی را برای دست اندرکاران تلویزیون "رسا" ایجاب نکرده است!!
بدین ترتیب میتوان به روشنی متوجه شد که تلویزیون "رسا" تلویزیونی متعلق به جامعه فارس ایران و برای استمرار دولتمداری فارسی در ایران است و نه برای مردم ایران (که چند زبانه اند) و نه برای استقرار دولتمداری همه مردم و همه ملیتهای آن.

در چهارمین بند منشور رسانه سبز چنین می خوانیم: "رسا بر پایه دفاع ازتمامیت ارضی و وحدت ملی ‌و ارتقای شأن و جایگاه کشور در عرصه بین المللی عمل می کند و در عین دفاع از خواسته های بحق اقوام ایرانی با هرگونه جریان جدایی طلبی مخالف است."
در این بند تمامیت ارضی ( یعنی اهداف سیاسی) مقدم بر خواسته های بحق اقوام ایرانی ( یعنی مطالبات انسانی) آمده است. چرا که این بند اساسا برای تمامیت ارضی ایران تاکید شده است و خواسته های بحق اقوام مشروط به قید فوق شده است.
آیا برای هر انسان عاقلی این پرسش پیش نمی آید که چرا تمامیت ارضی ایران همواره و در متن هر منشور و یا بیانیه ایی (که از سوی رهبران سیاسی جامعه فارس ایران ارائه می شود، چنین جلوه می کند که گویا تمامیت ارضی ایران از سوی ملیتهای غیرفارس (و به قول منشور رسانه سبز اقوام ایرانی) مورد تهدید است؟
آیا واقعا ملیتهای غیرفارس در ایران تهدیدی جدی علیه تمامیت ارضی ایران هستند؟ یا اینکه دولتهای فارس در ایران، در دوره شاه و شیخ با چنین ترفندی رزیلانه ایی می خواسته اند از طرح مطالبات ملیتهای غیرفارس در این کشور جلوگیری کنند؟
اگر پرسش اول را جدی بگیریم، یعنی ملیتهای غیرفارس ساکن ایران تهدیدی جدی علیه تمامیت ارضی ایران هستند، ذهن آدمی ناخودآگاه به دو فاکتور بسیار مهم جلب می شود. و آن اینکه؛
اول؛ اگر ملیتهای غیرفارس واقعا تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی ایران هستند، بایستی این ملیتها هم از نظر کثرت جمعیتی و هم از نظر وسعت سرزمینی که متعلق به آنان است، بسیار بیشتر از جمعیت و سرزمین متعلق به ملیت فارس ایران باشد، تا این وحشت و دلهره رهبران سیاسی جامعه فارس ایران چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون چنان وسعتی داشته باشد که در هر بیانیه و منشوری به تمامیت ارضی ایران تاکید شود.
آشکار به نظر میرسد که رهبران جامعه فارس ایران چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون به خوبی از بی حقوقی و تظلم علیه ملیتهای غیرفارس در ایران باخبرند و خشم و انزجار آنان را از سیاستهای دولتهای فارس در دو دوره شاه و شیخ به خوبی میدانند و همین ظلم و ستم و اشغالگری علیه سرزمینهای آنان توسط دولت فارس ایران، این وحشت را در دل رهبران سیاسی جامعه فارس ایران را کاشته است که در هر بزنگاه سیاسی ممکن است ملیتهای غیرفارس بخواهند زندگی سیاسی خود را خارج از جغرافیای سیاسی این کشور دنبال کنند. اگر تصویر واقعیت ایران چنین است، بایستی برای سعادت جامعه راهی را در پیش گرفت که به ترمیم نارسائی ها و امحاء تظلم علیه ملیتهای غیرفارس در ایران مد نظر باشد و آن چیزی جز به رسمیت شناختن واقعیت اتنیکی و زبانی ایران و حرکت بسوی یک زندگی پلورالیستی مملو از دوستی و صلح است. اما منشور رسانه سبز ایران دقیقا در ضدیت با یک روش دمکراتیک و با تاکید دوباره بر ادامه ظلمت و تاریکی علیه ملیتهای غیرفارس در ایران تنظیم شده است.
کنار هم قرار دادن بسیار معنی دار مفاهیم "تمامیت ارضی" و "جریان جدایی طلبی" در بند چهارم منشور "رسانه سبز ایران" است. باید از خود پرسید که؛ آیا شکل گیری جریان جدایی طلبی محصول سیاست توهین، تحقیر و انکار ملیتهای غیرفارس در ایران نیست؟ آیا واقعا اندیشه جریان جدایی طلبی از سیاست ضدبشری دولتهای شاه و شیخ در انکار و تحقیر ملیتهای غیرفارس در ایران مایه نگرفته است؟ آیا برای بازگرداندن آب به مسیر رودخانه، بایستی مسیر حرکت را هموار ساخت و یا اینکه به استمرار سیاست دژخیمانه علیه ملیتهای غیرفارس ادامه داد؟ رسمیت یافتن ملیتهای غیرفارس و زیستی با حقوق برابر، آنچنانکه در عراق و یا افغانستان روی داد تنها راه برون رفت از این گودال عقب ماندگی و نژادپرستی در ایران است.
بند دوم منشور رسانه سبز همچنان کوبیدن بر طبل دولت دینی است. این نیز بافت عقب مانده رسانه سبز را بیش از پیش برملا می سازد. نتیجه محتوم دولت دینی را در سی و اندی سال تمامی مردم با گوشت و پوست خویش احساس کرده اند و زنان، نیمی از جامعه همواره در تعرض بی امان دولت دینی بوده اند. بنابراین دولت دینی و یا هر دولت ایدئولوژیک نهایتا یک دولت توتالیتر و استبدادی است. بنابراین رسانه سبز در این جهت نیز رسانه ایی است در خدمت توتالیتاریسم و استبداد سیاسی در آینده.
دولت عرفی و سکولار و همزمان یک جمهوری دمکراتیک و فدراتیو تنها راهبرد ایران بسوی سعادتمندی این کشور و مردمان آن است. Yunes.shameli@gmail.com
2010-09-02

۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه

تهاجم لباس شخصی ها و بازجویی خیابانی از زهرا رهنورد


کلمه :زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه تهران چند روز پیش ،پس از خروج از منزل مسکونی اش و تنها چند متر آنسوتر از محل زندگی اش مورد هجوم و بازجویی لباس شخصی ها قرار گرفت.
به گزارش کلمه به نقل از شاهدان حاضر در صحنه ، هنگامی که رهنورد در هنگام غروب و نزدیکی افطاربه تنهایی و پیاده از خانه خود در یکی از کوچه های فرعی خیابان پاستور خارج شد ،ناگهان با جمع کوچکی از لباس شخصی ها مواجه شد که او را در حلقه محاصر خود قرار داده بودند.
فردی از میان جمع آنها فریاد زد: « آهای ! رهنورد ! چرا صورتت را پوشاندی ؟»
رهنورد در حالی که تلاش می کرد به راه خود ادامه بدهد ، گفت :«آیا حجابم را به معنای پوشاندن صورت می دانید؟ اگر صورتم را پوشانده بودم که مرا نمی شناختید!»
یکی از آنها به دنبال رهنورد دوید و شانه به شانه او بازجویی خود راشروع کرد : « به من بگو ، تو در زمان انقلاب کجا بودی ؟ آیا دین داشتی ؟ مخالف بودی یا موافق ؟ با چه کسی یا کسانی همکاری می کردی ؟»
در ادامه ، یکی دیگراز لباس شخصی ها شانه به شانه رهنورد که بی اعتنا سعی می کرد از محل دور شود ، قرار گرفت و بازجویی خیابانی را ادامه داد .
رهنورد در پاسخ به سوالاتی که اغلب با توهین همراه بود ،گفت « اگر آزادی خواهی ، دفاع از حقوق مردم و دفاع از حقوق زن جرم است ، آری ! من مجرم هستم .شما می توانید هرجرم دیگری را هم که دولت می پسندد به آن اضافه کنید.»
بازجو هایی که مشخص نیست از سوی چه نهاد یا سازمانی رهنورد را در خیابان مورد بازجویی قرار داده بودند، این بار فریاد زدند :«طفره نرو ! تو دروغ می گویی ، جواب سوال های ما را بده که زمان انقلاب کجا بودی و چکار می کردی؟»
رهنورد پاسخ داد: « من به بازجویی خیابانی جواب نمی دهم ، من یک زن مبارز و آزادی طلب هستم ، اگر واقعا علاقمند به شنیدن پاسخ های من هستید ،به جای بازجویی در خیابان ، یک روز به دفترم بیایید و لااقل من را در دفترم بازجویی کنید و نه در خیابان .»
زهرا رهنورد ، یکی از همراهان جنبش سبز است که در یکسال گذشته بارها مورد تهاجم نیروهای لباس شخصی و حتی گارد ویژه پلیس در خیابان قرار گرفته است.
به گزارش رسانه های مختلف ،دکتر زهرا رهنورد‌، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران یک بار در محوطه این دانشکده در حالی که برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می‌شده مورد تهاجم لباس شخصی های زن قرار گرفت.این افراد با تعقیب رهنورد در خارج از دانشگاه در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین بود گاز فلفل را از فاصله بسیار نردیک به صورت وی پاشیدند که منجر به آسیب‌دیدگی شدیدش شد.همان موقع وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل پاشیدن گاز فلفل از فاصله نزدیک دچار آسیب دیدگی جدی شد.
یکبار دیگر نیز یک گروه ۱۲ الی ۱۳ نفره از زنان لباس شخصی با حضور در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قصد حمله به رهنورد را داشتند که با اقدام به موقع حراست دانشگاه موفق به این کار نشدند.
زهرا رهنورد بار دیگر هنگامی که از میدان صادقیه تهران قصد شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن را داشت با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد. لباس شخصی‌ها با باتوم و مشت به رهنورد حمله کرده و سر و کمر او را مورد اصابت قرار دادند
تهاجم به رهنورد تنها به صورت فیزیکی علیه او اعمال نشده است و بارها نیز رسانه های اقتدارگرایان و حامی دولت او را در رسانه های خود مورد اتهام و ترور شخصیت قرار داده اند .

در بمب گذاری های انتحاری در پاکستان ٢٨ تن کشته شدند


Volunteers carry an injured man to an ambulance following explosions during Shiite Muslims procession in Lahore, Pakistan on Wednesday, Sept. 1, 2010
عکس از: ap
داوطلبان مرد مجروحی را به سوی آمبولانس حمل می کنند
پلیس پاکستان می گوید در سه بمب گذاری انتحاری در جریان مراسم مذهبی شیعیان در لاهور، دست کم ٢٨ تن کشته شدند.
به گفته مقامات در حملات که روز چهارشنبه صورت گرفت، بیش از ٢٠٠ نفر نیز زخمی شدند.
ویدیویی که از یکی از حوادث از تلویزیون محلی پخش شد، انفجار کوچکی در میان جمعیت، و به دنبال آن ستونی از دود را نشان داد.
تندروها قبلا نیز شیعیان را هدف گرفته اند. از جمله در ماه ژوئیه که در یک حمله انتحاری به مسجدی در شهر «سارگودا» هشت نفر مجروح شدند. ستیزه گران همچنین ماه پیش بمبی در زیارتگاه مسلمانان صوفی در لاهور منفجر کردند و بیش از ۴۰ تن را کشتند.
این حملات در حالی روی می دهد که هواپیماهای جنگنده ارتش پاکستان در روزهای سه شنبه و چهارشنبه به مخفی گاه های ستیزه گران در «دره تیرا» در منطقه خیبر حمله کردند.
مقامات پاکستان می گویند شمار کشته شدگان حملات هوایی به دست کم ۶۰ تن، شامل تعدادی غیر نظامی، افزایش یافته است.
مقامات پاکستان گفتند حملات هوایی ستیزه گران و بعضی از اعضای خانواده های آنها، از جمله زنان و کودکان، را کشت. تعداد دقیق غیر نظامیانی که کشته شدند روشن نیست. به گفته مقامات، ستیزه گران از بستگان خود بعنوان سپرهای انسانی استفاده می کردند.
هدف حمله هوایی ستیزه گرانی بودند که پس از حمله سال گذشته پاکستان در دره سوات، منطقه دیگری در شمال غربی، به منطقه خیبر فرار کردند. مقامات گفتند یک مرکز آموزشی، یک ایستگاه رادیویی و خودروهایی برای بمب گذاری های انتحاری، از جمله هدف ها بودند.
گفته شده است ستیزه گران حملات انتحاری در شهر پیشاور در شمالی غربی پاکستان و بخش هایی از استان خیبر پختونخوا در روزهای آینده را تدارک می دیدند.
خیبر مسیر مهمی برای عبور کاروان های حامل تدارکات برای سربازان ائتلاف در افغانستان است.

هنوز از وضعیت کروبی و خانواده اش خبری در دست نیست


حمله افراد موسوم به "لباس شخصی" به منزل مهدی کروبی


 
پیشتر نیز به منزل کروبی حمله شده بود
پیشتر نیز به منزل کروبی حمله شده بود
دبی – العربیه.نت
خبرهای رسیده به "العربیه. نت" از منابع داخل ایران حاکی از آن است که افراد موسم به "لباس شخصی" نیمه شب چهارشنبه 1-9-2010 به منزل مهدی کروبی نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوی سال گذشته ایران حمله و اقدام به تخریب محتویات منزل کردند.

این چهارمین شبی است که این افراد در مقابل منزل آقای کروبی تجمع می کنند. در شبهای گذشته از حضور او در مراسم احیای شب های قدر ممانعت کرده بودند. حسین کروبی فرزند رئیس دوره ششم پارلمان ایران سه شنبه گذشته در مصاحبه با "العربیه نت" گفته بود که این افراد گفته اند به تجمع در مقابل منزل آقای کروبی ادامه داده و مانع از شرکت او در راهپیمایی روز قدس خواهند شد.

اکنون یک روز مانده به روز قدس، این افراد که به گفته منابع داخل ایران، شماری از آن ها از بسیجیان پایگاه "شهید محلاتی هستند" از ساعت 10 شب اقدام به تجمع در مقابل منزل آقای کروبی کردند.

بنا بر این گزارش ها، حمله کنندگان در حالی که علیه کروبی شعار سر می دادند، اقدام به پرتاب سنگ و پاشیدن رنگ بر روی ساختمان محل سکونت او کردند.

بر اساس گزارش دریافتی اقدام این افراد موجب وارد آمدن خسارت های به ساختمان شد. مهاجمان همچنین با پرتاب سنگ، شیشه های منزل آقای کروبی را شکستند و بر در و دیوار ساختمان رنگ پاشیدند. آن ها دوربین های امنیتی نصب شده بیرون و درون ساختمان را نیز از جا کندند.

بنا به گفته این منابع داخلی، مهاجمان شعارهایی همچون "وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد ارتش دنیا نمی تواند که جوابم دهد " و "امریکا- کروبی- پیوندتان مبارک" سر می دادند .

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، مهدی کروبی که یکی از دو نامزد معترض به نتایج این انتخابات بود، بارها نسبت به رفتار حاکمیت ایران به شکل علنی انتقاد کرده است، انتقادهایی که خشم اصولگرایان ایران و هواداران آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور این کشور را به دنبال داشته است.

آقای کروبی طی یک سال گذشته همواره بر تقلب سازماندهی شده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران تاکید کرده است، انتخاباتی که آیت الله خامنه ای تقلب در آن را محال دانسته و بر صحت آن تاکید کرده است.

فاطمه کروبی همسر کروبی نیز روز چهارشنبه در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، نسبت به تجمع کنندگان در مقابل منزل مسکونیشان اعتراض کرد. در این نامه با اشاره به این که این افراد داعیه پیروی از رهبر ایران را دارند و با بیان سابقه مبارزه خانواده کروبی در دوره حکومت رژیم سابق ایران خاطر نشان کرده بود: " اما هیچگاه آرامش و آسایش خانواده نه از سوی ساواک و نه از سوی مزدوران متعلق به رژیم مورد تعرض واقع نشد."

خبرها حاکی از آن است که افراد مهاجم سلاح گرم نیز در اختیار داشتند. هنوز از وضعیت کروبی و خانواده او خبری در دست نیست.

بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید


1389
 

 بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید
روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .
سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .
بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .

روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .
روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .
شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .
معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید ” واقعا ؟ “
“من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! “
“من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . “
دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .
معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .
آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال
بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد .
او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود . پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .
کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ، مراسم وداع را بجا آوردند .. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .
به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : ” آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ “
معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : ” چرا”
سرباز ادامه داد : ” مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . “پس از مراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نیز
که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .
پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :”ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . “او با دقت دو برگه کاغذ
فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد .
خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .
مادر مارک گفت : ” از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . “
همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : ” من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . “
همسر چاک گفت : ” چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . “
مارلین گفت : ” من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . “
سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :” این همیشه با منه . … . . ” . ” من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه
نداشته باشد .. “
معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد .
سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد
افتاد .
بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.
اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید ، به نظرشما این اولین باری خواهد بود
که شما کوچکترین تلاشی برای ایجاد تغییر در روابط تان نکردید ؟
هر چه به افراد بیشتری این پیغام را بفرستید ، دسترسی شما به آنهایی که اهمیت بیشتری برایتان دارند ، بهتر و راحت تر خواهد بود .
بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید

pahreh

۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

روایت مهندس آذربایجانی از یک سال و چهار ماه حبس در ایران





رشید علی‌اف، دانشمند فیزیک لیزر اهل جمهوری آذربایجان، که پس از یک ونیم سال حبس به اتهام جاسوسی اخیراً از زندان اوین ایران آزاد و به آذربایجان تحویل داده شد، در مصاحبه با رادیو فردا با ابراز تعجب از آنچه که «محاکمه‌های سرسری و نقض حقوق زندانیان» در ایران می‌خواند، می‌گوید که هنوز هم از روحیه، استقامت و جهان‌بینی هم سلولی‌هایش در بند ۲۰۹ زندان اوین شگفت‌زده است.

آقای علی‌اف می‌گوید که «همیشه نگران آینده آنها هستم، آنهایی که با وجود حکم اعدامی که داشتند، هنوز هم با دغدغه‌ای عجیب بحث سیاسی می‌کردند، گو اینکه عزم به تغییر جامعه از وجودشان پاک‌شدنی نبود. نمونه‌اش همان فرهاد وکیلی چند روز قبل از اعدام دوتایی بحث سیاسی داغی داشتیم، از دوستش شنیدم که وقت اعدام خودش بند دار را به گردنش انداخته بود».

  • آقای علی‌اف، چطور شد که در زمینه فیزیک لیزری با ایران همکاری کردید و ماجرا از کجا شروع شد؟

من تا سال ۲۰۰۶ که در دانشگاه باکو و آکادمی علوم به عنوان متخصص فیزیک لیرز فعالیت داشتم. شرکت اکترونیک سازان ایران دنبال یک متخصص لیزر بود و اسم من را به آنها داده بودند. به هر حال تماس‌ها شروع شد و گفتند که برای تشریح نحوه همکاری و شرایط به تهران بروم. رفتم و یک ماه به عنوان آزمایشی کار کردم، نتایج مورد قبول واقع شد، قرارداد بستیم و کار را شروع کردم.

  • در شرکت الکترونیک سازان کار شما چه بود و چی تولید می‌کردید؟

کار ما هنوز به مرحله تولید نرسیده بود. بعضی دستگاه‌های لیرز کهنه روسی بود که در اوایل کار آنها را تعمیر می‌کردیم و بعدها کار نوسازی و مدرنیزه کردن دستگاه‌های لیزری رو شروع کردیم. بعد از مدتی با پیشنهاد من یک آزمایشگاه راه انداختیم تا نمونه‌های آزمایشی بعضی قطعات دستگاه‌های لیزری رو خودمان تولید کنیم.

  • کاربرد این دستگاه‌های لیزری چه بود؟

انواع مختلفی بود. لیزرهای تکنیکی، عادی و غیره. مثلاً یک نمونه از آنها برای برش فلزات کاربرد داشت. البته ایران تکنولوژی ساخت دستگاه‌های لیزری رو ندارد، ما دستگاه‌های کهنه را تعمیر می‌کردیم، بعضی از قطعات را از خارج می‌خریدند و در آزمایشگاه سرهم بندی می‌کردیم و از این قبیل.

  • پس چطور شد فعالیت‌تان را قطع کردید، به باکو برگشتید و دوباره به ایران رفتید؟

من هیچ وقت فعالیتم را متوقف نکردم. بعضی از مشکلات مانند دستمزد بود که هر بار می‌گفتند افزایش می‌دهند و نکردند. بعد از اتمام قرارداد یک ساله، کار رو موقتاً رها کردم و برگشتم. بعد از مدتی دوباره از شرکت الکترونیک سازان زنگ زدند، مقداری پول هم پیش فرستادند که برگرد، من هم قبول کردم.

  • شما در کنفرانس مطبوعاتی که بعد از آزادی از زندان اوین و برگشتن به باکو برگزار کردید، گفته بودید که ایران به شما پیشنهاد اقامت در ایران و همکاری در بعد نظامی را دادند. آیا این همکاری به غنی‌سازی اورانیوم با لیزر ربطی داشت یا اینکه دقیقاً در چه زمینه‌ای پیشنهاد همکاری نظامی دادند؟

نه، ربطی به غنی‌سازی اورانیوم با تکنولوژی لیزری نداشت، با اینکه من با این فرایند هم آشنایی دقیقی دارم. واقعیت این هست که اصلاً من را دقیقاً توجیه نکردند که کدام زمینه نظامی و کار بر روی چه فن‌آوری را مد نظر آنهاست. همچنین به من نگفتند که این پیشنهاد سری است. از طرفی من کارشناس فوق‌العاده با تجربه‌ای نبودم که تکنولوژی مدرنی را بتوانم برای آنها به ارمغان آورم یا تولید کنم.

ما این کار را از صفر شروع کرده بودیم. چیز جدیدی را تولید نمی‌کردیم، فقط دستگاه‌های سی سال قبل را تعمیر و با قطعات الکترونیکی جدید مدرنیزه می‌کردیم. من اصلاً به ذهنم هم نمی‌رسید که این فعالیت عادی و تکنولوژی ۳۰ سال قبل را به «اسرار دولتی و ملی» تبدیل کنند و من رو گرفتار حبس کنند.

به من پیشنهاد کردند که خانواده‌ام را هم به ایران ببرم و ساکن آنجا شوم. گفتند خانه نیز تأمین می‌کنیم، به هر حال قبول نکردم.

برگردیم به موضوع همکاری نظامی، من حدس می‌زنم شاید دستگاه‌های لیزری تعیین مسافت مد نظر آنها بود که کاربرد نظامی دارد. من دوباره تکرار می‌کنم که ایران فن‌آوری تولید لیزر ندارد. ما از تکنولوژی ۶۰ سال قبل شروع کرده بودیم و هنوز در اول راه بودیم. شاید اگر این راه را ادامه بدهند، تا ۱۰ سال آینده به برخی تولیدات دست بزنند، اما در شرایط حاضر نه.

  • چطور شد که شما را دستگیر کردند؟ روند بازجویی، تفهیم اتهام و محاکمه چگونه بود؟

من وقتی با سیستم حقوقی ایران آشنا شدم، شوکه شدم. وقتی دیدم که بعد از یک سال و چهار ماه زندان، بدون دسترسی به وکیل حکم می‌دهند، آن هم حکم غیابی. سند بازجویی را تحریف و دستکاری می‌کنند. بازجو به من می‌گفت که شکل دستگاه‌هایی که روی آن کار می‌کردم را بکشم. گفتم نمونه‌های آن در آزمایشگاه موجود است، می‌گفت نه شکلش را نقاشی کن. طرحی کشیدم که این شکلی است.

در دادگاه همون ورق را سند کرده بودند، گویی اینکه من طرح‌ها را دزدیدم و رسم کردم و می‌خواهم با خودم از کشور خارجش کنم. بالای اون طرح‌ها هم بعداً نوشته بودند که «من اعتراف می‌کنم که این اسناد را می‌خواستم از کشور خارج کنم»، پایین ورق هم امضای من بود که وقتی شکل ظاهری اون دستگاه‌ها را کشیدم، گفتند امضا کن.

از این نیرنگ و فریب شوکه شدم. می‌گفتم که آزمایشگاهی که خودم ساختم و تکنولوژی که ۳۰ سال است با آن کار می‌کنم و خودم وارد ایران کردم را اصلاً چرا باید از ایران بدزدم و ببرم خارج؟ من از استرس دیوانه می‌شدم. ۵۰ روز در انفرادی بودم. پنج روز اعتصاب غذا کردم. هر روز آرزوی مرگ می‌کردم. هیچ سؤال جدی از من نمی‌پرسیدند. من قبر خودم را در انفرادی دیدم و تجربه کردم.

  • بعد از انفرادی به کجا برده شدید و آیا زندانیان سیاسی ایران و وضعیت آنها را هم دید؟

بسیار اسفناک بود. خصوصاً زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ و ۲۰۹ که با آنها هم‌سلولی هم بودم. حکم غیابی یک چیز عادی شده بود، حتی حکم اعدام غیابی هم داده می‌شد. یکی بود به اسم فرهاد وکیلی، کرد بود. با هم بحث‌های سیاسی می‌کردیم. اتهامش همکاری با پژاک و ترور بود، اما باورم نمی‌شد.

اولاً خیلی روشنفکر و باسواد بود، دوماً بیمار جسمی مادرزاد بود. همه جای بدنش یک ایرادی داشت. اما خیلی ژرفنگر و باسواد بود. عمیقاً به دموکراسی باور داشت و تحلیل‌های بسیار قوی داشت. چطور می‌شود به چنین کسی تروریست گفت، کسی که حتی بضاعت و سلامتی برای چهار قدم راه رفتن حسابی هم نداشت.

وکیلی را با پنج نفر چند ماه پیش اعدام کردند که یکی از آنها زن بود. یک سرباز به دوست وکیلی گفته بود که وکیلی اجازه نداده بود و با دست خودش طناب را به گردنش انداخته بود. دوستش هم به من تعریف کرد، شوکه شدم. همیشه نگران آینده هم سلولی‌هایم هستم، آنهایی که با وجود حکم اعدامی که داشتند، هنوز هم با دغدغه‌ای عجیب بحث سیاسی می‌کردند، گو اینکه عزم به تغییر جامعه از وجودشان پاک‌شدنی نبود. نمونه‌اش همان فرهاد وکیلی چند روز قبل از اعدام دوتایی بحث سیاسی داغی داشتیم.

  • آیا دوستانی هم در بند ۳۵۰ و ۲۰۹ پیدا کردید؟

خیلی . یکی علی زاهدی بود. حکم اعدام داشت. با سه نفر در ارتباط با حادثه تروریستی شیراز (انفجار) گرفته بودند. علی حیدر حیدری هم همراه اون دستگیر شده بود و ۱۵ سال حکم زندان داشت. یک مرد خیری هم بود که به همه کمک می‌کرد، اسمش رضا تقوی بود و ۷۳ سال داشت. در همه کارهای خیریه زندان پیش قدم بود. دو سال بود که پروسه بازجویی‌اش ادامه داشت. از آمریکا برگشته بود و اتهامش جاسوسی بود.

یکی بود که تقریباً مرده متحرک بود. آنقدر [به او] آمپول زده بودند که فلج شده بود. اسمش علی محمدی بود، اتهامش جاسوسی به آمریکا بود. سه بار قصد خودکشی کرده بود. یک شهروند ترکیه به اسم متین اوزجان بود که هشت سال حکم حبس به خاطر جاسوسی گرفته بود. خیلی‌ها بودند. سعید متین‌پور یکی از هم صحبت‌های من بود، یکی از فعالان مدنی آذربایجان ایران، مهره‌های کمرش بدجوری درد می‌کرد و ...

  • الان که آزاد شدید، دلتان برای هم سلولی‌های قدیمی تنگ می‌شود؟

خیلی نگران آینده آنها هستم. از حکومت ایران واقعاً استدعا دارم که به وضعیت حقوقی، حقوق قضایی زندانیان، پروسه محاکمه، تغذیه، سلامتی و از همه مهم‌تر به عدالت دقت بیشتری بکند. سه سال حکم اعدام داده شده و هنوز محکوم در زندان منتظر اعدام بود. این بلاتکلیفی استرس به جان همه می‌انداخت.

طبق قانون متهم نباید بیش از یک ماه بدون حکم در زندان بماند، من خودم بیشتر از یک سال در زندان ماندم. برای منی که ۵۷ ساله‌ام، یک سال برابر ۲۰ سال بود. در بند ۲۰۹ و ۳۵۰ هم شکنجه جسمی بود و هم روحی، خصوصاً بند ۳۵۰ که حتی غذا و میوه برای زندانیان نمی‌رسید و رطوبت تا مغز استخوان‌ها می‌خزید. دکترها معالجه جدی نمی‌کردند. نامه‌های زندانیان به مقصد نمی‌رسید. محاکمه‌های سرسری و نقض حقوق زندانیان ...

من یک توصیه دیگر هم به مأموان ایران دارم و آن اینکه با هیچ نیرویی نمی‌شود جلوی تکامل را گرفت. قوه قهریه جواب و نتیجه ندارد. 


کدام،اتحاد مبارزه ايدولوژيک يا تھمت زدن؟! م.و. کوهگنجى




جاسوسى و فروش اطلاعات مقوله اى مربوط به ملت بلوچ نيست. در ميان تمام ملتھا کم و بيش رواج دارد. اکثر ملتھا وجنبشھاى آزادى خواھى از اين عمل نا خوشايند رنج برده و ضربه ھاى سنگين خورده اند و زمان رسيدن به ھدف طولانى گشته است. اما مللى که قرنھا تحت استعمار و چپاول بوده اند و فرياد حق طلبى و آزادى خواھيشان با تمام نيروى نظامى و غير انسانى سرکوب شده وسرب داغ در گلو ريخته وخفه گشته، ضربات ويرانگر جاسوسى به سادگى جبران پذير نيست. بر ملت ما چنين رفتارى حاکم بوده و است. اکثر بلوچھايى که به دربار و در دستگاه شاه وشيخ راه يافتند، براى رفاه شخصى و کسب امتياز، کار خود با ملت بلوچ يک سره کرده اند و اثرى نابود کننده بر حيات ملت بلوچ و آينده فرزندانش وارد آوردند و مى آورند. متاسفانه در دوران رژيم پھلوى و جمھورى اسلامى خسارات آنچنان ويرانگرى در تمامى سطح جامعه بلوچ از اين معامله بلوچ فروشى بوجود آمده که حتى امروز ملت بلوچ و جنبشھاى مردمى و حرکتھاى ضد رژيمى نتوانسته اند براحتى از آن قد برافرازند.
خوانين بيشتر ازنيمه تا راس ھرم جاسوسى و بخشى از ملاھا و تحصيل کرده ھا قسمتھاى پاينى اين سه ضلعى کثيف را تشکيل مى دادند و مى دھند. نقصھا و کمبودھاى موجود جامعه ما در اثر بى سوادى و آگاه نبودن به تاريخ و گذشته خودمان است. آگاھى به علوم و بخصوص علوم اجتماعى و جامعه شناسى، کمبودى بزرگ در جامعه ماست که راه را براى ھدف شوم دشمان ملت ما باز مى گذارد. از نسل سوم به بعد ملت بلوچ در دوران پھلوى، سياست روز بر آن بوده که اين ملت بکلى غرورملى اش را از دست بدھد و گذشته اش را کاملاً فراموش کند و خود را به عنوان يک ملت نشناسد. گروھى که به دربار و دستگاه راه يافتند، به قبول اين زشت در ميان مردم بلوچ کوشا بودند و در حق ملت بلوچ عمل نيکى انجام ندادند. تقى خان ريگى لباس آرتشى به تن کرد و برنو واگر پنج تيرى بلوچى داشت و به زير کھگل کاهدانھا پنھان کرده بود با قسم و وعده وعيد از بلوچھا پس گرفت و به ژاندارمرى واگذار کرد. امروز ھم خوانين بعد از مدتى منزوى بودن و به دليل ذلت و در ماندگى ج.ا درحال جست وخيز و سر بلند کردن ھستند و به نام امنيت بلوچستان به امتياز گيرى مشغولند و نزديکان خود را براى سرکوب مبارزين بلوچ با اسلحه سپاه و ساير نيروھاى سر کوب مسلح مى کنند و به اصطلاح براى ج.ا در بلوچستان امنيت تاؑمين مى کنند!
بلوچھا ھم مانند ديگر انسانھا موجوداتى زمينى ھستند! داراى اعتقادات مذھبى، سياسى و داراى خواستگاه ھاى قشرى و طبقاتى متفاوتى ھستند. بلوچستان با بلوچھا در کوه و خرمن آتش خشم و کينه مذھب تشيع جھان گيران جان بگير مى سوزد. ماليات گيرى جمھورى اسلامى در بلوچستان، اعدام و جانگيرى از بلوچھاست. فقر وکشتار بى حد و حساب ج.ا که بايد پايه اتحاد مبارزان و انقلابيون بلوچ باشد، نتوانسته رشد لازم را براى ھم سويى و اتحاد کامل مبارزان بلوچ بوجود بياورد. متاسفانه به رسميت شناختن حقوق مساوى براى ديگران ھنوز توسط بسيارى از عزيزان مبارز بلوچ جا نيفتاده است. پايبندى به ھرمرام و مذھبى يک امر خصوصى است و حتى با پرداخت جزيه در حکومتھاى صدر اسلام ! به آن احترام گذاشته مى شد و پيروان ديگر اديان با پرداخت باج به حاکمان وقت تا حدى در امان بودند.
اتحاد ميوه اى بسيار شرين و زيبا است. درختش ھم به آسانى به بار نخواھد نشست. آبيارى و تيمارداريش مبارزه صحيح و اصولى ايدولوژيکى است و نه بدون ارائه دادن سند، بھم تھمت زدن. مزه حقيقتى که از طريق انتقاد سازنده بوجود مى آيد براى ھميشه و نسل به نسل مى ماند و انتقال داده مى شود و باعث رشد و بلوغ يک حرکت ملى- مردمى مى گردد و جاى پا ملت ما را محکمتر و قويتر خواھد کرد. اگر به دنبال حقيقت لگد مال شده ملت بلوچ ھستيم، اتحاد نبايد آن مقوله رنج آور پيچيده برايمان باشد. براى عادل بودن و درک حقيقت لازم نيست که انسان داراى اعتقادات مذھبى خاصى باشد. با دارا بودن ھر نوع اعتقادى انسانى، با به ميان کشيدن بحثھاى سازنده و مبارزه سالم ايدولوژيکى ونه تھمت زدن و افترا بستن بھم، مى توان به دريافت حقيقت نائل شد و برنامه ضد اتحاد و طرحھاى غرض ورزانه دشمنان را خنثى کرد.
اتحاد به معنى آن نيست که ھمه تضادھاى ايدولوژيکى و اختلافات بنيادى و روشھاى متفاوت سازماندھى را بکلى کنار زده و حزب و سازمان خاصى را منحل کرد و خود را در يک چھار چوب فکرى خاص محصور و زندانى نمود. بر عکس با حفظ اعتقادات مذھبى، شخصى، سياسى و گروھى و با انتقاد شديد سازنده و نه ويران گرانه از ھم، مى توانيم از پيمودن راهھاى طولانى و از پشت سر لقمه را در دھان گذاشتن خود دارى کنيم. بر حول شعار مبارزه ملى و انتخاب تاکتيکھا و استراتژى صحيح به ثمر رساندن مبارزه ملى، مى توانيم راه اتحاد را پيش گيريم. براى آنھايى که حقوق انسانى ملت بلوچ مھم است، داراى ھر باور مذھبى و غير مذھبى که باشند، مى توانند بر سر نقاط مشترک منافع ملى و حقوق انسانى پايمال شده ملت بلوچ به اتحاد برسند که خود نشانى از بلوغ سياسى و درک ضرورت يک حرکت ملى است.
بلوچستان ارث پدرى و مھريه مادرى تمام مردم بلوچ و متعلق به ملت بلوچ است! ھر فردى و سازمانى در حد توانى که دارد مى تواند در پيشروى مبارزه ملى و کسب حقوق مردم بلوچ سھم بگذارد و به پرورش و رشد سياسى کمک کند و براى رسيدن به اين مھم بايد منافع ملى و دراز مدت کل ملت بلوچ را بر منافع گروھى و شخصى ترجيح دھند. حرف درست ھر چند که نا خوش ايند باشد، بايد گفته شود. افشاگر ھميشه باعث از ھم پاشى يک جريان نخواھد شد، بلکه افشاگرى اصولى ونه فحاشى باعث بر طرف کردن ضعفھايمان و نيز کمک مى کند تا دقيقتر وبا سنجيدن تمام جوانب کار براى رسيدن به ھدف برنامه ريزى کنيم. منافع ملى و رسيدن ملت بلوچ به حقوق انسانى و رفاه عمومى چترى است که تمام افراد بلوچ، غير از مزدوران و جاسوسان رژيم و ھمکاران سرکوبگران ملت بلوچ مى توانند زير آن جمع شوند و انرژى آزاديخواھى و ضد رژيميشان را از آنجا ھدايت کنند. برنامه يک سازمان و عمل کرد يک فرد است که آنھا را در جبھه اى قرار مى دھد و قضاوت ديگران را بر مى انگيزد و بخشى از حقيقت را روشن مى کند که در رديف دوستان ويا در آن سوى مخالف صف آرايى کرده اند. جستجو کنندگان حقيقت لازم نيست بدون ذکر دليل به جان ھم شمشير بکشند، اينجا کشف حقيقت يعنى کسب حقوق ملى و حفظ منافع ملى و رسيدن ملت بلوچ به حقوق انسانى پايمال شده و از ميان بر داشتن تبعيض بر عليه ملت بلوچ است. اينجا مبارزه بر سر انتخاب تاکتيک درست و ثمر بخش بودن و زودتر رسيدن به ھدف نھايى است و کاناليزه کردن توان انقلابى مردم بلوچ در راستاى ھدف نھايى.
آن دوستان دانا که معتقد ھستند غير از سنى مذھبان به کسان ديگرى در بلوچستان اجازه نفس کشيدن نمى دھند، به آن جمعيت کوچک چند درصدى از بلوچھا که اعتقاد به مذھب شيعه دارند، ھر گز فکر کرده اند که با آنھا چگونه رفتار خواھند کرد؟ ساکنين بزمان، دلگان، نرماشير و رودبار و اطراف رشته کوه جمالباريز ھمه بلوچند و کاملاً به فرھنگ و سنتھاى بلوچى پاى بند ھستند. سواى ھم سويى مذھبيشان با حاکمان روز ايران که نھايت سوء استفاده و بھره برى را ازھم سويى مذھبىشان مى برند، خود را بلوچتر از ساير بلوچھاى سنى مذھب مى دانند و از ھمان روز اول تولد حاکميت ج.ا روى خوش به رژيم نشان ندادند و عده زيادى به برادران سنى مذھب خود در زاھدان، خاش و ايرانشھر پناه آوردند. آيا آنھا برادران خونى ما نيستند؟ آيا با آنھا ھمان خواھيم کرد که امروز سنيھا در الجزاير، سومالى مسلمانان در عراق و ... با ھم مى کنند. ملت بلوچ که توانسته طى قرنھا در دام نا مردمى ترين رژيمھاى دنيا دوام بياورد و نابود نشود و پناگاه آوارگان ايرانى بخصوص بھائيان، حشاشيان، صوفيھا و حتى شعيه ھا و سران ج.ا بوده و با تمام وجود از آنھا حفاظت کرده و با ھمانى که داشته صادقانه از آنھا پذيرايى و مھمان نوازى کرده، در شاؑن خود نمى داند و ھر گز اجازه رشد چنين افکارى را نخواھد داد و فرھنگش تن به قبول زشتى نخواھد داد.
حرف ما بر سر جاسوسان و ھمکاران رژيم نيست. جاسوسان بلوچ فروش ھم در ميان سنيان و ھم در ميان شيعه ھاى بلوچ يافت مى شوند، نمونه اش شھادت ملوى محمد عمر توسط طلبه سنى و شھادت بعضى از مخالفين رژيم در پاکستان توسط ياغى تسليم شده بلوچ شيعه. مردم بلوچ داراى شعور اجتماعى کافى ھستند که از منافع ملى و عمومى خود دفاع کنند. ھيچ قدرت و سازمان سياسى را حق نيست که ملت بلوچ را نسبت به وابستگيھا و گرايشات مذھبى که به اين و آن شاخه دارند، تقسيم کنند. آنھايى که در پى نام بلند کردن و آوازه ھستند و از اين طريق نان مى خورند، در حقيقت رو در روى ملت بلوچ ايستاده اند. تمام بلوچھا با ھر اعتقاد مذھبى که دارند و در ھر منطقه جغرافيايى که واقع ھستند پاره ھاى يک تنند و ريشه ھا و شاخھاى درخت تنومند ملت بلوچ را تشکيل مى دھند و در سر زمين مشترک پدريشان، بلوچستان زندگى مى کنند. يدک کشيدن بعضى از تفکرات، خود را محور ديدن و بزرگ بينى و بد قبيله اى که در گذشته باعث عقب ماندگى ملت ما بوده، امروز در قرن بيست يکم ديگر کار ساز براى رھاى ملت بلوچ از زير سيطره جنايات وحشيان ماقبل تاريخ نيست. در خانواده عادل ملت بلوچ، ارث پدرى شامل تمام فرزندان و حتى فرزندان ناقص الخلقه مى شود، ھر چند که حرفھا از جاى گرمى بر مى آيد، نبايد آرزو ھا و خيالات شخصى خود را به ھر قيمتى به خورد ملت بلوچ بدھيم. آنچه که ملت بلوچ مشتاق آن است، رھايى جستن از خشن ترين ناروايى ھاى حکام خون و مرگ است. متفکران بلوچ در ضمن حل مسائل روز بايد براى آينده برنامه ريزى کنند، زيرا که اتحاد ملت بلوچ در اين راستا ضرورت اجبارى تاريخ است.
م.و. کوهگنجى دوم شھريور ماه ١٣٨٩ شمسى








گزارش کمیسیون رفع تبعیض نژادی و "سکوت" رسانه های ایرانی



کمیسیون و یا کــمـیـته هیجده نفره ناظر بر رفع تبعیض  نژادی  سازمان ملل مـتـحـد (The Committee on the Elimination of Racial Discrimination) در گزارش (۱) دوره ای خود که  دیروز جمعه  پنجم شهریور۱۳۸۶ در مقر سازمان ملل در ژنو منتشر شد، در راستای  کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد از دولت ایران مصرانه تقاضا نمود تا به تبعیض نژادی (Racial Discrimination) برعلیه اقوام (ملیت های) ایرانی نظیر بلوچ، کرد، آذری، عرب، ترکمن و غیره پایان دهد.  این کمیسیون با ابراز نگرانی شدید نسبت به اعمال تبعیض نژادی سیستماتیک بر علیه اقوام ، از دولت ایران خواست به قرارداد (کنوانسیون) بین المللی مبارزه با نژادپرستی (۲) که ایران (۳) نیز امضاء کننده آن است پایبند باشد. این گزارش به زبان های مختلف از جمله انگلیسی توسط خبرگزاری ها و رسانه های معتبر جهان منعکس شده است. اما متاسفانه  در رسانه های فارسی زبان انعکاس آن بسیار کم رنگ بود. رسانه های داخل کشور هیچگونه اشاره ای با این گزارش نکرده اند.

در ابتدای گزارش (در بخش مقدمه) از حضور فعال نمایندگان عالیرتبه دولت ایران ومقامات ارشد وزارتخانه ها و نهاد های حکومتی ایران در مراحل مختلف تفحص و تحقیق، و همچنین از ارائه مدارک و اسناد مربوطه و همکاری قابل تقدیر مقامات حکومتی در پروسه بررسی و تحقیق کمیسیون، تشکر و تقدیر شده است.  ظاهراً دولت ایران ارائه مدارک و مستندات خود را از ژوئـیـه سال ۱۹۹۹ میلادی آغاز نموده و سپس حداکثر تلاش و همکاری لازمه با کمیسیون را برای وصول یک گزارش مثبت از سال ۲۰۰۶ آغاز کرده است است و بر طبق مندرجات صفحه اول گزارش ، تعداد زیادی از مقامات بلندپایه دولتی  حداکثر تلاش و همیاری خود را با کمیسیون نموده اند، که از همه آنها تشکر و تقدیر شده است.

دولت ایران ظاهراً در مراحل تفحص و تحقیق کمیسیون تلاش نموده است تا به کمیسیون نشان دهد که هیچگونه شکایتی مبنی بر تبعیض از سوی افراد و یا گروه های وابسته به اقوام ایرانی در داخل کشور مطرح نشده است؛ و در نتیجه به دلیل فقدان شکایت و عدم طرح ادعا های حقوقی مربوطه در داخل کشور، کمیسیون نباید رای بر وجود تبعیض در ایران بدهد. اما کمیسیون در بند چهارده گزارش خود این استدلال ایران را بی پایه و اساس دانسته و در گزارش خود تاکید کرده است  که عدم طرح شکایت و یا درخواست برای رفع موانع تبعیض از طرف شهروندان داخل کشور؛ دلیل بر عدم وجود تبعیض نژادی نیست. زیرا علاوه بر محدودیت های زبانی، قربانیان تبعیض هیچگونه اعتماد و یا اطمینان حقوقی نسبت به پلیس (مامورین انتظامی) و مقامات قضائی ندارند؛ و اصولا نمی توان شکایت از سیستم تبعیضگرا و مقامات تبعیض کننده  را به همان سیستم و مقامات برد.

کمیسیون هیجده نفره رفع تبعیض  نژادی  سازمان ملل مـتـحـد، ایران را به دلیل عدم ارائه آمارهای لازم در مورد اقوام و مناطق اقوام نشین ایرانی، علیرغم سرشماری نفوس کشور در سال ۲۰۰۷ در ایران، سرزنش نموده است. در این گزارش آمده است که مشارکت عملی افراد و گروه های وابسته به اقوام ایرانی در امور مملکتی و عمومی بسیار پاینتر از حد انتظار می باشد. این گزارش همچنین در مورد وضعیت تبعیض رسمی و دوگانه بر علیه زنان در مناطق قومی ابراز نگرانی کرده است و از دولت ایران تقاضا نموده تا برای رفع تبعیضات موجود اقدامات عاجل بعمل آورد. در بند ث ( بند نگرانی ها و پیشنهادات)،  کمیسیون از دولت ایران درخواست شده است تا در سرشماری بعدی یک سوال در مورد قومیت افراد نیز در پرسشنامه سنجش نفوس گنجانده شود تا افراد بتوانند آزادانه قومیت خود را ثبت و مشخص کنند و نتایج آن بطور رسمی و منصفانه اعلام شود.  کمیسیون همچنین در بند پانزده گزارش خود به موارد تبعیض در زمینه مسکن، آموزش، مساوات و آزادی بیان، مذهب، بهداشت  و اشتغال پرداخته است و خاطر نشان ساخته که استان های اقوام نشین ایران فقیرترین مناطق کشور هستند. در بند هفده گزارش از دولت ایران درخواست شده است تا از طریق تعامل و همیاری با گروه ها و جوامع مختلف وابسته به اقوام ایرانی مطالعات همه جانبه ای را جهت رفع تبعیض انجام دهد. اقوام ایرانی بخصوص بلوچ ها و کردها که عمدتا ً سـُنـی مذهب نیز هستند، بدلیل تبعیضات  مندرج در قوانین جمهوری اسلامی و حتی  بطور فراقانونی مورد اجحاف و ستم مضاعف قرار می گیرند بطوری که اکثریت قاطع مسئولین و مقامات ارشد دولتی در استانهای مربوطه، شیعه ، غیر بومی و بیگانه با فرهنگ و مذهب مردم آن مناطق می باشند. تبعیض آشکار در زمینه اشتغال در استانهای اقوام بخصوص در سیستان و بلوچستان معضل بزرگی است؛ که در گزارش کمیسیون به آن اشاره شده است.

کمیسیون نگرانی شدید خود را نیز در مورد عدم وجود امکانات و آزادی برای یادگیری و آموزش زبان مادری و پروسه گزینش در استخدام و اشتغال و استفاده ابزاری آن برای حذف افراد وابسته به اقوام و ملیت های ایرانی ابراز نموده است. بر اساس گزارش کمیسیون، فیلتر گزینش افراد و یا گروه هایی را که به رژیم جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور وفادار نیستند، از دایره اشتغال به دور نگه می دارد. در گزارش آمده است پروسه گزینش که در تمام شئون رسمی و دولتی اجرا می شود، مشخصاً تبعیض را بر علیه افراد و گروه های وابسته به اقوام  که بسیاری سـُنـی مذهب نیز هستند، نهادینه و عملی می کند و محدودیت های فراوانی برای اقلیت های قومی و مذهبی فراهم می کند. کمیسیون موارد تناقض بین قوانین جمهوری اسلامی و مواد کنوانسیون بین المللی مبارزه با نژادپرستی را یاد آور شده است و از حکومت ایران درخواست نمود تا قوانین مربوطه را تعدیل و منطبق با قوانین بین المللی که جمهوری اسلامی نیز به آنها متعهد است، بازنگری کند. کمیسیون همچنین از دولت ایران درخواست نموده تا بر اساس درخواست مشخص مندرجه در کنوانسیون آن معاهده را به زبان های مختلف کشور ایران ترجمه و در دسترس همگان و بخصوص مامورین دولت و دستگاه های آموزشی قرار دهد تا مردم از حقوق خود و دولت از وظایف خود در قبال قراردادهای بین المللی آگاه شوند. کمیسیون ادعای ایران مبنی بر رد تبعیض در بند نوزده قانون اساسی جمهوری اسلامی را ناکافی دانسته و آن را منطبق با مواد کنوانسیون رفع تبعیض نژادی ندانسته و از دولت ایران درخواست نموده تا در قانون اساسی  و قوانین کشور بازنگری کند. بند ده گزارش به موضوع  تبعیض در حوزه ادبیات طنز بر علیه اقوام و بخصوص هموطنان آذری اشاره کرده است. با توجه به مقوله هایی نظیر عرب ستیزی و ترک ستیزی و کلا ً تحقیر اقوام که منبعث از فرهنگ کاذب خودمحوری متمرکز در مناطق مرکزی ایران می باشد، کمیسیون از دولت ایران تقاضا نموده تا بروز و اشاعه این فرهنگ را از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و مامورین دولتی ممنوع کند.

آز انجایی که این کمیسیون وابسته به سازمان ملل است و همیاری و همکاری با آن اختیاری و با توافق دولت های عضو می باشد؛ در بند ۲۱ گزارش از دولت ایرا ن تقاضا شده است تا با توجه به ماده ۱۴ کنوانسیون، با صلاحیت کمیسیون برای دریافت و بررسی شکایات افراد شاکی در موارد تبعیض در ایران موافقت کند. بدون موافقت رسمی و اختیاری دولت ایران، کمیسیون صلاحیت و قدرت قانونی بررسی شکایات را ندارد. البته پـُرواضح است که دولت ایران هرگز با این درخواست کمیسیون موافقت نخواهد کرد. در پایان گزارش از دولت ایران درخواست شده تا در عرض یک سال به موارد مطرح شده جواب دهد و گزارشات به تاخیر افتاده شماره های ۲۰ ، ۲۱، و ۲۲ را یکجا تا ۴ ژانویه سال ۲۰۱۳ ارائه دهد.

علیرغم ارائه اسناد و تلاش های فراوان جمهوری اسلامی و مقامات دولتی در طی چند سال اخیر،  این گزارش سندی است مکتوب، رسمی و انکار ناپذیر دال بر وجود تبعیض نژادی نهادینه شده بر علیه اقوام ایرانی و اقلیت های مذهبی در ایران. من در طی سالهای اخیر علاوه بر سخنرانی های متعدد از جمله سخنرانی در پارلمان اروپا و مجمع کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در سال گذشته در ژنو، در مقالات متعددی به فرهنگ نهادینه شده تبعیض بر علیه اقوام و اقلیت های مذهبی ایرانی و موارد عینی آن در جامعه و مکانیسم اعمال تبعیضات رسمی و قانونی توسط دولت ها و تبعیضات غیر رسمی توسط افراد و نهادهای دولتی پرداخته ام. متاسفانه تبعیض قومی و مذهبی در ایران مختص دولت و حکومت نیست. اینگونه برخورد های تبعیض آمیز در بطن جامعه ایرانی بخصوص جامعه فارس زبان و مرکز نشین ایران (واینک خارج نشین نیز) نهادینه شده است و در بسیاری از موارد افراد تبعیض کننده به آن آگاهی ندارند. بر طبق کنوانسیون بین المللی مبارزه با نژادپرستی، ناآگاهی و یا عدم آگاهی به عملکرد تبعیض آمیز هیچگونه عذر و دست آویز و یا توجیه حقوقی و یا  حقیقی را برای فرد یا نهاد تبعیض کننده بهمراه نخواهد داشت، زیرا برخورد تبعیض آمیز آگاهانه و یا ناآگاهانه باید جرم  و ناپسند محسوب شود. در مورد فرایند نهادینه شدن تبعیض بر علیه اقوام در ایران نوشته های فراوانی وجود دارد از جمله سلسله مقالات ساسان ستبر که در خور توجه می باشد (۴).

شوربختانه در فرهنگ ایرانی اینگونه تبعیضات بر علیه اقوام آنقدر نهادینه و معمولی شده است که حتی صاحبان رسانه ها، ژورنالیست ها و تحلیل گران فارس زبان به درج گزارش مهم کمیسیون رفع تبعیض  نژادی سازمان ملل توجه لازم را مبذول نداشته اند، آن هم علیرغم اینکه این گزارش توسط رسانه ها و خبر گزاری های معتبر جهان مخابره شده است.  زیرا آنها این موضوع را بخشی از معضلات خود یا بهتر بگویم "خودی"  نمی دانند. حتی بعضی از آنها پا را فراتر نهاده و پرداختن به مسئله تبعیض بر علیه اقوام را توطئه اجانب و دخالت بیگانگان در امور ایران و ایرانیان می دانند. رسانه ها نیز در برنامه های متعدد خود به صدها مطلب و موضوعات متفرقه می پردازند، اما پرداختن به مقوله تبعیض بر علیه اقوام ایرانی را جزو موارد ممنوعه و "حرام شرعی" می دانند. و این بی اعتنائی های مضاف بر تبعیض در عمل هیچگونه کمکی به تشریح مسائل و درک متقابل و انسجام ملی ایرانیان در یک پروسه دمکراتیک نخواهد کرد.

عبدالستار دوشوکی
شـنـبـه ۶ شهریور ۱۳۸۹

پاورقی: متن فارسی بسیاری از کنوانسیون ها در سایت فارسی مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران موجود می باشد. آدرس سایت این می باشد: http://www.unic-ir.org

مراجع: