۱۳۸۹ شهریور ۱۹, جمعه

«خودکفایی در تولید بنزین» ؛ از ادعا تا واقعیت






دویچه وله  : یک روز پس از سخنان وزیر نفت، مسعود میرکاظمی در مورد "خنثی کردن تهدیدهای خارجی" و "تولید ضربتی بنزین" مورد نیاز کشور در داخل، اداره گمرک با انتشار گزارشی نشان داد واردات سوخت در پنج ماهه‌ی نخست سال جاری نسبت به زمان مشابه در سال گذشته ۱۳۵ درصد افزایش داشته است.

"بمب خبری"؛ پر صدا، کم اثر
وزیر نفت دولت محمود احمدی‌نژاد روز سه شنبه، ۱۶ شهریور در جمع خبرنگاران مدعی شد تولید بنزین در ایران با بیش از پنجاه درصد افزایش
به ۵ / ۶۶میلیون لیتر در روز رسیده است. او گفت با این افزایش ایران به خودکفایی رسیده و نیازی به ادامه‌ی واردات بنزین ندارد.
خبرگزاری نفت و گاز، شانا، یک روز پس از اظهارات وزیر نفت نوشت «اجرای طرح ضربتی تولید بنزین در مجتمع‌های پتروشیمی که در ابتدا آن را طرح خودکفایی ۴۸ ساعته بنزین می‌خواندند، طرحی است که پس از تصویب تحریم‌های بیشتر بر ضد ایران و منع شرکت‌های خارجی به فروش بنزین مورد توجه قرار گرفت.» این خبرگزاری می‌نویسد خبر "خودکفایی ایران در تولید بنزین" در رسانه‌های خارجی "مانند بمب عمل کرد." همزمان خبرگزاری اقتصادی ایران نیز زیر عنوان «حیرت رسانه‌های خارجی از خودکفایی بنزین» به انتشار گزارشی از آنچه بازتاب این خبر در رسانه‌های بین‌المللی عنوان شده پرداخت که عینا در دیگر منابع خبری رسمی و نیمه رسمی کشور نیز منتشر شد.

ادعاهای مسئولان و"حیرت رسانه‌های خارجی"
به زغم تبلیغات گسترده ی داخلی در مورد بی‌نیازی از واردات بنزین و "حنثی شدن یک تهدید خارجی" کارشناسان بین‌المللی امور نفت این خبر را چندان جدی نگرفته‌اند. خبرگزاری رویترز از قول یک تحلیگر نفتی با اشاره به کندی روند توسغه پالایشگاه‌های ایران نوشت «درمورد خودکفایی تولید بنزین ایران تا سال‌ ۲۰۱۴ هم تردید وجود دارد.»
چنین تردیدهایی از سوی برخی دیگر از کارشناسان از جمله متخصصان ژاپنی نیز ابراز شده است. به گمان این افراد فرسوده بودن تاسیسات استخراج و پالایش نفت در ایران افزایش پنجاه درصدی تولید بنزین در چند هفته را به لحاظ فنی ناممکن می‌کند. به گفته‌ی وزیر نفت این افزایش تولید با تغییر کاربری مجتمع‌های پتروشیمی حاصل شده است. او وعده می‌دهد با بهینه‌سازی پالایشگاه‌های موجود و راه‌اندازی واحدهای جدید ۲۶ میلیون لیتر دیگر به تولید روزانه افزوده شود، اما برای عملی شدن این وعده تاریخ دقیقی اعلام نمی‌کتد.

خودکفایی، شاید وقتی دیگر
تبلیغاتی بودن خبر "خودکفایی در تولید بنزین" از اظهارات دیگر مقام‌ها و نهادهای رسمی جمهوری اسلامی نیز آشکار می‌شود. علیرضا ضیغمی، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران، دو روز پیش از اظهارات وزیر نفت گفته بود رسیدن به خودکفایی در تولید بنزین تا پایان سال آینده طول خواهد کشید و شرط ان نیز تامین منابع مالی مورد نیاز است.
به گفته‌ی ضیغمی "برای اجرای طرح‌های بهینه‌سازی و توسعه پالایشگاه‌های موجود" ۵ / ۱۱میلیارد دلار هزینه پیش بینی شده که ایران تا کنون قادر به تامین چهار میلیارد دلار آن شده است. مجموعه‌ی سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای ساخت پالایشگاه‌های جدید و بهبود کیفیت تاسیسات موجود، در حدی که بتواند خودکفایی را تضمین کند بین ۴۵ تا ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

بنزین، یک چهارم کل واردات مردادماه
تازه‌ترین آمار گمرک ایران نیز نشان می‌دهد که ادعای بی‌نیازی کشور از واردات بنزین چندان قابل اعتماد نیست. مطابق گفته‌های وزیر نفت طرح تولید اضطراری بنزین که سال گذشته به طور موقت آزمایش شد از چهار هفته پیش به شکل مستمر در حال اجراست. مطابق گزارش‌های رسمی حدود دو هفته‌ی از پایان مرداد ماه جزو دوران "خودکفایی" در تولید بنزین بوده است.
خبرگزاری ایسنا، ۱۷ شهریور، به نقل از گمرک ایران گزارش می‌دهد «میزان واردات بنزین در ماه مرداد سال جاری از نظر وزن در مقایسه با مدت مشابه سال ۸۸ به میزان هزار و ۶۶۲ درصد رشد داشته است.» بنابر این گزارش در برابر ۶۰ هزار تن بنزینی که مرداد ماه سال ۸۸ وارد کشور شده، میزان واردات این محصول در ماه مشابه سال جاری به یک میلیون و ۷۱ هزار تن رسیده است. میزان بنزینی که ماه گذشته وارد ایران شده، به لحاظ وزنی معادل یک چهارم کل واردات کشور بوده است.

بهای سنگین تولید بنزین در داخل
به اعتقاد کارشناسان مجموعه عواملی دست به دست هم داده‌اند که رسیدن ایران به خودکفایی واقعی در تولید بنزین را دشوار می‌کنند. در کنار ضعف‌های مدیریتی و سیاست‌های اقتصادی که برخی تحلیلگران آنها را نادرست ارزیابی می‌کنند، تشدید تحریم‌های غرب این دشواری را دوچندان کرده است.  ایران اکنون روزانه یک میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه از نفت خام تولیدی خود را صرف تغذیه‌ی پالایشگاه‌ها می‌کند. برای تامین بنزین مورد نیاز کشور در داخل لازم است این میزان به سه میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد.
به گفته‌ی مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی "برای اجرای طرح‌های حفظ و نگهداشت توان تولید در پالایشگاه‌ها" در حد ظرفیت کنونی ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری لازم است. از این میزان تنها دو میلیارد دلار هزینه شده و باقی ان به پایان برنامه پنجم موکول شده است.
افزون بر این، آنچه به عنوان "طرح ضربتی تولید بنزین" مطرح شده حذف بخشی از تولیدات مجتمع‌های پتروشیمی و جایگزین کردن آنها با بنزین بوده است. این اقدام گذشته از تردیدهایی که در مورد اقتصادی بودن این کار و کیفیت بنزین تولید شده وجود دارد به معنای از دست رفتن محصولاتی است که کشور از طریق فروش آنها بخشی از ارز مورد نیاز خود را تامین می‌کند. به این ترتیب تولید بنزین مورد نیاز کشور در داخل، اگر عملی هم باشد، در شرایط کنونی کاری پرهزینه و غیراقتصادی به نظر می‌رسد.

یارانه‌ها و تکلیف نامشخص بنزین
سردرگمی مسئولان در مورد وضعیت بنزین در بحث‌هایی که در روزهای گذشته در مورد بهای سوخت پس از اجرایی شدن طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه‌ها درگرفته نیز آشکار است. در آستانه‌ی اجرای این طرح مسئولان همچنان از اعلام بهای قطعی بنزین طفره می‌روند. پیش از این گفته می‌شد با حذف یارانه‌ها بنزین به بهای تمام شده به شهروندان فروخته خواهد شد.
قانون "هدفمند کردن یارانه‌ها" بر آزادسازی بهای بنزین و گازوئیل برای پنج سال تاکید دارد. در همین حال مسئولان در مورد قیمت تمام شده‌ی بنزین ارقام متفاوتی اعلام می‌کنند. علیرضا ضیغمی این رقم را حدود ۷۰۰ تومان برای هر لیتر برآورد می‌کند. برخی از کارشناسان با احتساب هزینه‌ی نگهداری، انتقال و دیگر هزینه‌های معمول، به بهای لیتری ۸۰۰ تا ۹۰۰ تومان می‌رسند.
بنزین سهمیه‌ای اکنون هر لیتری ۱۰۰ تومان و بنزین "آزاد" یا نیمه‌یارانه‌ای لیتری ۴۰۰ تومان به فروش می‌رسد. رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت معتقد است ادامه‌ی عرضه بنزین لیتری ۴۰۰ تومان کاری منطقی است. همچنین هنوز تکلیف ادامه ارائه بنزین سهمیه‌ای یا قطع کامل آن نیز به طور قطعی مشخص نشده. این بحث‌‌ها در حالی ادامه دارد که قرار است از نیمه‌ی دوم سال جاری طرح "هدفمند کردن یارانه‌ها" به اجرا درآید.







رییس جمهوری آمریکا عید فطر را به مسلمانان جهان تبریک می گوید


**  FILE  ** Senator Barack Obama speaks at a charity event in New York, in this Dec. 4, 2006 file photo. Like millions of others who watched, or read, Sen. Barack Obama's speech on race, Maya Angelou was deeply moved, calling it "fantastic" and "historic
باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا، بهترین آرزوهای خود را برای مسلمانان جهان، در حالی که مراسم عید فطر را برگزار می کنند ابراز داشته است.
آقای اوباما روز پنجشنبه در بیانیه ای گفت عید امسال فرصتی است که در آن اهمیت شکیبایی مذهبی منعکس شود.
عید فطر در آمریکا در حالی می رسد که طرح های ساختن یک مرکز اسلامی و مسجد در نزدیکی محل برج های سابق تجارت جهانی در نیویورک با مخالفت های زیادی در آمریکا روبرو شده است. همچنین یک کشیش در ایالت فلوریدا تهدید می کند نسخه های قرآن را در سالگرد حملات تروریستی در روز شنبه آتش خواهد زد.
اکثر کشورهای عربی اعلام کرده اند عید فطر را روز جمعه جشن خواهند گرفت.
شوراهای مذهبی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و دیگر کشورهای عربی گفتند هلال ماه پس از غروب آفتاب در چهارشنبه دیده نشد.

وزارت جنگ آمریکا خطاب به نتانیاهو : آماده حمله به ایران باش!











پارس دیلی نیوز



به گزارش المختصر: سایت اسرائیلی روتر گفت : همه فکر می کنند که اسرائیل می خواهد به نیروگاههای هسته ای جمهوری اسلامی حمله کند و آمریکا به اسرائیل فشار می آورد که به ایران حمله نکند ، ولی روشن شده است که وضعیت کاملا برعکس است ، و این اسرائیل است که از حمله به ایران می ترسد !.



بنا بر این گزارش ، اسرائیل از شکست در حمله به ایران نمی ترسد بلکه از عکس العمل کشورهای عربی و اروپایی ، بعد از حمله می ترسد .


همچنین بنا بر این گزارش ، وزارت جنگ آمریکا به نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو گفته است خود را برای جنگ علیه جمهوری اسلامی آماده کند و منتظر دستورات از طرف ایالات متحده باشد ، و ایالات متحده از اسرائیل پشتیبانی تسلیحاتی می کند ، و اگر نیاز باشد آمریکا در این جنگ مسقیما برای کمک اسرائیل وارد عمل خواهد شد!.




مجاهدین : دولت ایران دارای تأسیسات اتمی مخفی در آبیک است


راديو فرانسه : سازمان مجاهدین خلق ایران مدعی است که دولت ایران دارای تأسیسات جدید و مخفی غنی سازی اورانیوم در شهر آبیک در 120 کیلومتری تهران است. سازمان مجاهدین خلق گفته است که ساختن تأسیسات بهجت آباد-آبیک در سال 2005 آغاز شده و 85 درصد ساختمان آن نیز به پایان رسیده است. یعنی در زمانی که دولت ایران مدعی بوده که به فعالیت های حساس اتمی اش پایان داده است.
سازمان مجاهدین خلق ایران گفته است که این اطلاعات را در اختیار دولت آمریکا و آژانس بین المللی انرژی اتمی گذارده است که هنوز با این حال واکنشی در این مورد از خود نشان نداده اند. به گفتۀ این سازمان اسم رمز تأسیسات اتمی آبیک "311" است و برای محافظت از آن در مقابل بمباران های هوایی در دل کوه ساخته شده است. سازمان مجاهدین خلق ایران افزوده است که تأسیسات آبیک کمی بزرگتر از تأسیسات "فوردو" است که ایران در سال 2009 وجود آن را رسماً تأئید کرد، درست زمانی که دولت آمریکا قصد پرده برداشتن از آن را داشت.

دفتر رهبری: اهل تسنن حق برگزاری نماز عید فطر را ندارند


ندای سبز آزادی : در ادامه تلاش کودتا برای برگزاری نماز یک دست در عید فطر طبق دستور دفتر رهبری،نیروهای انتظامی مکلف شده اند تا از برگزاری نماز عید فطر اهل تسنن در تهران جلوگیری نماید.
به گزارش ندای سبز آزادی در سالهای قبل اهل تسنن در تهران در برخی از نقاط از جمله شهرک غرب،تهران سر،خیابان آیت الله کاشانی،میدان شوش و خیابان آزادی و نقطه ای در لواسانات اقدام به برگزاری نماز عیدفطر می نمودند که عموما از اهالی تسنن استانهای ایران؛از جمله کردستان،سیستان و مازندران وخوزستان و افاقنه ای که در تهران ساکن هستند می باشند که در عیدفطر با برگزاری نماز عیدفطر به دید وبازدید می پردازند و مراسم جشنی برپا می نمایند.
اما با توجه به این دستور مسئولین نیروی انتظامی مناطق ذکر شده موظف هستند از تجمع و برگزاری جشن و نماز عید جلوگیری کنند.نیروی انتظامی با مراجعه به مسئولین این اماکن و دادن تذکر به آنها و نصب پلاکارد در محله های مورد نظر و با حضور فیزیکی مامورین و ادارت و ماشین آلات از برگزاری مراسم اهل تسنن جلوگیری به عمل خواهند آورد.
گفتنیست متن یکی از پلاکاردها عبارت است از:نماز وحدت آفرین عیدفطر در دانشگاه تهران به امامت مقام معظم رهبری ولی امر مسلمین جهان برگزار می گردد.

شنیده ها : نامشخص بودن زمان اتصال نيروگاه بوشهر به شبکه سراسری برق/ فرار کارکنان بیت خامنه ایی از ایران


وبلاگ مهدی سحرخیز : شنیده ها حاکی از آن است که رژیم ایران قصد دارد در هنگام ورود کوشنر، وزیر خارجه فرانسه به تهران و یا دقایقی قبل از آن اعلام نماید که سکینه آشتیانی با رضایت شاکی پرونده به 8 تا 10 سال زندان محکوم شده است و سفر کوشنر به تهران در رابطه با جلوگیری از اعدام این شخص را به حمایت فرانسه از احمدی نژاد و سیاست های وی جلوه دهد
طی اخبار رسیده از نیروگاه بوشهر، اتصال این نیروگاه به شبکه سراسری همچنان در ابهام است. این نیروگاه به علت نبودن بخش مهمی از تجهیزات اتصال آن به شبکه سراسری در قرارداد با روسیه همچنان فاقد این تجهیزات بوده و برق آن به شبکه متصل نخواهد شد. ایران ابتدا با بیان یک ماه و سپس 6 ماه آینده، خبر از اتصال برق نیروگاه به شبکه سراسری داده بود که با پیگیری های انجام شده متوجه امتناع روسیه از دادن تجهیزات اتصال به شبکه شدیم.
شنیده ها حاکی از آن است که طی ماه های گذشته تعدادی از کارمندان رهبری با فرار از محل خدمت و متواری شدن به کشور های دیگر اطلاعاتی را نیز با خود برده اند که یکی از این اشخاص مسئول آسانسور آقای خامنه ای بوده است، این آسانسور وی را به زیر زمین و محل امن منتقل می کند. شخص فراری مقداری نقشه و اطلاعات در رابطه با ساختار بخش هایی که مسئولیت آن را بر عهده داشته است را با خود برده است

تجمع نیروهای امنیتی در اطراف خانه مهدی کروبی»


  یکی از تجمع‌های مقابل خانه مهدی کروبی
یکی از تجمع‌های مقابل خانه مهدی کروبی
۱۳۸۹/۰۶/۱۸
سایت سحام‌نیوز روز پنجشنبه در خبری نوشت، «نیروهای امنیتی»  بار دیگر  در اطراف خانه مهدی کروبی مستقر شده‌اند.


به گزارش سحام‌نیوز، این نیروها با این ادعا که «خبر رسیده که آثای کروبی قصد برگزاری نماز عید فطر را دارد» اقدام به استقرار مجدد در مقابل در خانه وی کرده‌اند.

در همین حال یکی از نزدیکان مهدی کروبی ضمن تایید این خبر، به رادیو فردا گفت که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در اطراف منزل مهدی کروبی مستقر شده و به غیر از اهالی منزل،  به کسی اجازه رفت‌ و آمد به این خانه را نمی‌دهند.

تجمع نیروهای «امنیتی» در اطراف خانه مهدی کروبی در حالی صورت می‌گیرد که روز جمعه در ایران عید فطر اعلام شده است و روزه‌داران صبح جمعه، نماز عید را به جا ‌می‌آورند.

در ماه رمضان و همزمان با شب‌های احیا، نیروهای هوادار حکومت، پنج شب متوالی در اطراف خانه این رهبر اصلاح‌طلب تجمع کرده و حتی به سوی خانه وی نیز تیراندازی کردند.

این حمله‌ها که واکنش گسترده اصلاح‌طلبان را در پی داشت، از سوی سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ، «حادثه‌ای ساخته و پرداخته‌ عناصر بی‌تدبير و خودسر » اعلام شد؛  سپاه محمد رسول‌ الله تهران بزرگ همچنین در بیانیه خود قید کرده است که «فرصت‌طلبان و نفاق داخلی در پی بهره‌برداری» از این اتفاقات بوده‌اند.

سایت سحام‌نیوز روز پنجشنبه ضمن اعلام  خبر  تجمع نیروهای امنیتی، در اطراف منزل مهدی کروبی توضیح داده است که «آقای كروبی قصد برگزاری نماز عید فطر را نداشته و ندارند و اخبار منتشر شده در برخی سایت‌ها خبر كذب می‌باشد كه توضیح فوق نیز به ماموران امنیتی مستقر در محل از سوی فرزند ایشان اعلام شده است.»

در همین حال روز چهارشنبه، مهدی کروبی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به «ملت ایران»، به شدت حمله‌کنندگان به منزلش  را به «جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه» منتسب کرد نوشت: «در ماجرای حملات وحشیانه شب‌های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سیاسی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند. اما وقتی دیدند که نقشه‌های‌شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه‌ای این عناصر را خودسر، بی‌تدبیر و بی‌بصیرت نامیدند.»

مهدی کروبی که همچنان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بر مواضع خود پافشار می‌کند در بخشی از نامه خود آورده است: «آنکه از مردم برید، راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره‌بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می‌کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می‌پندارند.»

 پیش از این فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، در نامه‌ای به آیت‌ الله خامنه‌ای از وی  پرسید: «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زيستن خانواده و آسايش و آرامش همسايگان ما دارد؟» 

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

حضور دهها هزار نمازگزار در مراسم ختم قرآن مجید در مسجد مکی زاهدان


جهان اسلام > اخبار اهل سنت               

مسجد جامع مکی زاهدان، در شب بیست و نهم ماه مبارک رمضان (دیشب) میزبان دهها هزار نمازگزار در مراسم ختم کلام الله مجید، در این مسجد بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین، دهها هزار نمازگزار و روزه دار عاشق قرآن و سنت، شب بیست و نهم رمضان المبارک، در مسجد مکی زاهدان حضور یافته و به راز و نیاز در بارگاه پروردگار بی‏نیاز پرداختند.
در این جلسه معنوی و قرآنی، قبل از نماز عشا شیخ التفسیرمولانا محمد عثمان، مدیر مدرسه دینی "مدینة‏العلوم"  خاش و سپس مولوی عبدالمجید مرادزهی به ایراد سخن پرداختند.
خیل عظیم نمازگزاران- اعم از زن و مرد- که از گوشه و کنار شهر زاهدان و روستاهی اطراف حضور بهم رسانده بودند، پس از اقامه نماز عشا و نماز تراویح، به بیانات شیوا و حکیمانه حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید- حفظه‏الله- گوش جان سپردند.
پایان‏بخش این مراسم ایمان‏افروز، دعای روحبخش مولانا عبدالحمید بود.
گفتنی است، همه ساله در ماه مبارک رمضان، در سطح شهر زاهدان، مراسم ختم قرآن مجید در برخی از مساجد با شور و نشاط خاصی، به صورت بسیار باشکوهی برگزار می‏شود که در این مراسم‏ها مردم مؤمن و متدین این خطه از ایران زمین به دعا و زاری و نیایش در بارگاه الهی می‏پردازند که در شب بیست و نهم رمضان همه ساله مراسم ختم قرآن مجید در مسجد جامع مکی زاهدان، به عنوان آخرین مراسم برگزار می‏شود.
در زیر تصاویری از  جلسه باشکوه ختم کلام الله محید در مسجد مکی زاهدان را مشاهده می‏فرمایید:



2



3



4

5 

6

7

8z

9

10

11

12

13

14


توافق تهران و القاعده برای آزادی اعضای زندانی این سازمان در ایران

سعد ، اسامه و حمزه بن لادن


روزنامه کویتی "الرای العام" پنجشنبه 9-9-2010 از توافق میان جمهوری اسلامی ایران و سازمان القاعده برای آزادی اعضای زندانی این سازمان در ایران خبر داد.

بنا بر این گزارش، طبق توافق یادشده، جمهوری اسلامی اخیرا برخی از سران القاعده را که در ایران زندانی بوده اند آزاد و آن ها را راهی افغانستان کرده است.

به نوشته الرأی العام "سعد اسامه بن لادن" (فرزند اسامه) و "سلیمان ابو غیث" سخنگوی سازمان القاعده به همراه تنی چند از سران این تشکیلات که مدتها در ایران زندانی بوده اند، چند روز پیش آزاد شده و به افغانستان باز گشته اند.

جولای گذشته "عمر بن لادن" یکی دیگر از فرزندان اسامه، در گفت و گو با روزنامه فرامنطقه ای "الشرق الاوسط" از حضور 22 تن از اعضای خانواده اش در ایران خبر داده بود. در آن هنگام او از مذاکره با مقام های تهران برای فراهم کردن زمینه خروج اعضای خانواده بن لادن از این کشور که به گفته او از زمان آغاز جنگ افغانستان در آنجا زندگی می کنند، سخن گفته بود.

الرای العام اکنون مدعی شده است که القاعده برای آزادی عواملش در ایران، به توافقی سه مرحله ای با تهران رسیده است. به نوشته این روزنامه، بنا بر این توافق در مرحله نخست، فرزندان اسامه آزاد خواهند شد و در مراحل بعدی دیگر عوامل القاعده که از ملیت های مختلف هستند ـ مانند کویتی ها و مصری ها ـ از زندان های ایران آزاد خواهند شد.

درباره توافق های جمهوری اسلامی با گروه های نزدیک به القاعده، روزنامه بریتانیایی "ساندی تایمز" 6-9-2010 در گزارشی مدعی شده بود که ایران در برابر هر سرباز آمریکایی که به دست طالبان در افغانستان کشته می شود هزار دلار می پردازد.

این روزنامه بریتانیایی به نقل از یک عضو سابق طالبان که به عنوان حسابدار و رئیس صندوق با شورشیان همکاری می کرد، تاکید کرده است یک شرکت ایرانی در کابل برای یک عملیات نظامی که در ژولای گذشته در ولایت وارداک به وقوع پیوست 18000 دلار پرداخت کرده است. وی افزود از شرکت ایرانی 77000 دلار برای طالبان جمع آوری کرده است.


با اعلام این که وی قصد اقامه نماز عید فطر ار دارد منزل مهدی کروبی به محاصره نیروهای امنیتی ایران در آمد




منزل مهدی کروبی نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، از ساعاتی پیش به محاصره نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در آمد.

به گزارش پایگاه خبری "سحام نیوز"، نیروهای امنتی با استقرار در اطراق و مقابل درب منزل مهدی کروبی، آمد و رفت به منزل این رهبر اصلاح طلب را تحت کنترل خود قرار دادند.

بنا بر این گزارش، نیروهای امنیتی با ذکر این ادعا که "خبر رسیده که آقای کروبی قصد برگزاری نماز عید فطر را دارد" اقدام به استقرار مجدد در برابر منزل وی کرده‌اند.

منزل آقای کروبی که از رهبران اصلاح طلبان ایران است، هفته گذشته به مدت پنج شبانه روز، در محاصره نیروهای موسوم به لباس شخصی هوادار حکومت ایران و جمعی از نیروهای بسیج قرار داد. آن ها که بنا بر گزارش های منابع معترضان ایرانی به سلاح های گرم و سرد مجهز بودند، در دو شب پیاپی یعنی شامگاه چهارشنبه و پنجشنبه، به م منزل آقای کروبی حمله کردند و با تخریب اموال ساختمان و شکستن شیشه های آن، سرتیم محافظان او ربا به شدت زخمی کردند.

به گزارش منابع خبری اصلاح طلبان ایران، فرزند آقای کروبی به نیروهای امنیتی تاکید کرده است که پدرش قصد ن اقامه نماز عید فطر را ندارد و اخبار منتشره در این خصوص در محافل اصولگرایان حامی دولت ایران، کذب محض است.

پیش از این و در هفته گذشته نیز مهاجمان به منزل کروبی، در شعارهایشان چنین ادعایی را مطرح کرده بودند.

بیانیه کروبی
مهدی کروبی بعد از ظهر چهارشنبه با صدور بانیه ای، به تشریح حمله به منزل خود در هفته گذشته پرداخت. او در این بیانیه خاطرنشان کرد: "راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند."

دبیرکل حزب اعتماد ملی با بیان این که "آنها را ببین که خیال می کنند با این نمایش های مبتذل و ارعاب های کودکانه، کروبی را از میدان به در می کنند و او از ترس مرگ تب می کند"، تاکید کرد: "چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد؛ که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود. راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی."

مهدی کروبی همچنین موضع گیری های اخیر سپاه در "خودسر" خواندن عوامل حمله و هتاکی را مورد اعتراض قرار داده و تصریح کرد "...وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند ،طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند."

سپاه پاسداران ایران با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده است که مهاجمان به منزل مسکونی آقای کروبی "افرادی خودسر" بوده اند.












سند و دستور العمل سازمانی سپاه محمد در خصوص ضرب و شتم مردم و حمله سازمانی به رهبران جنبش سبز


منبع افشاگری جنبش جمع یاران


آقای همدانی هنوزهم اصرار دارید حمله کنندگان و اوباش با شما ارتباط نداشتند؟

به تازگی سپاه محمد رسول الله تهران طی بیانیه ای مدعی شده است " افرادی که به منزل شیخ مهدی کروبی حمله ور شده اند و آن فاجعه را در شب قدر به بار آوردند خودسرانه دست به این عمل زده اند و ارتباطی با بسیج و سپاه نداشته اند.در اینجا صرف نظر از اینکه اگر خودسرانه دست به این عمل زده اند و امروز به نام شما تمام شده است و برای فرار به جلو از بدنامی آن ناچار به انتشار بیانییه میشوید چند کد بیان میکنم تا مشخص گردد که این افراد نه تنها خودسرانه وارد نشدند بلکه از مدت ها پیش با سپاه منطقه تهران علی الخصوص معاونت های عملیات و اطلاعات ارتباط تنگاتنگ داشته و از جذب تا سازماندهی ،آموزش و به کارگیری نیز بر عهده سپاه بوده است

آقای همدانی مگر غیر از این است که شما مطابق دستوالعمل عملیاتی شهید همت بند (ب) قسمت 7 ملزم به سازماندهی نیروهای حزب اللهی و به کارگیری آنان هستید.

آقای همدانی مگر غیر از این است که سرهنگ بیگی مسئول اطلاعات منطقه تهران به همراه آقای پایکاری مسئول مدیریت 100،حمید ارسنجانی مسئول مدیریت 1600،محمد اوسیوند و محمودی مسئول و جانشین مدیریت 400 ساعت ها با رابطین انصار در ساختمانی جنب ورزشگاه آرارات با یکدیگر جلسه داشتند و هر واحد با توجه به وظیفه ذاتی ملزم به پشتیبانی از نیروهای موسوم به انصار میشدند.

آقای همدانی مگر غیر از این است که سرهنگ کافی مسئول آموزش منطقه تهران به همراه سرگرد اصغر بخشی جانشینش، آموزش نیروهای انصار در مباحث ورود به ساختمان و بازدارندگی در جنگ شهری ،نوع آرایشات و موارد مرتبط را در اردوگاه میر رضی واقع در ضلع جنوبی شهرک پرندک بر عهده داشتند.همان اردوگاهی که زمانی در اجاره سردار خانی و زیر مجموعه اش مرتبط با قدس بود.اگر باز خاطرتان نمی آید و اصرار دارید که بیشتر توضیح داده شود مجدد اعلام کنید که با شما ارتباط نداشته اند.آقای سردار همدانی،وظیفه و ماموریت ذاتی نیروهای امنیتی حفاظت از جان و مال و ناموس مردم است نه هزینه برای جذب،آموزش و سازماندهی و به کارگیری جماعتی اوباش در جهت ایجاد مزاحمت برای مردم و تفکراتی که در خلاف جهت شما هستند.
برگرفته از افشاگری آقای احسان سلطانی جمعی نیروهای جنبش جمع یاران
http://iranenews.blogspot.com/

مادر شیوا نظرآهاری: دنبال تبدیل قراربازداشت به وثیقه هستیم


مادر شیوا نظرآهاری: دنبال تبدیل قراربازداشت به وثیقه هستیم
جرس: مادر شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر زندانی به دنبال انتشار مطالبی راجع به آزادی شیوا،عنوان کرد که هنوز برای تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه خبری به آنان داده نشده است.

شهرزاد کریمان، در گفت و گو با جرس ضمن رد خبر آزادی و تعیین وثیقه برای نظرآهاری اظهار داشت: شب گذشته تعدادی از بچه‌ها با من تماس گرفتند و گفتند که مقابل زندان اوین شلوغ شده و همه منتظر آزادی شیوا هستند. من متعجب شدم و گفتم اگر این خبر درست بود، در ابتدا خانواده‌اش از آن مطلع می‌شدند.

مادر این فعال حقوق بشر معتقد است که این خبر احتمالا پس از این که وی درباره پی‌گیری برای تبدیل قرار با شیوا صحبت کرده و او هم با هم‌بندی‌هایش این موضوع را مطرح کرده است، دیگر زندانیان به اشتباه خبر "تبدیل قرار" را به خانواده‌هایشان منتقل کرده‌اند و اینچنین خبر نادرست منتشر شده است.


کریمان گفت که از روز یکشنبه برای تبدیل قرار به دادستانی خواهد رفت و افزود: من یک قرار ۲۰۰ میلیونی ضبط شده در دادگاه دارم، شاید با همان مبلغ امکان آزادی شیوا فراهم شد.


وی ابراز امیدواری کرد: امیدوارم شیوا بتواند در فاصله دو دادگاه بدوی و تجدید نظردست کم برای یک ماه آزاد شود و با تبدیل قرار او موافقت کنند.


 این در حالی است که منابع خبری از موافقت قاضی پرونده شیوا نظرآهاری با صدور قرار وثیقۀ پانصد میلیون تومانی و اعزام به مرخصی وی خبر داده بودند، آخرین گزارش ها حاکی از آن است که مقامات وزارت اطلاعات با قرار وثیقه و مرخصی شیوا مخالفت کرده و مانع آزادی این فعال حقوق بشری زندانی شدند.


به گزارش منابع خبری جـــرس، قرار بود شیوا نظرآهاری چهارشنبه شب با قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی به مرخصی اعزام شود، اما علیرغم دستور صریح قاضی، ماموران اطلاعات با آزادی  نظرآهاری مخالفت کردند و او را همچنان به صورت غیرقانونی در زندان نگاه داشتند.


چند روز قبل اتهام "محاربه" به نظرآهاری تفهیم شده بود و بنا به گفته محمد شریف، وکیل وی، در دادگاهی که روز شنبه ١٣ شهریور ماه برگزار گردید، علاوه بر اتهام "محاربه"، اتهاماتی از قبیل "اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم"، "تبلیغ علیه نظام" و "اخلال در نظم عمومی" نیز به شیوا نظرآهاری تفهیم شده است.


شیوا نظرآهاری ۲۶ ساله، از موسسان کمیته گزارشگران حقوق بشر در ایران تا کنون دو بار بازداشت شده است.

نخستین بار سال گذشته، یک روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران دستگیر شد.

او پس از نزدیک به صد روز بازداشت با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد، اما اواخر آذر ماه سال گذشته ، زمانی که قصد شرکت در مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری را داشت، بار دیگر بازداشت شد.


 این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر را در بازداشت غیرقانونی است که چندی پیش سازمان دیده بان حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای خواهان آزادی شیوا نظرآهاری و برگزاری دادگاه عادلانه برای او شد .


هفته گذشته نیز "کنگره اسلامی آمریکا" جایزه ای با عنوان "فعال اجتماعی پشت میله های زندان" را به شیوا نظرآهاری اهدا کرد. این جایزه به فعالان مدنی اهدا می شود که در جامعه خود تاثیرگذار بوده و هم اکنون در زندان به سر می برند.


طی هفته ها و ماههای اخیر، موج داخلی و خارجی گسترده ای جهت آزادی و مرخصی این فعال مدنی- حقوق بشری براه افتاده و شخصیت ها، گروهها و نهادهای مختلف ایرانی و بین المللی، خواستار آزادی شیوا شده بودند.


انفجار انتحاری در منطقه قفقاز روسیه تلفات به جای گذاشت


مقام ها می گویند بمبگذار انتحاری سوار یک خودرو بوده که خودش را در ورودی بازار منفجر کرده است
یک بمبگذار انتحاری در منطقه قفقاز روسیه دست کم پانزده نفر را کشته و هشتاد تن دیگر را مجروح کرده است.
انفجار روز پنجشنبه، ۹ سپتامبر، در نزدیکی بازار شهر ولادی قفقاز رخ داد. ولادی قفقاز مرکز اوستیای شمالی، از جمهوری های تشکیل دهنده فدراسیون روسیه است.
منابع دولتی می گویند بمبگذار انتحاری سوار یک خودرو بوده که خود را در برابر دروازه ورودی بازار منفجر کرده است.
شدت این انفجار محل حادثه را به صحنه ای از خون و ویرانی تبدیل کرده است.
بنا به گزارش ها، اجساد سوخته، آهن پاره های به جای مانده از خودروهای منهدم شده و بنجره های خرد شده محل انفجار را پوشانده است.
در حالی که پلیس تلاش داشته صحنه انفجار را تخلیه کند مردم برای کمک به مجروحین به این محل شتافته اند.
انفجار امروز خونین ترین حمله در منطقه قفقاز روسیه در سال های اخیر بوده است.
منطقه شمالی قفقاز در روسیه در سال های اخیر شاهد شدت گرفتن خشونت اسلام گرایان بوده و در ولادی قفقاز چند انفجار صورت گرفته است.
منطقه شمالی قفقاز در همسایگی اوستیای جنوبی قرار دارد. اوستیای جنوبی منطقه ای جدایی طلب است و دو سال پیش شاهد جنگ روسیه و گرجستان در ارتباط با استقلالش از گرجستان بود.
ریچارد گلپین، گزارشگر بی بی سی در مسکو می گوید وزارت امور اضطراری روسیه هواپیمایی حامل دارو و تجهیزات پزشکی به محل حادثه اعزام کرده است.
هر چند اوستیای شمالی مانند جمهوری هایی که در همسایگی اش قرار دارند محل خشونت های شدید نبوده است اما هر از گاهی حوادث خونباری در آن رخ داده است.
در سال ۲۰۰۴ حمله سبعانه افراد مسلح به مدرسه ای در بسلان و گروگانگیری صدها کودک در اوستیای شمالی رخ داد که با عملیات نیروهای دولتی کشته شدن حدود ۳۳۰ نفر خاتمه یافت.

گفتگویی پیرامون جنبش سبز و اقوام ایرانی- عبدالستار دوشوکی گفتگویی پیرامون جنبش سبز و اقوام ایرانی گفتگوی تورکمنصحرا مدیا با عبدالستار دوشوکی (تحلیلگر مسائل سیاسی)



۱
ـ چه تعریفی از تغییر نظام سیاسی کشور دارید؟

نظام فعلی با تمام ساختارهای زیر بنایی و ایدئولوژیکی خودش یک سیستم منحط ، واپسگرا و خشونت طلب ِ پسمانده از قرون وسطاء می باشد که با کارنامه سیاه خود جایگاهی در دنیای امروز ندارد. حقیقت وجودی این رژیم بر همه آشکار است و من با ذکر مصیبت و یا تکرار مکررات وقت خوانندگان را نمی گیرم. منظور از تغییر نظام، تغییر در نظام یا در ساختار های آن نیست؛ بلکه تغییر به معنای عوض کردن (یا جایگزین کردن کامل) این نظام با یک نظام کاملاً متفاوت و دمکراتیک مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و موازین و معیارهای شناخته شده منطبق با کنوانسیون های سازمان ملل و اصول انسانی می باشد.  این بحثی بود که ما سالها پیش در "جنبش رفـــرانــدوم" داشتیم. اما متاسفانه عده ای طبق معمول یا تفهیم نشدند و یا عمداً به خلط مبحث روی آوردند. بهر روی امروز جــدل و اختلاف نظر بر روی تغییر (جایگزینی کامل) نظام نیست چون در این مورد اتفاق نظر(حداقل در بین اپوزیسیون برونمرزی برانداز) وجود دارد، بلکه بر روی شیوه های مبارزاتی موثر، قابل اجرا و مثمر ثمر در عمل (نه در آرزو و شعار) است.


۲ـ دیدگاههای موجود در این رابطه را چگونه ارزیابی میکنید؟

در مورد دیدگاه های موجود باید بگویم داستان ِ "هزار سر است و صد هزار سودا". گروه های مختلف اپوزیسیون برانداز برونمرزی علیرغم تلاش های قابل تقدیر در زمینه افشاگری و انعکاس موارد نقض حقوق بشر، در ارائه یک آلترناتیو جدی، چه در عرصه تئوری و چه در عرصه عمل، عقیم مانده اند.  بسیاری از سازمانها و چهره های مطرح اپوزیسیون برانداز برونمرزی، بازماندگان نسلی هستند که همواره مسائل را از پشت عینک های ایدئولوژیکی انعطاف ناپذیر  خود می دیدند و هنوز هم در عمل ( بر خلاف ادعا های ظاهری) می بینند.  در نتیجه نسل جوان تقریباً چشم امید را از این اپوزیسیون فرسوده بـُریده است. در ایران هفتاد میلیونی امروز، هفتاد میلیون دیدگاه وجود دارد. اما اینگونه به نظر می رسد که اکثریت آنها خواهان تغییر نظام سیاسی از طریق مسالمت آمیز و مدنی هستند. در بسیاری از کشورها، سیستم های سیاسی از طریق رفــُرم بنیادین (مبارزه مدنی برای تغییرات اساسی) عوض شدند. بعنوان مثال، رئیس حزب کمونیست مـُسـکـو (بوریس یلتسین) با شیوه مبارزه مدنی، نظام کمونیستی شوروی را دگرگون نمود.


۳ـ موضع شما در رابطه با دو دیدگاه رفرم از بالا و انقلاب چیست؟

من با انقلاب به معنای منقلب شدن و دگرگون شدن اوضاع  از طریق شیوه های مدنی و مبارزات مسالمت آمیز سیاسی کاملاً موافق هستم. اما با انقلاب به معنای کلاسیک و تاریخی کلمه یعنی توسل به قوه قهریه و خشونت مخالفم. قیام ۲۲ بهمن سال ۵۷ یک قیام یا انقلاب مدنی مسالمت آمیز بود و با اینگونه قیام ِ توده ها موافق هستم.  اما بحث بر سر این است که در شرایط فعلی ایران از طریق کدام  تاکتیک های سیاسی و اعمال چه مکانیسم های مبارزاتی می توان همانند سال ۵۷ توده های مردم را بسیج کرد و با طرح مطالبات دمکراتیک هژمونی رژیم را در عرصه عمل به چالش کشید؟ البته اگر منظور از رفرم از بالا یعنی همان کلیشه "فشار از پائین و چانه زنی از بالا" باشد؛ من با آن مخالفم چون صداقت در کار نیست. من اتفاقاً با رفـُرم از طریق مبارزات مدنی و مطالبات توده ای در یک پروسه شفاف و دمکراتیک موافقم. تاکید من بر روی اصل "عدم خشونت" و اعتراضات مسالمت آمیز مدنی برای ایجاد یک پروسه "تغییرات اساسی و بنیادین" است. اما رفـُرم  بنیادین شفاف و دمکراتیک که موتور محرکه آن توده ها هستند و در راستای ایجاد تغییرات اساسی حرکت کند مطلوب می باشد.


۴ـ اگر معتقد به شیوه رفرم هستید، آیا آنرا همانند آقای موسوی در چارچوب قانون اساسی ج.ا میدانید و اگر نه، لطفا درک خودتان را توضیح دهید.

واقعیت این است که هرگاه جنبش توده ای آغاز شود، هر کسی از ظن خود می شود یار آن جنبش. وانگهی در هر جنبش ملی هر کسی حق دارد خواسته های خود را مطرح کند.  پیچدگی های جنبش سبز بسیار غامض تر از آن است که بتوان اجزای تشکیل دهنده آن یعنی رهبران نمادین، اصلاح طلبان حکومتی؛ مردم بخصوص نسل جوان، اپوزیسیون برانداز و غیره را در بستر سیاسی موجود تجزیه و تفکیک کرد.  من چندین مقاله در مورد جنبش سبز و اعتبار فعلی رهبران آن نوشته ام. برای من ِ نوعی که برداشتی ایدئولوژیکی و مسلکی از سیاست ندارم، نـیـّت قلبی یا درونی آقای مهندس موسوی یا آیت الله کروبی مطرح نیست. بحث من این است که موسوی با استناد به خمینی می گوید: "مــیــزان رای مــلــت" است. من ِ نوعی که به دمکراسی (حق رای مردم) و حقوق بشر اعتقاد دارم، نیز همین ادعا را دارم.  اتفاقاً جنبش سبز با شعار "رای من کجاست؟" آغاز شد. پس جنگ بر سر "رای مردم" است. موسوی معتقد است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت های لازم را برای تغییر و احیای رای مردم دارد. من معتقد هستم که ندارد. این نکته اختلاف من و آقای موسوی است. اما حضور من در جنبش سبز در کنار موسوی و دیگران بر روی نکات اختلاف نیست؛ بلکه بر روی مخرج مشترک و نکات مشترک یعنی  اصرار بر "حق رای مردم" در یک فضای دمکراتیک و آزاد بدون هیچگونه حذف و نظارت، می باشد. من نمی توانم حمایت سیاسی خود از جوانان ایرانی را که خطر می کنند و در اوین و کهریزک قربانی میشوند به دلیل  "قضاوت اخلاقی" در مورد عقبه و یا نیات ایدئولوژیکی و یا مسلکی موسوی، یا حزب کمونیست کارگری؛ مجاهدین، سکولارها، اصلاح طلبان، چپ، سلطنت طلب، ملیون و یا هر گروه دیگری، دریغ کنم. هر کس حق دارد در یک جنبش ملی شرکت کند و تعبیر و خواسته های خود را مطرح کند. بعد از سی سال یک جنبش ملی قوی بنام جنبش سبز بمثابه یک آلترناتیو در مقابل رژیم مطرح شده است. دشمنی با و یا تخطئه این جنبش در شرایط نبود یک "آلترناتیو" دیگر، نهاتاً بنفع رژیم تمام خواهد شد و بر علیه منافع دمکراتیک ملت ایران است. البته نقد و انتقاد و ارائه پیشنهادات امری است ضروری.


۵ـ آیا طرح شعار اصلاحات از جانب شما، بخاطر ضعف نیروی تحول طلب و دمکراسی در معادله توازن قوا و اساسا یک شعار تاکتیکی است، و یا اینکه این شعار برای شما مفهومی استراتژیک دارد؟

بیژن جزنی از چریک های فدایی خلق در کتاب معروف خود مبارزه مسلحانه را، هم استراتژی و هم تاکتیک توصیف کرده بود. در دوره نوین یا عصر پساخشونت، مبارزه مدنی و مسالمت آمیز می تواند هم استراتژی (هدف) باشد و هم تاکتیک (شیوه برخورد سیاسی). در این مورد توضیح خواهم داد. در عرف سیاسی انقلابات قهرآمیز در قرن بیستم، رژیم ها توسط انقلاب های خونین و از طریق خشونت سرنگون می شدند، و فاتحان سرمست جدید نیز با استفاده از همان ابزار(یعنی خشونت)  کشور را به مثابه یک غنیمت جنگی و تصرف شده اداره می کردند. کتاب "مزرعه حیوانات" جورج اُرول تصویر واقعی از انقلابات قرن بیستم ارائه نموده که بیانگر حقیقت تلخ زندگی و مبارزه موجودات مظلومی است که بر علیه انسان های بیرحم و دیکتاتور قیام می کنند؛ اما بعد از سرنگونی ِ مستبدان پیشین، خود تبدیل به خوک های حریص و جنایتکاری می شوند که به اصطلاح روی سیاه مستبدان پیشین را سفید کرده است. اما در قرن بیست و یکم  ما اگر واقعاً و ماهیتاً در پی دمکراسی و حقوق بشر در کشورمان هستیم، باید یک تغییر بینشی (Paradigm Shift) شگرف و بنیادین در رویکرد ذهنی و عینی خودمان بوجود بیاوریم. و در این پروسه دگردیسی (metamorphosis) باید با خشونت و استبداد مبارزه کنیم. باید خشونت را بعنوان یک ابزار سیاسی و یا یک وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی کاملا نفی کنیم؛ چون خشونت  جز بازتولید خشونت حاصل دیگری نداشته، ندارد و نخواهد داشت.  اجازه بدهید بعنوان مثال سه گزینه متفاوت در جهت براندازی رژیم را بررسی کنم. اول روش قهرآمیز و انقلابی که تغییر رژیم سریع ولی مملو از خون و خشونت آمیز خواهد بود. برای آرمانگرایانی که هنوز عکس ارنستو چه گوارا را بر در و دیوار خود آویزان دارند و با رمانتیسم خشونت گرایی هم خـُلق و خو هستند این روش بسیار مطلوب است. بنده علاوه بر هزار و یک دلیل دیگر، همانگونه که توضیح دادم این روش را مطلوب و میسر نمی دانم. روش دوم دخالت نیروهای بیگانه همانگونه که در همسایگان شرقی و غربی ما اتفاق افتاد، می باشد. من با دخالت بیگانه کاملاً مخالف هستم و آن را زیانبار و وحشتناک می دانم. روش سوم تغییر در یک پروسه مدنی و مسالمت آمیز است. پروسه ای که سرعت، مسیر و سرنوشت نهایی آن با رای مردم و حضور صلح آمیز مردم مشخص خواهد شد. در نتیجه اصلاحات یا تغییر می تواند تغییر در قانون اساسی و یا اصلاح نظام باشد و یا اگر مردم خواستند تغییر کامل قانون اساسی و تغییر کل نظام باشد. معیار خواست مردم است. ما می توانیم از طرح اصلاحات اساسی بعنوان یک تاکتیک سیاسی برای به چالش کشیدن استبداد و خشونت حکومتی و مشخصاً برای بسیج توده ها و طرح مطالبات دمکراتیک حمایت کنیم. ما می توانیم از مفهوم و مقوله  "رای آزاد مردم"  به مثابه حق لاینفک اما به تاراج رفته آنان در استعمال از شیوه های مسالمت آمیز و خشونت زداء در جهت حل مسائل سیاسی کشور، حتی در آینده ایران، بصورت یک آرمان (هدف و یا استراتژی) نیز حمایت کنیم. اگر شعار اصلاحات ِ اساسی خواست مردم (تاکید می کنم ـ اصلاحات ِ خواست مردم)، منجر به تغییر مسالمت آمیز رژیم شود؛ در این صورت برای ما نیز مفهوم استراتژیک دارد.  بعنوان مثال بر روی شعار هایی نظیر "مــیـزان رای ملت است" می توان با اصلاح طلبان همسنگر بود.  البته آیا اصلاح در این رژیم امکان پذیر است یا نه؟ سوال دیگری است که جواب مفصل آن وقت خود را می طلبد. اما وظیفه ما است تا با استفاده از طرح اصلاحات اساسی، مردم را بسیج کنیم و رژیم را به چالش بکشیم تا در مقابل جنبش مردمی عقب نشینی کند؛ اگرچه این رژیم ماهیتاً و ذاتاً اصلاح پذیر نیست.


۶ ـ اگر اعتقاد به تغییر این نظام از طریق فشار توده ای ( همانند انقلاب 57) و از پائین دارید، ابزارهای این فشار چیستند؟

این نظام باید توسط ملت ایران و در یک پروسه آزادیخواهانه مبارزه مدنی تغییر یابد. راز موفقیت در بسیج توده ها، تشکیل هسته های مدنی، اعتراضات خیابانی و نهایتاً اعتصابات سراسری می باشد.  ابزار اصلی فشار، به چالش کشیدن رژیم توسط مردم در همه زمینه ها اعم از سیاسی، فرهنگی؛ اقتصادی (از طریق اعتصابات) و اجتماعی می باشد. وسایل ارتباط جمعی و نقش فعالان داخل کشور بسیار قابل اهمیت است. حمایت معنوی و سیاسی نهادهای بین المللی و جامعه جهانی از خواسته های دمکراتیک ملت ایران نیز کارساز خواهد بود. باید تاکید کنم که تحریم های غیر هوشمند سازمان ملل و بخصوص جنگ تاثیرات منفی بر پروسه آزادیخواهانه مبارزه مدنی بر جای خواهند گذاشت و بهمین دلیل با آن دو مخالف هستم.
  
۷ ـ نقش دول خارجی و همینطور وظیفه نیروهای اوپوزیسیون خارج از کشور را در این تغییر چگونه ارزیابی میکنید؟

دول خارجی منافع و جایگاه های متفاوت و بعضاً متضادی دارند. دول مستبد، معمولا از این رژیم حمایت کرده و می کنند. دولت های آزاد و دمکراتیک جهان بخصوص دنیای غرب در طی سالهای اخیر بهای چندانی به نقض حقوق بشر در ایران نداده اند. نگرانی اصلی آنها دستیابی رژیم جمهوری اسلامی به سلاح اتمی می باشد. در شرایط فعلی آنها خواهان تغییر رفتار رژیم در زمینه اتمی و حمایت از تروریسم بین المللی می باشند. آنها در عمل مقوله حقوق بشر را بعهده سازمانهای حقوق بشری نظیر عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و یا کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد واگزار کرده اند. من نقش دولت های دمکراتیک را فقط در حمایت اخلاقی و سیاسی از مبارزات حق طلبانه مردم ایران موثر و مطلوب می دانم.  مداخله آنها در امور ایران را به نفع جنبش نمی دانم.  در مورد اپوزیسیون برونمرزی نیز توضیح دادم. ما یک "اپوزیسیون" همگون و منسجم که بتوان به عنوان یک نهاد وجودی از آن یاد کرد، نداریم. افراد وشخصیت های نامتجانس و گروه هایی مختلف با خواسته های متفاوت و بعضاً متضاد بعنوان اپوزیسیون شناخته می شوند که مشخصه نسبتاً مشترک و بارز آنها "سترون" بودن در عرصه عمل سیاسی می باشد؛ اگرچه استثنائاتی نیز وجود دارد.
  
۸ ـ آیا پروژه عراق و افغانستان میتواند بعنوان یک راه حل برای ایران مطرح باشد؟

قبل از به ثمر رسیدن پروژه عراق و افغانستان، رژیم ایران سه دشمن اصل داشت که در عرصه سیاست داخلی و خارجی چالش های بزرگی در مقابل رژیم بودند. رژیم قرون وسطائی  و متحجر طالبان در شرق ایران بعنوان یک حکومت مذهبی سـُنـی بنیادگرا در مقابل حکومت مذهبی شیعه بنیادگرای جمهوری اسلامی. در غرب ایران نیز صدام حسین ِ دیکتاتور خود را سد استوار در مقابل نفوذ ایران در دنیای عرب معرفی می کرد. مجاهدین خلق نیز بعنوان منسجم ترین چالش و خطرناکترین اپوزیسیون برای رژیم مطرح بود.

پروژه عراق  و افغانستان باعث نابود شدن دو دشمن اصلی جمهوری اسلامی و تضعیف و حبس دشمن سوم شد. این پروژه باعث حضور فعال ایران در افغانستان و عراق شد. هژمونی ایران در فلسطین (نوار غزه)، لبنان, یمن، عراق، بحرین، پاکستان، کشمیر، بسیار مستحکم شد.  ایران بعنوان بزرگترین ابرقدرت خاورمیانه  و جهان اسلام مورد پذیرش قرار گرفت.  همه اینها به خیر برکت پروژه عراق و افغانستان. در عراق جمهوری اسلامی برقرار شد. در افغانستان نیز جمهوری اسلامی برقرار شد. یعنی ارمغان این پروژه جز استقرار جمهوری اسلامی در کشورهای همسایه و کشت و کشتار و بمب گزاری و توسعه و تعمیق بنیادگرایی و استحکام هژمونی رژیم جمهوری اسلامی در منطقه و جهان چیز دیگر نبوده است. در نتیجه دخالت بیگانه در ایران جز وحشت و تباهی و کشت و کشتار و طولانی شدن عمر رژیم ارمغان دیگری نخواهد داشت.
  
۹ ـ احزاب و سازمانهای سیاسی چه نقشی و وظایفی را میتوانند در این روند ایفا کنند؟

آنکس که نیاموخت از روزگار، هیچ نیاموزد ز هیچ آموزگار . سازمان ها و رهبران سیاسی حتی آنهایی که ۶ سال پیش از جورج بوش درخواست کرده بودند تا یاری دهنده جدی مردم ِ جان به لب رسیده ایران برای برقراری حکومتی دمکراتیک باشند، باید به این حقیقت تلخ پی برده باشند که دمکراسی  را نمی توان با حمله نظامی و لشکرکشی برای یک ملت به ارمغان آورد. وظیفه و نقش اصلی سازمان های مستقل سیاسی  آگاهی دادن به مردم و حمایت و انعکاس خواسته های دمکراتیک و آزادیخواهانه مردم در چارچوب جنبش سبز و توسعه و تعمیق مفاهیم حقوق بشر، دمکراسی، مساوات، نفی تبعیض و نابرابری، سکولاریسم و مخالفت با هرگونه دخالت بیگانه باید باشد. چون تهاجم و دخالت بیگانه در راستای حفظ و استمرار حیات رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود و بهمین دلیل احمدی نژاد و شـُرکاء بر طبل جنگ می کوبند. زیرا از نظر آنها جنگ نعمت الهی است ـ مخصوصاً جنگ مستقیم با شیطان بزرگ و اسرائیل که احتمالاً باعث ظهور منجی عالم (عج) خواهد شد.
  
۱۰ـ شیوه مشارکت ملیتهای کشورمان در این تغییر چگونه میتواند باشد؟

متاسفانه در طی ۳۱ سال عمر جمهوری اسلامی ملیت ها  و یا اقوام ایرانی در کنار زنان، اقلیت های مذهبی، دگراندیشان و دگرباشان علاوه بر پرداخت هزینه های گزاف، متحمل بیشترین ضررها شده اند. در نتیجه " رفع هر چه سریعتر این بلاء" باید اولویت اصلی آنها باشد. خوشبختانه اقوام و ملیت ها در داخل کشور از موسوی و کروبی حمایت و با جنبش سبز همراهی می کنند. ولی در مورد جبهه گیری و آرایش بعضی از نیروهای سیاسی برونمرزی وابسته به اقوام و ملیت ها باید گفته که از منظر تاریخی به استثنای افراد و شخصیت های منفرد ترک آذری هموطن که در حاکمیت و قدرت سیاسی ایران شریک بوده اند، بلوچها، عرب ها، کردها، ترکمن ها و دیگران هرگز این اجازه و یا فرصت را نیافتند تا در تعیین سرنوشت کشور خویش مشارکت داشته باشند. نتیجتاًً نگرش سیاسی آنان نسبت به مقوله ساختار قدرت سیاسی  در ایران و شیوه اشتراک، تعامل و یا تعارض با آن هنوز در تلاطم و سردرگمی و یا "قعر سیاسی"  توام می باشد.  اجازه بدهید بی پرده تر سخن بگویم. ما، اقوام و یا ملیت های ایرانی، باید با بازنگری و نقد جدی از قدرت جذب و ترغیب و شیوه خود در تعامل  یا بهتر بگویم تعارض با دیگران، حاصل کـِـشـتـه خویش را بنگریم. ظاهرا بعضی از افراد و یا گروهای منتسب به اقوام و ملیت های ایرانی  وظیفه خود را فقط مبارزه بر علیه و یا حمله به شوءنیسم فارس یا بقول برخی "داغ تر از بقیه"  "فاشیسم فارس آریائی" تعریف می کنند و بس. این نوع برخورد  افراطی و غیر سازنده در حالت خوشبینانه بسیار دُگم و تک بـُعدی و در حالت بدبینانه بسیار قابل تامل و مشکوک می باشد.

شیوه برخورد سیاسی و تعامل سازمانی ما با بقیه هموطنان مطلوب نبوده است و بهمین دلیل  تا به امروز یعنی سالها بعد از تشکیل "کنگره ملیت های ایران فدرال" که من خودم از طرف جبهه متحد بلوچستان ایران جزوء اعضای اولیه تشکیل دهنده آن بودم؛ این کنگره نتوانسته حتی یک شخصیت و یا یک نیروی سراسری و یا به اصطلاح "فارس" را جذب و یا ترغیب کند. و یا ائتلاف و اتحادی بوجود بیاورد. و یا برنامه مشترکی با دیگران ارائه دهد.  حتی محدود نیروهای چپ سنتی همسو با "خلق های تحت ستم" خود را از کنگره دور نگه داشته اند. اگر کسانی جرائت طرح این سوال را داشته باشند که چـــرا؟. بلافاصله مورد حمله عناصر افراطی در کنگره قرار می گیرند که : "معلوم است ! فارسها هرگز حقوق ملیت ها را نخواهند پذیرفت و در این مورد احتیاج به بحث نیست".سالها تجربه نشان داده که ترویج فرهنگ "فارس ستیزی" و دامن زدن به تضاد قومی در ایران بعنوان یک استراتژی مبارزه، ارمغانی جز ارضای عقده های سرکوب شده برای عده ای و انزوای سیاسی برای کـنـگـره نداشته است. وانــگــهــی می توان بدون افتراء و قوم ستیزی واپسگرا، در چارچوب موازین پیشرفته و جهانشمول برای رفع ستم قومی و یا ملیتی در تعامل با همه نیروهای آزادمنش و دمکراتیک ایرانی در راستای دمکراسی، منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های متعدد مدافع حقوق بشر و اقوام مبارزه کرد. باید حساب مردم عادی و یا احزاب سراسری ایران را که خود قربانی حکومت های مستبد و ظالم بوده اند، با حکومت های مرکزی فاسد در ایران جدا کرد. ما متاسفانه با طرح مباحث و مجادله های نامانوس و نامطلوب در زمینه "فارس ستیزی"، بسیاری از همراهان و همرزمان دمکرات و آزاد منش خود را که با "ستم مضاعف" و تحملات تاریخی ما آشنایی و همدردی دارند، از خود بیگانه کرده ایم. در نهایت این به نفع رژیم تمام شده است.

اما اجازه بدهید در پایان جوابم را با اشاره به یک مورد مربوطه اما غم انگیر خلاصه کنم. حدود ۱۰ روز پیش کمیته ناظر بر کنوانسیون رفع تبعیض نژادی گزارش خود بر علیه دولت ایران را صادر کرد. من در مورد این گزارش مقاله ای نوشتم که خوشبختانه اکثر سایت ها و بخصوص سایت های به اصطلاح فارس زبان آن را منعکس کردند. حتی بی بی سی  و صدای آمریکا و رادیو فردا و رادیو صدای آلمان و غیره نیز گزارش کمیته را منعکس کردند.  من در این مقاله از رسانه های "ایرانی" به دلیل عدم پوشش این گزارش انتقاد کرده بودم؛  و در طی آن چند روز علاوه بر تجسس در "فضای  مجازی"، رادیو و تلویزیون های ایرانی (فارس، کرد، ترک و غیره) را نیز رصد کردم تا پوشش گزارش کمیته دنبال کنم.  این گزارش توسط رسانه های به اصطلاح فارس زبان مورد پوشش قرار گرفت. اما تلویزیون های ۲۴ ساعته اقوام و ملیت های تحت ستم از جمله تیشک، روژهلات، گوناز و آسوسات حاضر نشدند آن را تحت پوشش قرار بدهند. این امر برای من واقعاً تعجب آور و حیرت انگیز بود.  در طی دو تا  سه شب متوالی بعد از نشر این گزارش، بیشتر این تلوزیون ها  مشغول "آگاه" کردن مردم از نمایش و توطئه جدید  رژیم بنام جنبش سبز توسط جمهوری اسلامی و حمله به موسوی و کروبی بعنوان مجریان این "نمایش"  بودند. برای من واقعا تاسف آور وغم انگیز بود که چرا این تلویزیونهای "ملیت ها"  بجای انعکاس گزارش کمیته ناظر بر کنوانسیون رفع تبعیض نژادی سازمان ملل در آن  فرصت طلایی (حداقل در آن چند روز) ، اولویت را به حمله به  موسوی و کروبی داده بودند! چــــرا؟، من نمی دانـم ! و بقول شاعر "چه دانـــم های بـسـیـار اسـت در ایـن دنـیـا، لـیـکـن مـن نـمـی دانـــم!"
گفتگوی تورکمنصحرا مدیا با عبدالستار دوشوکی

فیدل کاسترو: احمدی نژاد برود درس تاریخ بخواند


فیدل کاسترو هفته گذشته براى نخستين بار پس از پنج سال در حالى در انظار ظاهر شد كه يونيفورم قديمى نظامى خود را دوباره به تن كرده بود، كه اين امر موجب حدس و گمانه زنى هاى بسيارى شد كه آيا وى در صدد پس گرفتن حكومت از برادر خود است يا خير.
فیدل کاسترو هفته گذشته براى نخستين بار پس از پنج سال در حالى در انظار ظاهر شد كه يونيفورم قديمى نظامى خود را دوباره به تن كرده بود، كه اين امر موجب حدس و گمانه زنى هاى بسيارى شد كه آيا وى در صدد پس گرفتن حكومت از برادر خود است يا خير.
۱۳۸۹/۰۶/۱۷
فيدل كاسترو، رهبر پيشين كوبا، در گفت و گو با یک مجله آمریکایی با انتقاد از انکار هالوکاست از سوی محمود احمدی نژاد گفت که سخنان رییس جمهور ایران علیه اسرائیل و یهودیان نشان می دهد که وی یهود ستیز است.

آقای کاسترو گفت که به رييس جمهورى ايران «پيام» داده است تكرار اين سخنان را متوقف كند و برود درس تاريخ بخواند.

به گفته رهبر سابق کوبا، «يهوديان در طول تاريخ در رنج و تعقيب بوده و آنها را به هر چيزى، حتى كشتن خدا متهم مى كنند».

فيدل كاسترو در طول مجموعه مصاحبه هاى خود با گزارشگر ويژه نشريه آمريكايى «آتلانتيك»، كه به دعوت وی به كوبا رفته است، تاكيد كرد كه شنيدن سخنان احمدى نژاد عليه اسرائيل و يهوديان نشان مى دهد كه احمدى نژاد يهودستيز است.

وی گفت كه احمدى نژاد بايد آگاهى هاى خود در زمينه تاريخ، بويژه يهود ستيزى را تقويت كند و درك كند كه آنتى سميتيزم و انكار هولوكاست درست نيست.

بیشتر بخوانید:
آقاى كاسترو ابراز اطمينان كرده است كه اگر احمدى نژاد تاريخ و فصل طولانى تعقيب و آزار يهوديان در سراسر جهان را مى دانست، مى فهميد كه چرا يهودى همواره نگران سرنوشت خود است.

رهبر پيشين كوبا خاطراتى از دوران كودكى خود را ياد آورى كرده و گفته است: «هنگامى كه پنج- شش ساله بودم و در يك ده زندگى مى كرديم» در«شنبه پاك» به ما مى گفتند كه «يهوديان خدا را كشته اند. شما مى توانيد درك كنيد كه اين امر چه تاثيرى بر يك كودك مسيحى مى گذارد. من نمى دانستم كه يهودى چيست و كيست و تنها چيزى كه مى دانستم اين است كه خدا (عيساى مسيح) را كشته است».

آقاى كاسترو اضافه كرده است: «حال مى فهمم كه توده ها تا چه حد جاهل هستند...حال مى فهمم كه هيچ ملت و انسانى به اندازه يهودى، مورد اتهام قرار نگرفته...يهودى را به خاطر هر چيزى متهم مى كنند».

وی افزوده است: «مسلمانان را به خاطر هر مسئله اى تعقيب و متهم نمى كنند. اما يهودى متهم به هرچيزى است كه فكرش را بكنيد».

رهبر پيشين كوبا اضافه كرد: «دولت ايران بايد بفهمد كه يهوديان را از سرزمين خود رانده اند. يهوديان به هرجا نيز كه پناه برده اند، همچنان در تعقيب بوده اند. با آنان مانند بدترين موجودات در همه جهان رفتار كرده اند. در چشم همه، قاتلى به تصويركشيده شده اند كه خدا را كشته است. به مدت دو هزار سال بدترين تعقيب ها و سركوب ها عليه يهوديان صورت گرفته و آنها متحمل كشتارهاى دسته جمعى مردم خود شده اند. زندگى آنها بسيار سخت تر از هر ملت ديگرى بوده است. هيچ چيزى در جهان نيست كه بتوان آن را با فصل هالوكاست مقايسه كرد».

هنگامى كه جفرى گلدبرگ، گزارشگر آتلانتيك از آقاى كاسترو پرسيده است كه آيا حاضر بوديد همين مطالب را مستقيما به محمود احمدى نژاد بگوييد؟، آقاى كاسترو پاسخ داده است: «من اينجا اين مطالب را مى گويم كه به احمدى نژاد پيام بدهم».

آقاى كاسترو اضافه كرد: «من اظهارات احمدى نژاد عليه يهوديان و انكار هالوكاست را تقبيح مى كنم و مى گويم كه شش ميليون يهودى كشته شده اند و اروپاى نازى به طور سيستماتيك و با هدف از قبل تعيين شده مى خواست قوم يهودى را منهدم كند».

رهبر سابق کوبا اظهار داشت: «ايران تنها در صورت داشتن درك درست از تاريخ و يهودستيزى است كه مى تواند موجب پيشبرد صلح شود».

من اظهارات احمدى نژاد عليه يهوديان و انكار هالوكاست را تقبيح مى كنم و مى گويم كه شش ميليون يهودى كشته شده اند و اروپاى نازى به طور سيستماتيك و با هدف از قبل تعيين شده مى خواست قوم يهودى را منهدم كند.

فیدل کاسترو
آقاى كاسترو در طول دهه ها از منتقدان سر سخت اسرائيل نيز بوده است. او هيچ گاه در رديف دوستداران اسرائيل قرار نداشت و سخت ترين اتهامات سياسى را در ايام طولانى رهبرى خود متوجه اسرائيل كرده است.

«تحریم ها معضل برنامه اتمی را حل نمی کند»

در همين حال، آقاى كاسترو در مصاحبه با آتلانتيك تاكيد كرده است كه تحريم ها نمى تواند معضل اتمى ايران را حل كند، هر چند كه ابراز اطمينان كرده هر چقدر هم كه تحريم ها سخت تر شود، رهبران ايران از برنامه هسته اى خود دست نخواهند كشيد.

وی گفته است اطمينان به ادامه سرسختى رهبران ايران را از اين جهت مى دهد كه «رهبران مذهبى كمتر نرمش نشان مى دهند» و افزود: «حتى ما در كوبا كه مذهبى نيستيم پنجاه سال است كه در برابر آمريكا ايستاده ايم».

آقاى كاسترو اسرائيل را «ژاندارم آمريكا در خاورميانه» لقب داده و گفته است: مقاله اخير آقاى گلدبرگ در نشريه آتلانتيك در مورد احتمال وقوع جنگ، احساس شخص او را در مورد به راه افتادن نبردى كه در آغاز آن، آمريكا و اسرائيل در يك سو و ايران در سوى ديگر باشد وسپس به جنگى با دخالت عوامل ديگر درجهان منجر شود، تقويت كرد.

آقاى كاسترو در هفته هاى اخير در اظهارات متعددى از احتمال وقوع جنگ هسته اى بر سر برنامه هسته اى ايران ابراز نگرانى مى كند. او هفته گذشته نيز در ديدارى چند ساعته با هوگو چاوز، رييس جمهورى ونزوئلا، به بررسى معادلات و صحنه جهانى در صورت وقوع جنگ در پى حمله احتمالى به تاسيسات هسته اى ايران پرداخت.

آقاى كاسترو در مجموع معتقد است كه نبرد احتمالى با ايران به شرايطى منجر مى شود كه ممكن است به كاربرد بمب اتمى بينجامد.

او تاكيد دارد كه تا چندى پيش بر اين اعتقاد بود كه جنگ جهانى ديگرى با حمله به كره شمالى آغاز خواهد شد اما اكنون به اين باور رسيده كه جنگ بر سر برنامه هسته اى ايران آغاز خواهد شد ولى عوامل جهانى و حتى كره شمالى نيز در آن درگير خواهند شد.

در مصاحبه ويژه با آتلانتيك، آقاى كاسترو براى نخستين بار، درمورد درستى عملكرد شخص خود كه به بحران جدى موشكى سال ۱۹۶۲ ميان آمريكا وكوبا منجر شد و نگرانى آن زمان دنيا درمورد وقوع جنگ جهانى سوم را درپى آورده بود، ابراز ترديد كرده و گفته است كه شايد سرسختى زيادى نشان داده بود و بهتر مى بود كه واقع گرايانه تر عمل مى كرد.

آقاى كاسترو گفته است: «از چيزهايى كه بعدها فهميدم، بايد بگويم كه آن بحران ارزش بوجود آمدن را نداشت و مى شد كه طورى ديگر عمل كرد».

فيدل كاسترو كه اكنون ۸۴ ساله است، پنج سال پيش رهبرى كشورش را پس از ابتلا به سرطان وخيم به برادرش، رائول، سپرد.

فيدل كاسترو كه در سال ۲۰۰۶ مورد عمل جراحى قرار گرفت، دو هفته پيش در مصاحبه اى فاش كرد كه «تا آستانه مرگ پيش رفته بود اما نجات يافت».

او هفته گذشته براى نخستين بار پس از پنج سال در حالى در انظار ظاهر شد كه يونيفورم قديمى نظامى خود را دوباره به تن كرده بود، كه اين امر موجب حدس و گمانه زنى هاى بسيارى شد كه آيا وى در صدد پس گرفتن حكومت از برادر خود است يا خير.

در سخنرانى هاى يك سال اخير او با لباس عادى، و حتى با پيژاما يا لباس ورزشى در برابر دانشجويان و ديپلمات هاى كشورش و در ملاقات هايى با رهبران ضد آمريكايى حوزه آمريكاى لاتين، ظاهر شده بود. در برخى مصاحبه ها با گزارشگر آتلانتيك نيز او لباس ورزشى و پيراهن قرمز ظاهر شده است.

برخى رسانه ها از برخى «تنش ها» ميان فيدل با رائول مطالبى منتشر كرده اند كه اين امر، گمانه زنى ها در زمينه قصد بازگشت فيدل به قدرت را تقويت كرده است.

فيدل كاسترو شخصا جفرى گلدبرگ، گزارشگر يهودى مجله آتلانتيك را به كوبا دعوت كرده بود كه در طول آن، با هم از آكواريوم كوبا نيز ديدار كردند.

دليل ميهمان كردن گلدبرگ از سوى كاسترو انتشار اخير تحليلى به قلم گلدبرگ در نشريه آتلانتيك در زمينه بررسى احتمالات حمله اسرائيل به تاسيسات هسته اى ايران بود.

جفرى گلدبرگ، خانم جوليا سوييگ، كارشناس آمريكایی امور كوبا و عضو شوراى مناسبات خارجى آمريكا را نيز در اين سفر با خود به همراه برده بود. اين سفر سه روزه هفته گذشته انجام شد.

جفرى گلدبرگ در جمع بندى ساعت ها گفت وگوى خود دراين سه روز با فيدل كاسترو نوشته است: «شايد بدن كاسترو ضعيف باشد، اما مغزش بى ترديد شفاف است، و او پر انرژى است». 

کلينتون: ایران در حال تبدیل به دیکتانوری نظامی با لعاب ایدئولوژیک دینی است


۱۳۸۹/۰۶/۱۷
هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، روز چهارشنبه گفته است که حکومت ايران در حال تبديل شدن به يک ديکتاتوری نظامی با رنگ و لعاب ايدئولوژيک دينی است و سپاه پاسداران با همکاری برخی از روحانيون و رهبری سياسی در حال گسترش قدرت خود در کشور است.

هيلاری کلينتون که در شورای روابط خارجی در واشينگتن صحبت می کرد، گفت:«ترديدی نسيت که ايران در حال تبديل شدن به يک ديکتاتوری نظامی با نوعی رنگ و لعاب ايدئولوژيک دينی است.  در واقع در ایران سپاه پاسداران با هماهنگی برخی از روحانيون و رهبران سياسی  در حال افزایش قلمرو قدرت خود هستند. فکر نمی کنم که هدف اوليه انقلاب ايران بدل شدن جمهوری اسلامی به چنين چيزی بوده باشد.»

هيلاری کلينتون که در پاسخ به پرسشی درباره حمايت از مخالفان دولت در ايران صحبت می کرد، افزود: دولت آمريکا خواهان کمک به مردم ايران است و در همين حال نمی خواهد به مانعی بر سر راه آنها بدل شود.      
بیشتر بخوانید

وزیر امور خارجه آمریکا  تاکید کرد: سياست ما بدون ترديد حمايت از آزادی و حقوق بشر درايران است و ما اين کار را با مجهز کردن ايرانيان به تکنولوژی لازم برای ايجاد ارتباط با يکديگر و توانایی ابراز نظر و ديدگاه های خود انجام داده ايم. ما همچنين اقدام دولت ايران را محکوم کرده ايم و به اين رویکرد ادامه مي دهيم.

 
رویکرد  آمریکا در قبال  ایران

وزير امور خارجه آمريکا در بخشی از سخنرانی خود در اين نشست با اشاره به سياست های دولت باراک اوباما در قبال ايران گفت: ما ابتدا تلاش های ديپلماتيک بين المللی به منظور تعامل با ايران  انجام دادیم. ما با ادامه تمايل به تعامل با ايران به گفت وگوهای خود با متحدانمان نيروی تازه ای بخشيديم.

خانم کلينتون در بخش ديگری گفت: اما از سوی ديگر ، ايران با اقداماتش در واقع ماهيت خود را نشان داد، و سخت گيری و ناسازگاری هايش در واقع بيانگر به چالش کشيدن قوانينی است که همه کشورها خود را نسبت به آن پايبند می دانند.

هيلاری کلينتون درباره اقدامات ديگری که در قبال ايران برداشته شده است، گفت:«ما به تقويت روابط خود با کشورهايی که در صورت موفق بودن ديپلماسی با ايران می توانند به ما ياری برسانند ادامه داديم.»

خانم کلينتون گفت: بر همين اساس ما يک توافق جمعی ايجاد کرديم تا در صورتی که ايران به تعهدات بين المللی اش عمل کند، به راحتی بتواند به آغوش جامعه جهانی باز گردد، و درغير اين صورت ايران بايد پاسخگو و مسول سرپيچی های خود باشد.

وی در ادامه گفت: در بهار گذشته شورای امنيت سازمان ملل متحد شديدترين و جامع ترين تحريم هايی راکه تا به حال عليه ايران بکار گرفته، تصويب کرد.

 درخردادماه سال جاری شورای امنیت سازمان ملل متحد چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران را تصویب کرد. در این قطعنامه به مانند قطعنامه های قبلی، از ایران خواسته شده است تا فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.

وزير امورخارجه آمريکا همچنین گفت: پس از تصويب قطعنامه تحريمی عليه ايران، اتحاديه اروپا؛ برای اجرای مفاد آن تلاش کرد و پس از آن نيز بسياری از کشورهای ديگر همچون استراليا، کانادا، نروژ، و اخيرا ژاپن به اين تلاش ها پيوسته اند.

خانم کلينتون سپس افزود: گرچه تحريم ها خود هدف نيستند، ولی استباط ما اين است که ايران به تازگی فشار اين تحريم ها را لمس کرده است.

وی افزود: تحريم ها در واقع اهرمی است تا برای حل مسائل به مذاکره بنشينم اقدامی که امريکا خود را به آن متعهد می داند.

خانم کلينتون گفت گزينه برای رهبران ايران روشن است: به تعهدات خود و تعهداتی که همه کشورها به ان پای بند هستندعمل کنيد و از منافع آن برخوردار شويد،  يا اين که مسئوليت های خود را نادیده گرفته  که در آن صورت با انزوای بيشتر وهزينه های بيشتر آن روبرو خواهيد شد. 

پس از فلسطین، کوبا زبان به انتقاد از احمدی نژاد گشود فیدل کاسترو نیز به منتقدان رئیس جمهور ایران پیوست ......

فيدل كاسترو رهبر پیشین  کوبا
فيدل كاسترو رهبر پیشین کوبا، امروز چهارشنبه 9-8-2010 محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران را به یهودستیزی متهم کرده است .

رئیس جمهور ایران بارها هولوکوست را انكار كرده و گفته است كه یهودیان در جنایات نازی ها بر ضد خود اغراق كرده اند .

فیدل کاسترو كه یکی از حامیان دولت ایران بشمار می آید در مصاحبه با نشریه آمریکائی "اتلانتیک" گفت: "سخنان رییس جمهور ایران علیه اسرائیل و یهودیان نشان می دهد که وی یهود ستیز است".

رهبر 84 ساله کوبا که در زمان رهبری خود از منتقدان سر سخت اسرائيل بشمار می رفت در این مصاحبه بیان داشت که من اظهارات احمدى نژاد عليه يهوديان و انكار هالوكاست را تقبيح مى كنم و مى گويم كه در اين حادثه شش ميليون يهودى كشته شده اند.

محمود احمدی نژاد این روزها علاوه بر انتقادات داخلی در خارج از ایران هم از سوی بعضی از مقامات رسمی کشورها با انتقاداتی روبرو است.

روز یکشنبه این هفته نبیل ابو ردینه، سخنگوی دولت خودگردان فلسطین با انتشار بیانیه ای ، به اظهارات اخير محمود احمدی نژاد درباره مذاکرات صلح خاورميانه شدیدا انتقاد کرده بود .

ابو ردینه در این بیانیه خطاب به احمدی نژاد گفته بود " فردی که نماینده مردم ایران نیست و در انتخابات تقلب کرده و مردم ایران را سرکوب می کند و قدرت را دزدیده ، نمی تواند در باره فلسطین و رئیس جمهورفلسطین سخن بگوید."

احمدی نژاد رئیس جمهور ایران پیشتر محمود عباس را بدلیل حضور در مذاکرات مستقیم صلح به شدت انتقاد کرده بود.

کاسترو در بخش دیگری از این گفتگوی ، در باره پرونده جنجال برانگیز هسته ای ايران گفت : مناقشه موجود راه حلی ندارد زیرا که ايران در مقابل تهدیدات موجود عقب‌نشینی نخواهد کرد. وی در این باره افزود كه رهبران مذهبی کمتر حاضر به مصالحه هستند.


"پاكستان نه تنها از سيل كه هنوز از آوارگان جنگ و زلزله رنج مى برد" انجلينا جولى در پاكستان: كمكها بايد همچون آثار فاجعه درازمدت باشد

انجلینا جولی در حال گفت وگو با برخی از نان سیل زده



اسلام آباد-منصور جعفر، دبى – "العربيه.نت"
انجلينا جولى ستاره هالیوود و سفير ويژه سازمان ملل در امور انساندوستانه، در ديدار خود از سيل زدگان پاكستانى گفت: فاجعه سيل در پاكستان تنها به اين مدت كه دوربين ها حضور دارند و مشكلات را به تصوير مى كشند محدود نمى شود. آثار اين ويرانی ها تا مدتهاى مديدى ادامه خواهد داشت. لذا كمك ها و همت هاى بشردوستانه نيز بايد دامنه دار و ادامه دار باشد.

اين سفير ويژه كميسارياى امور پناهندگان سازمان ملل از شمال غرب پاكستان در نزديكى پيشاور و دروازه خيبر در مرز افغانستان ديدن كرد و با تعدادى از آوارگان سيل زده و بخصوص زنان به گفتگو نشست. وى از همه جهانيان خواست به سيل زدگان پاكستانى كمك كنند.

او يادآور شد كه پاكستان تنها از سيل اخير رنج نمى برد بلكه هنوز از آثار زلزله سال 2005، وهزينه هاى بازسازى ناشی از آن و مشكلات آوارگان جنگ هاى اخير در مناطق شمالى اين كشور در رنج است. او افزود: نبايد فراموش كرد كه پاكستان هم اكنون ميزبان يك ميليون و هفتصد هزار نفر آواره افغانى نيز هست كه سعى مى كند بارى از روى دوش آنان بردارد.

انجلينا جولى گفت: اين انسان هاى سيل زده همه چيز خود را از دست داده اند. راه هاى امرار معاششان بسته شده و املاك و دام هايشان نابود شده است. گرفتاري ها و مرارت هاى زندگى اين مردم ادامه خواهد يافت. بنابر اين نبايد كمك ها و تلاش ها به همين روزهاى حضور رسانه ها محدود شود.

اين ستاره فيلم هاى امريكايى كه از سال 2001 به اين سمت افتخارى دست يافته است در سال 2005 نيز پس از وقوع زلزله در شمال پاكستان از اين كشور ديدن كرد.


انجلينا جولى از مناطقى ديدن كرد كه 70% از منازل ساكنانش بر اثر سیل ويران شده بود. مردى سيل زده با اشاره به خرابه ها به او گفت: از اين به بعد ما چگونه مى توانيم آنچه را از دست داده ايم دوباره به دست آوريم. برايمان اكنون جز مگس و پشه كه همه جا را گرفته اند چيزى نمانده است. همسر اين مرد با گريه يادآور شد كه "نمى تواند با گفتن همه نيازها و كمبودهايشان بار كمك رسانان را سنگين تر كند".