| عد از گذشت سه روز از آغاز سلسله برنامه های سازماندهی شده از سوی دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی در مرکز کشور برای برپایی تظاهرات حکومتی بر علیه آمریکا و آنچه که "هتک حرمت قرآن" نامیده شد، دامنه آن به دیگر مناطق ایران و از جمله برخی از شهرهای کردستان رسید. بنا به نامه ای که نسخهای از آن به صورت اختصاصی در اختیار روز قرار گرفته ، در بانه "مجمع امور صنفی" بازاریان این شهر مرزی را وادار به تعطیلی بازار کرده، هر چند منابع مطلع دراین شهر در تماس با "روز" خبر از برگزاری کمرنگ این مراسم و عدم استقبال از آن داده اند. فراخوان به شرکت مردم کردستان در مراسم های نمایشی حکومتی در شرایطی صورت میگیرد که بعد از گذشت چندین ماه از بازداشت تعدادی از فعالان فرهنگی کرد، آنها همچنان در بازداشت موقت به سر می برند و هنوز از علل این بازداشت ها اطلاعی در دست نیست. نزدیکان برخی از این فعالان به روز می گویند: "پرونده ی فعالان فرهنگی به صورت حقوقی در دادگاه های کردستان وجود ندارد، همین باعث شده است که زمینه حقوقی برای اخذ وکالت این پرونده ها فراهم نباشد." منصور تیفوری، فعال مدنی و نویسنده کرد نیز در مصاحبه با "روز" بازداشت طولانی مدت فعالان فرهنگی کرد را تلاش مسولان قضایی برای "ایجاد جرم و پذیرفتن آن" از سوی بازداشت شدگان می داند. سکوت مسلمان خیانت است به قرآن بنا به گزارش ها از کردستان، مسئولان حدولتی تعدادی از شهروندان کرد را در شهرهای سنندج، مریوان و بانه مجبور به شرکت در مراسم هایی به بهانه "هتك حرمت به ساحت قرآن" کرده اند. به گزارش خبرگزاری فارس که اولین منبع مطرح کردن "جنجال رسانه ای به آتش کشیدن قرآن از سوی یک کشیش گمنام آمریکایی" در جهان بود، مردم سنندج با تجمع در مسجد جامع این شهر با سردادن شعارهای "مرگ بر آمریكا"، "سكوت هر مسلمان خیانت است به قرآن" این حرکت را محکوم کرده اند. حرکتی که به زعم "نماینده ولی فقیه در سنندج" سکوت در مقابل آن " خیانت به قرآن" محسوب می شود. همزمان روز گذشته، به دنبال دعوت "مجمع امور صنفی" در شهرهای مریوان و بانه، بازاریان وادار به تعطیلی مغازه ها و بخش کمی از مردم نیز مجبور به برپایی تجمعی نمایشی در این شهر شدند. "مجمع امور صنفی بانه" که یک نهاد حکومتی صنفی است، یک روز قبل از این تجمع طی نامهای رسمی که نسخه ای از آن به صورت اختصاصی در اختیار روز قرار گرفته است، از بازاریان بانه خواست برای شرکت در"مراسم راهپمایی در محکومیت شدید در اهانت به قرآن کریم در سالروز 11 سپتامبر" مغازههای خود را ببندند و "حضور قاطع" داشته باشند. با این حال منابع مطلع در بانه به "روز" گفته اند این مراسم با حضور طیف اندکی از نظامیان و کارکنان نهادهای امنیتی برگزار شده است. این شخص مطلع می گوید: "تعدادی از کارکنان نهادهای امنیتی روز گذشته در حالی که بازارهای شهر به دنبال فشار و تهدید رسمی مجمع صنفی و اداره اماکن و اطلاعات تعطیل شده بود، از مسیر میدان جهاد به طرف مسجد جامع حرکت کردند." او تاکید می کند: "ماموران اداره اماکن روز گذشته به صورت رسمی اقدام به تهدید بازاریان کرده اند که در صورت بازگشایی مغازه ها و به ویژه پاساژها با برخورد شدید و حتی لغو پروانه کسب روبرو می شوند." از سوی دیگر دیروز همزمان بازار مریوان نیز شاهد وضعیتی مشابه بود. آن هم در شرایطی که به علت مسدود کردن مرز زمینی باشماخ، که در 17 کیلومتری شمال غربی این شهر قرار دارد، شمار زیادی از شهروندان ایرانی که به قصد شرکت در کنسرت هنرمندان ایرانی در اربیل کردستان عراق عازم مریوان شده بودند، مجبور به اقامت موقت در این شهر شدند. در چنین شرایطی اداره كل تبلیغات اسلامی استان كردستان، با صدور بیانیهای ضمن محكوم كردن "اهانت اسلامستیزان"، اعلام کرده است: "بار دیگر دست خشونتخواهی و اندیشههای شیطانی دشمنان حقیقت و معاندین آزادی و دین باوری، چشم درخشان حقیقت را هدف گرفتهاند تا شیطان به تمام قامت در هیئت ناجوانمردان خودفروش به آیات شریف نور اهانت كند." فعالان فرهنگی؛ بازداشت های طولانی مردم و بازاریان کردستان در شرایطی مجبور به شرکت در این مراسم نمایشی شدند که تعدادی از فعالان فرهنگی بازداشت شده در کردستان همچنان در بلاتکلیفی کامل به سر می برند و از وضعیت آنها خبری در دسترس نیست. مختار هوشمند، بهزاد کردستانی، امیر امانیان، قادر شیری و عزیز ناصری از جمله شاعران و داستان نوسیان کرد هستند که در طول چهار ماه گذشته از سوی نهاد های امنیتی بازداشت شده اند. به گزارش برخی از پایگاه های خبری کردستان، در این میان عزیز ناصری و بهزاد کردستانی که ماه گذشته به صورت جداگانه در مریوان دستگیر شده بودند، اکنون به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده و درآنجا نگهداری می شوند. یکی از نزدیکان مختار هوشمند در خصوص وضعیت وی به روز می گوید: "مختار که بیش از سه ماه در سلول انفرادی بازداشت گاه اداره اطلاعات سنندج نگهداری میشد، مجددا به زندان عمومی مریوان برگردانده شده است." او تاکید می کند: "خانواده مختار همچنان از مصاحبه با رسانه ها منع شده اند و برای اخذ وکیل نیز با مشکل روبروهستند." به گفتهی وی پرونده ی فعالان فرهنگی به صورت کامل در دادگاه های کردستان وجود ندارد و همین باعث شده زمینه حقوقی برای اخذ وکالت این پرونده ها فراهم نباشد. او می گوید: "نه تنها مختار بلکه دیگر فعالان فرهنگی بازداشت شده کرد تا این لحظه تفهیم اتهام نشده و هنوز مشخص نیست به چه دلیل یا دلایلی بازداشت شده اند." از سوی دیگر فعالان کرد بر این باورند که عدم تفهیم اتهام و تمدید قرار بازداشت فعالان کرد به مدت طولانی به دلیل ناتوانی مقامات قضایی و امنیتی در ایجاد جرم و یا اتهام مشخص برای فعالان فرهنگی است. منصور تیفوری، نوسینده و فعال مدنی کرد در خصوص این وضیعیت به "روز" می گوید: " پیش فرض حاکمیت این است که افراد بازداشت شده مجرم هستند و باید به جرم خود اعتراف کنند. البته این موضوع تنها به سیستم حاکم در ایران خلاصه نمی شود، نمونه های این محتوای کلی را می توان در کلیهی نظامهای توتالیر یافت." این نویسنده کرد در ادامه به نمونه های تاریخی اینگونه برخورد ها در ادبیات اشاره می کند: "در رمانهای کافکا میبینیم که دادگاه متهم را فرا میخواند که جرم خود را از طریق خود کاوی بیابد و راهی به راضی کردن دادگاه بیابد، این پیش بینی کافکا در عصر استالین تحقق یافت، بدین گونه که در محاکمات نویسندگان عصر او از متهم می خواستند خود جرمش و سندی برای اثبات ادعای نظام رابیابد. چنانکه در محاکمهی ایزاک بابل می بینیم او را وادار میکنند که اعتراف کند به سفارش و وساطت آندره مالرو تن به جاسوسی برای فرانسه داده است." منصور تیفوری با اشاره به نحوه نگهداری بازداشت شدگان فرهنگی کرد می گوید: "این قافیهی تکراری را اکنون در برخورد با نویسندگان و فعالین فرهنگی ای که تن به سیاسی شدن فرهنگ ندادهاند می بینیم، اکنون آنها بهزادها و مختارها را بدون جرم میبرند که خود با خودکاوی، جرم خویش را بیابند و به آن اعتراف کنند، کما اینکه در دادگاههای جنبش سبز دیدیم که متهم میگفت در زندان آگاه شده است. آگاه شدن در این دادگاه ها به معنی یافتن جرم برای خود و اعتراف به آن است." آقای تیفوری در پایان تاکید می کند: "تمدید قرار بازداشت موقت شاعران و نویسندگان کرد به مدت طولانی، دقیقا به هیمن دلیل صورت می گیرد. آنها فی الواقع حتی از منظر قانون اساسی ایران هم جرمی مرتکب نشده اند،امامسئولان می خواهند با نگه داشتن دراز مدت و تحت فشار قراردادن آنها، کاری کنند که این اشخاص خود را مجرم تعریف کنند و اتهامات را یکجا بپذیرند." | |
| کاوه قریشی / روز | |
۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه
اجبار به تعطیلی بازار کردستان
یورش نیروهای امنیتی به دفتر میرحسین موسوی و ضبط وسایل
سایت " کلمه " نزدیک به میرحسین موسوی امروز پنجشنبه 16 – 9 – 2010 با اعلام این خبر افزود این اقدام را می تواند دور تازه ای از فشارها و محدویت ها علیه آقای موسوی ارزیابی کرد. این اقدام در حالی صورت می گیرد که در روزهای اخیر اخباری درباره محدویت های ایجاد شدن در رفت و آمد ها به دفتر میرحسین موسوی گزارش شده بود. بنا بر گزارش های رسیده، در روزهای اخیر، بسیاری از افرادی که قصد ورود به دفتر میرحسین موسوی را داشتند، ساعاتی توسط نیروهای امنیتی مستقر در محل بازداشت شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. از جمله این افراد می توان از شماری از خبرنگاران و همچنین محمد رضا خاتمی عضو ارشد حزب اصلاح طلب جبهه مشارکت نام برد. همچنین از دو روز گذشته مسئول دفتر میرحسین موسوی در بازداشت به سر می برد. به نظر می رسد که مسئولان جمهوری اسلامی که در هفته ها اخیر نیروهای امنیتی خود را در اطراف منزل و دفتر میرحسین موسوی مستقر کرده اند، قصد دارند حلقه محاصره را بر گرد این رهبر اصلاح طلب ایرانی تنگ تر کنند. هفته های اخیر، منزل مهدی کروبی دیگر نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز در حلقه محاصره هواداران حاکمیت ایران قرار داشت. به گزارش منابع خبری اصلاح طلبان، در هفته اخیر، منزل مهدی کروبی به مدت پنج روز در محاصره نیروهای موسم به "لباس شخصی" قرار داشت ومنزل او در دو شب متوالی مورد حمله تجمع کنندگان قرار گرفت و وسایل منزل تخریب شد. طبق گزارش های رسیده از ایران، برخی از مراجعه کنندگان به منزل آقای کروبی نیز با ممانعت نیروهای امنیتی روبرو شدند و برخی از آن ها برای ساعاتی مورد بازجویی قرار گرفتند. پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، این کشور شاهد اعتراض های گسترده به نتایج این انتخابات بود که محمود احمدی نژاد پیروز آن اعلام شد. اعتراض ها توسط نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی سرکوب شد و دهها تن کشته شدند و صدها نفر از شخصیت های با سابقه سیاسی ، فعالان مدنی و شرکت کنندگان در تظاهرات خیابانی بازداشت شدند. تشدید فشارها ومحدودیت ها علیه رهبران اصلاح طلب معترض ایرانی در حالی صورت می گیرد که در روزهای اخیر، مقام های قضایی جمهوری اسلامی، از تشکیل پرونده اتهامی علیه آن ها در دادسرای تهران خبر داده بودند. سایت کلمه در گزارش خود هشدار داده است که در روزهای آینده باید در انتظار اقدامات بیشتر نهادهای امنیتی علیه رهبران معترضان ایرانی بود. |
هجوم نیروهای امنیتی به دفتر میرحسین موسوی/ توقیف وسایل،تفتیش دفتر
با هجوم نیروهای امنیتی به دفتر میرحسین موسوی، فشارها و محدودیتها علیه وی وارد مرحله جدیدی شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، شب گذشته نیروهای امنیتی با حمله به دفتر مهندس موسوی، اقدام به تفتیش و بازرسی از محل کرده و و برخی وسایل موجود در دفتر را نیز با خود بردهاند.
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی، کامپیوترهای موجود در دفتر را جمعآوری کردند.
گفتنی است از چند هفته قبل نیروهای امنیتی با حضور در کوچهها و خیابانهای مجاور دفتر میرحسین موسوی، مانع از حضور مراجعان در این دفتر میشدند. در روزهای گذشته نیز مسوول دفتر میرحسین موسوی بازداشت شد تا حلقه محاصره به دور ایشان تنگتر شود. حال با هجوم ماموران لباس شخصی به دفتر میرحسین موسوی، به نظر میرسد دور تازهای از محدودیتها آغاز شده است.
تحرکات جدید نیروهای امنیتی حاکی از برنامه هایی است که دولت برای آینده تدارک دیده است. علیرغم خفقان رسانه ای حاکم بر جامعه، مشکلات کشور و بحران پیش رو در زمینه اقتصادی و زد و بند های دولت با یک کشور خارجی که مستلزم تامین منافع ملی نیست از جمله نگرانی های دولتیان برای آگاهی مردم است و یکی از دلایل تصمیم آنها برای منحرف کردن افکار عمومی از طریق محدود سازی و ایجاد مانع برای اطلاع رسانی همراهان جنبش سبز مانند موسوی و کروبی درباره وضعیت کشور است. همچنین اینگونه اقدامات همزمان با انتشار جزییاتی بیشتر از اسناد کودتای انتخاباتی صورت می گیرد.
بنا بر گزارشهای رسیده به کلمه، در روزها و هفتههای آینده باید منتظر تشدید اقدامات ستاد کودتا باشیم
به گزارش خبرنگار کلمه، شب گذشته نیروهای امنیتی با حمله به دفتر مهندس موسوی، اقدام به تفتیش و بازرسی از محل کرده و و برخی وسایل موجود در دفتر را نیز با خود بردهاند.
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی، کامپیوترهای موجود در دفتر را جمعآوری کردند.
گفتنی است از چند هفته قبل نیروهای امنیتی با حضور در کوچهها و خیابانهای مجاور دفتر میرحسین موسوی، مانع از حضور مراجعان در این دفتر میشدند. در روزهای گذشته نیز مسوول دفتر میرحسین موسوی بازداشت شد تا حلقه محاصره به دور ایشان تنگتر شود. حال با هجوم ماموران لباس شخصی به دفتر میرحسین موسوی، به نظر میرسد دور تازهای از محدودیتها آغاز شده است.
تحرکات جدید نیروهای امنیتی حاکی از برنامه هایی است که دولت برای آینده تدارک دیده است. علیرغم خفقان رسانه ای حاکم بر جامعه، مشکلات کشور و بحران پیش رو در زمینه اقتصادی و زد و بند های دولت با یک کشور خارجی که مستلزم تامین منافع ملی نیست از جمله نگرانی های دولتیان برای آگاهی مردم است و یکی از دلایل تصمیم آنها برای منحرف کردن افکار عمومی از طریق محدود سازی و ایجاد مانع برای اطلاع رسانی همراهان جنبش سبز مانند موسوی و کروبی درباره وضعیت کشور است. همچنین اینگونه اقدامات همزمان با انتشار جزییاتی بیشتر از اسناد کودتای انتخاباتی صورت می گیرد.
بنا بر گزارشهای رسیده به کلمه، در روزها و هفتههای آینده باید منتظر تشدید اقدامات ستاد کودتا باشیم
پیام ۴ تن از زندانیان سیاسی ایران به فیدل کاسترو: عملکرد دولت ایران در زمینه حقوق بشررا محکوم کنید
عالیجناب فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا
ما ایرانیها ضرب المثل معروفی داریم که می گوید "ماه پشت ابر پنهان نمی ماند" ، معنی آن این است که حقیقت را برای همیشه نمی توان کتمان کرد چون روزی آشکار و نمایان خواهد شد.
سخنان اخیر جنابعالی در خصوص تجدید نظر در برخی روشها و الگوهای اقتصادی و سوسیالیستی حکومتی در جهت هماهنگ شدن با اقتصاد و تذکراتی که به آقای محمود احمدی نژاد دادید تایید تازه ای بر این حقیقت در سطح جهان بویژه در میان آزادیخواهان و صلح طلبان است.
ما می دانیم که جنابعالی از نزدیک با بسیاری از رهبران جنبش سبز ایران آشنا بوده و هستید و در دوران جوانی و میانسالی ساعات طولانی با هم همکلام بوده و در مورد مسائل منطقه ای و جهانی بویژه در چهارچوب جنبش عدم تعهد همراه و همگام بوده اید. شما نیز آگاه هستید که بسیاری از اصلاح طلبان، آزادیخواهان و دموکراسی طلبان ایران اکنون به دلایل عقیدتی، سیاسی، مطبوعاتی، دانشجویی و سندیکایی در زندان های گوناگون محبوس هستند. و هر روز جزئیات بیشتری از انواع فشارها حتی در حد اعمال شکنجه های سرخ و سفید علیه آنان افشا می شود. گروهی از آنان از نسل انقلابیونی هستند که در دوران جوانی و نوجوانی انقلاب هایی چون کوبا، الجزایر الگویشان بوده و زندگی و مبارزات افرادی چون شما، پاتریس لومومبا، نلسون ماندلا، گاندی، چه گوارا در کنار روش و منش شخصیت هایی مذهبی و ملی چون دکتر محمد مصدق سرمشقشان بوده است.
در میان این افراد بسیاری هستند از کسانی که در نهضت ملی کردن صنعت نفت و مبارزه علیه کودتای ضد دولت ملی دکتر مصدق نقش ایفا کرده اند.
یا حتی به دلیل خواندن کتابهایی چون جنگ شکر در کوبا سالهای جوانی خود رادر زندان های رژیم پیشین گذرانده اند تا روزی در خلال یک قیام مردمی دیکتاتوری را سرنگون کرده تا نظامی مبتنی بر آزادی، استقلال عدالت ، توسعه و حقوق بشر استقرار یابد. نظامی که در سی و یک سال گذشته به مرور از آرمانها و اهداف خود به دور افتاده و کسانی دوباره به قدرت رسیدند که آزادیخواهان گذشته را دوباره به گوشه زندان بفرستند.
اکنون انتظار ما زندانیان سیاسی، عقیدتی از شما این است که گامی دیگر پیش نهید و با اعلام حمایت مستقیم از مبارزات بر حق ملت ایران که در جنبش سبز تبلور یافته است، سیاستهای ضد حقوق بشری و برخورد با آزادیخواهان ایران توسط جریان تمامیت خواه و اقتدار گرا را محکوم نمایید.
آنچه مسلم است اتخاذ چنین موضوع روشنی از سوی جنابعالی یک رویداد تاریخی خواهد بود و چراغی فرا روی دولتهای سوسیالیستی منطقه آمریکای لاتین و در میان دیگر اعضای جنبش عدم تعهد روشن خواهد ساخت.
و دیدگاهی که در صورت جمع شدن با ضرورت استقرار صلح و گفتگو در جهان و رعایت حقوق ملت خود در داخل مورد توجه بین المللی بویژه مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر از بروز یک تنش و برخورد منطققه ای و حتی بین المللی جلوگیری کند.
برای شما و ملت کوبا دموکراسی و آزادی خواهانیم.
منصور اسانلو، فعال کارگری
رسول بداغی، فعال صنفی معلمان
عیسی سحرخیز ، روزنامه نگار
حشمت الله طبرزدی، مبارز سیاسی و روزنامه نگار
۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سهشنبه
سارا شورد آزاد شد مانعي براي خروج وی از ايران وجود ندارد
ايلنا : با دستور بازپرس پرونده و موافقت دادستان تهران سارا شورد يکي از سه متهم آمريکايي بازداشت شده در ايران از زندان آزاد شد.
به گزارش ايلنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران ، بازپرس پرونده در پي ارائه ضمانت نامه بانکي دال بر توديع وثيقه متهم ياد شده ، مراتب را به جعفري دولت آبادي دادستان تهران اعلام و پس از اخذ موافقت دادستان ،دستور آزادي نامبرده را صادر کرد.
سارا شورد بهمراه دو تبعه ديگر آمريکايي سال گذشته به اتهام ورود غير قانوني به خاک جمهوري اسلامي ايران و نيز جاسوسي توسط مرزبانان جمهوري اسلامي ايران دستگير شده بودند.
پيش از اين دادستان تهران اعلام کرده بود سارا شورد به دليل بيماري در صورت توديع وثيقه 500 ميليون توماني میتواند از زندان آزاد شود.
اين درحالي است که دادگاه با تمديد قرار بازداشت دو تبعه ديگر آمريکايي به مدت 2 ماه ديگر موافقت کرده است و نامبردگان همچنان در بازداشت بسر مي برند. سارا شورد پس از آزادي از زندان به مقامات سفارت سوئيس در ايران بعنوان حافظ منافع آمريکا تحويل شد. پرونده سایر متهمان با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال میگردد.
مانعي براي خروج موكلم از ايران وجود ندارد
وكيل مدافع سارا شورد - يكي از سه تبعه آمريكايي- با اشاره به آزادي موكلش از زندان اوين، اعلام كرد: مانعي براي خروج موكلم از ايران وجود ندارد.
مسعود شفيعي در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، اظهار كرد: موكلم دقايقي پيش از زندان اوين آزاد شد.
وي با اشاره به توديع وثيقه از سوي موكلش، يادآور شد: مانعي براي خروج موكلم از ايران وجود ندارد.
به گزارش ايسنا، دادستان تهران روز گذشته با اشاره به صدور قرار وثيقه 500 ميليون توماني براي تبعه زن آمريكايي، اعلام كرد كه اين متهم پس از توديع وثيقه آزاد ميشود اما در صورت برگزاري دادگاه بايد خود را معرفي كند.
انتشار سندی منتشر نشده از شورای نگهبان توسط حسین علیزاده، کاردار سابق ايران در فنلاند
| ||
یک دیپلمات دیگر ایرانی 'به مخالفان پیوست'
وزارت امور خارجه ایران هنوز به این خبر واکنش نشان نداده است
گزارش ها حاکیست فرزاد فرهنگیان رایزن دوم و وابسته مطبوعاتی سفارت ایران در بروکسل روز جمعه 'استعفا' داده و به صف مخالفان حکومت پیوسته است.
این سومین دیپلماتی است که در اعتراض به وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران کناره گیری می کند.محمد رضا حیدری کنسول سابق ایران در اسلو که پیش تر به نروژ پناهنده شد روز دوشنبه در گفتگوی تلفنی با بی بی سی فارسی خبر استعفای آقای فرهنگیان را تایید کرد و گفت او اکنون در اسلو بسر می برد.
وی گفت فرزاد فرهنگیان روز جمعه استعفای خود را به سفیر ایران در بلژیک اعلام و سفارت را ترک کرد.
به گفته آقای حیدری، سفیر ایران آقای فرهنگیان را "تهدید" کرده و گفته است این تصمیم او عواقب شدیدی خواهد داشت و به همین دلیل او بروکسل را ترک کرده و به نروژ رفته است.
محمد رضا حیدری گفت آقای فرهنگیان ساعت یازده صبح سه شنبه جزئیات این استعفا را طی یک کنفرانس خبری در اسلو اعلام خواهد کرد.
وزارت خارجه ایران هنوز به این خبر واکنش نشان نداده است.
اما آقای حیدری گفت که دیپلماتهای معترض بیشتری در درون "سیستم" هستند که آنها نیز به تدریج استعفا خواهند داد.
هفته پیش نیز حسین علیزاده، دیپلمات سفارت ایران در فنلاند از سمت خود استعفا کرد و به 'جنبش سبز' مخالفان جمهوری اسلامی پیوست.
آقای علیزاده به بی بی سی فارسی گفت که به "تقلب تاریخی" در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، نحوه برخورد حکومت با اعتراضات انتخاباتی و سیاست خارجی ایران که شرایط نگران کننده ای را برای این کشور ایجاد کرده، معترض بوده است.
او گفت: "برای من امکان اینکه بتوانم با این تعارض زندگی کنم و فرزندانم را با این تعارض پرورش دهم، مقدور نبود".
رامین مهمان پرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به انتشار خبر استعفای آقای علیزاده گفت که او "کارشناس اقتصادی سفارت ایران در هلسینکی" بوده، اما دوره مأموریت او در مردادماه تمام شده است.
اما آقای علیزاده گفت که تصمیم او برای کناره گیری و پیوستن به مخالفان دولت ایران محصول روندی طولانی بوده است: "باید صبر می کردم تا زمان مناسب فرا برسد".
محمد رضا حیدری، کنسول سابق ایران در نروژ که اوایل امسال از سمتش کناره گیری کرد و به این کشور پناهنده شد، روز جمعه (۱۰ سپتامبر) به بی بی سی فارسی گفته بود که آقای علیزاده از چند ماه پیش با "کمپین سفارت سبز" همکاری داشته است.
"کمپین سفارت سبز" که توسط محمدرضا حیدری به راه افتاده است، یکی از اهداف خود را "اعلام همبستگی دیپلمات های ایران، با جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران و ترک سفارتخانه های جمهوری اسلامی" بیان می کند.
سه نسل از زنان سر به دار-----سمر آزاد
بسیاری از زنانی که این روزها، در اعتراضات اجتماعی، در دانشگاهها، در زندانها و خلاصه همه جا خواب آخوندهای حاکم بر ایران را آشفته کرده اند، زنانی جوان و در واقع عمدتا نسل سوم انقلاب اند. همان ها که هم زمان با اولین شعارهای یا روسری یا توسری پا به عرصه وجود نهادند، یعنی همان نسلی که قرار بود حزب اللهی و خمینی چی بار بیایند!! خمینی با این انگیزه دونسل قبل ازآنها را از مادرانی شصت، هفتاد ساله که بار درد ورنج زندانهای شاه را بر دوشهای مجروحشان می کشیدند نظیر مادر کبیری و مادر ذاکری تا نوجوانان سیزده، چهارده ساله همچون فاطمه مصباح ویا بسیاری زنان باردار را همراه کودکان بدنیا نیامده شان با شقاوت وصف ناپذیری به جوخه های تیرباران سپرد.
اوهمچنین در قتل عام سال۶۷ که این روزها در سالروز آن بسر می بریم با به شهادت رساندن تعداد بیشماری از زنان که بعضا همراه فرزندان یا برادر و همسرخود به دار آویخته شدند یک نسل کشی تمام عیار و جنایتی علیه بشریت را همچون میراثی بد خیم برای بازماندگانش به جای گذاشت . میراثی که همچون طنابی بر گردن حکومتش هر لحظه تنگ تر و تنگ تر می شود.
امروز اما، کیست که نداند، او از همان فردای برقراری حکومت پلیدش در اثر ایستادگی نسل انقلاب ۵۷ و خونها و رنجهای بیکران آن نسل آگاه، از ماه! در چاه متعفن افکار و عقاید قرون وسطایی اش سقوط کرد و تا پایان عمر ننگینش به شغل ناشریف انسان کشی مشغول شد. شغلی که به اجباربرای بازماندگانش باقی گذاشت و آنان نیز اگر که می خواستند این حکومت را سرپانگه دارند چاره یی جز کشتار و شکنجه فرزندان دلیر مردم ایران نداشتند. به همین دلیل روشن نیز در ۳۰ سال گذشته، بازماندگان خلف خمینی اعم از عمامه ای یا کت وشلواری، به گونه ای همسان با امام رذلشان، در زمینه سرکوب و کشت وکشتار جوانان مردم عمل کردند. آنان همه کسانی که بر ولایت ناصوابشان شوریدند و یا گمان می کردند که برمی شورند را، به همدستی بخشی از جامعه عوام ویا روشنفکران! دینی، به طور علنی یا مخفی، تکی یا جمعی کشتار کردند.
روشنفکران!! به اصطلاح دینی که فرصت طلبانه ازسوراخهای تقیه مبارزه با شاه بیرون جهیده و تئوریهای بازجویی و شکنجه و گرفتن اطلاعات و نهایتا تیر خلاص زدن را به لات و لمپنهای پاسدار آموزش داده و یا خود شخصا عهده دار شدند و همه مخالفان نظام الهی؟!شان را از دم تیغ رحمت «اسلام»شان گذراندند تا شاید بتوانند براحتی با حکمرانی بر نسل سوم این ملت ،یعنی همان کودکانی که قرار بود درسایه حکومت دینی! و «اسلام» عزیز که همان نام مستعار خمینی بود، نسلی مکتبی و حزب اللهی بار بیایند وحکومت آنها را قرنها به پا دارند و بدینوسیله زحمت خویش کم کرده و رنج مردم ما بیفزایند.
اما به رغم همه شقاوتها و جنایتهای سی ساله این حکومت ننگین، امروز بازماندگان آن دونسل سلاخی شده که هنوز زنده اند چشم بر نسل سومی می گشایند که راهی به جز راه آنان را بر نگزیده اند. این نسل از زنان پر شور و شجاع، باشهیدان شاخصی همچون ندا و ترانه و شبنم تا بیشمار زنان اسیر پر آوازه و یا بی آوازه و گمنام بخوبی نشان دادند که زن ایرانی هرگز سر سازش با این نظام ضد زن و ضد بشر را، ندارد .
آری این همان حقیقت شورانگیز و شگفتی است که آنچنان همه را حیرت زده کرده است و آوازه آن بدانسان بر بام دنیا بلند شده است، که امروز در هرگوشه یی ازجهان کمترکسی است که نداند، برخلاف آرزوهای خمینی و بازماندگانش نه تنها زنان ایرانی بر فرهنگ زن خانه نشین وتوسرخور مورد نظر انان برشوریدند بلکه در خیلی از عرصه های مقاومت اجتماعی و سیاسی ازجمله همین قیام یکساله گذشته جلودار نیز هستند. بسیاری از آنان درسلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم با صبوری «مشق مقاومت »می نویسند و یا در خیابانها شجاعانه جان را فدای آزادی می کنند تا ازاسارت و شهادت ومقاومت، پلی ازوجود خویش بسازند تا همه کسانی که بااین رژیم ضدزن و ضد ایرانی سر ناسازگاری دارند از آن عبور کرده و سرانجام به مقصد بزرگ مردم ایران که همان آزادی است برسند. اما ازجمله این زنان دلاور که جان را فدای آزادی مردم خویش کرد یکی از شهدای روز عاشورا ، شبنم سهرابی است .
شبنم فقط ۳۴ سال داشت که در روز عاشورا توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شده و به شهادت رسید، درحالیکه دختر ۶ساله اش نگین را برجای می گذاشت.
سمر آزاد
۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه
بینندگان ، لطفا تا قبل از اينكه دير شود اطلاع رسانی كنيد +عکس
گزارش دریافتی:موميايي حسن آباد سنندج در حين عمليات تعريض جاده مسير شهرک حسن آباد- سنندج، 5 قبر تاريخي کشف شدند. مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کردستان طبق کارشناسي هاي اوليه، قدمت اين قبرها را 3 هزارسال تخمين زدند. در اين قبرستان كه مردگان به صورت چمباتمهاي دفن شده اند، اشيائي همچون نيزه هاي جنگي، دست بند مفرغي و کاسه هاي سفالي نيز کشف شده است. شاهدان عيني که در ساعات ابتدايي کشف اين گورها قادر به ديدن آنها شدند، اظهار مي دارند که يکي از اين قبرها مربوط به يک پادشاه مي باشد (فيلم کوتاه مربوط به آن را اینجا ببینید). اين جسد به صورت سالم در يک تابوت قرار داده شده که لايه ي بيروني آن را سرب و ساروج و لايه ي داخلي آن طلاکاري شده است. طول اين تابوت دقيقاً به اندازه ي طول جسد مي باشد. در کنار سر اين جسد يک(يا دو) جعبه ي طلايي و با محتويات اشيايي از جنس طلا، در کنار آن يک نيزه و در روي سينه و ميانه ي بدن آن دو شي، يکي به شکل ماهي و ديگري به شکل عقاب قرار دارند. روي اين دو صفحه کلماتي به زبان ميخي حک شده است. همچنين در پشت سر جسد و بر ديواره ي تابوت، تصويري حک شده ديده مي شود. نکته ي قابل توجه در اين جسد، سالم بودن جسم است. اين جسد حتي به شيوه ي موميايي هاي کشف شده در پارچه قرار داده نشده و با اين وجود تمام نقاط آن کاملاً سالم مانده اند. تصاوير مربوط به چهار جسد ديگر در تلويزيون محلي کردستان پخش شده، اما تصوير مربوط به اين پادشاه تاکنون در تلويزيون جمهوري اسلامي و شبکه ي محلي کردستان پخش نشده است. به گفته ي مردم محلي، با توجه به اينکه سرقت آثار تاريخي کردستان ایران همواره از سوي بعضي مسئولين صورت گرفته است، اين نگراني وجود دارد که اين جسد نيز همچون موارد ديگر به سرقت برود. قبرستان کشف شده در فاصله 500 متري تپه باستاني زاگرس سنندج قرار دارد که در فهرست آثار ملي ثبت شده است.. تصاويري از موميايي بي نظير پيدا شده در منطقه حسن اباد سنندج-اين موميايي پيدا شده که حين خاکبرداري در جاده سنندج حسن اباد پيدا شده احتمال مي رود اين موميايي متعلق به دياکو پادشاه ماد مي باشد متاسفانه تا کنون هيچ گونه اطلاعي از سرنوشت اين موميايي در دست نيست. بنا به اظهار نظر شاهدان موميايي توسط يک هليکوپتر ناشناس به محل نامعلومي انتقال داده شده است..سازمان ميراث فرهنگي در موزه فقط چند تکه استخوان را نشان عموم مردم داده اند و فقط به اين اکتفا کرده اند ولي تصاوير گرفته شده خلاف آن را نشان مي دهند. تابوت پيدا شده تمام از طلا پوشيده شده بوده است
دیپلمات مستعفی در فنلاند: من نفر آخر نخواهم بود
۱۳۸۹/۰۶/۲۱
حسین علیزاده، کاردار سفارت ایران در فنلاند، دیپلماتی که نفر دوم سفارت جمهوری اسلامی ایران در این کشور بوده، استعفا داده است. او می گوید «به مردم، معترضان به نتایج انتخابات سال گذشته و در راس آنها میرحسین موسوی پیوسته است».
آقای علیزاده استعفای خود را اقدامی هم سو با اهداف کمپین سفارتخانه های سبز می داند که از سال گذشته و پس از اقدام مشابه محمدرضا حیدری، دیپلمات جمهوری اسلامی در نروژ، فعالیت خود را آغاز کرد.
حسین علیزاده؛ دیپلمات مستعفی جمهوری اسلامی ایران در فنلان به رادیو فردا میگوید: من معاون سفارت درهلسینکی بودم. علاوه بر آن در مقاطعی که مسئولیت سفارت به عهده ام بود، به عنوان کاردار موقت خدمت می کردم.
شاید نسبت به سایر دوستانی که از کشور بیرون می آیند از نظر موقعیت اداری، موقعیت من مقداری از بقیه متمایز بوده است. اما اینکه چرا [این کار را کردم]؟ می توانم بگویم: چرا نه؟
به هر حال ما هم یک سلول از سلول های جامعه ایرانیم. ما هم انسانیم. وجدان داریم. ما اگر چه از سر قضا کارمند دولت شده ایم اما چه می دانستیم که قرار است مغولان بیایند و این طوری حیثیت کشور را به تاراج ببرند؟
به هر حال ما برای سوالات فرزندانمان پاسخی نداشتیم. اینهه ظلم و فجایع را نمی توانستیم توجیه کنیم. این همه افکار نابخردانه ای که از سوی دولت شاهدیم، به حدی که مجلس هم دارد صدایش در می آید، و اصلا سیستم در حال فروپاشی است. این را نمی توانستیم توجیه کنیم.
البته بی پرده بگویم شبکه اجتماعی که مهندس میرحسین موسوی دستورش را داده بودند کماکان در درون وزارت خارجه فعال است.
شما به این نکته اشاره کردید که پاسخگوی فرزندانتان نمی توانستید باشید. از تاراج مغولان گفتید. اما پرسشی که ممکن است افکار عمومی بخواهد از شما بپرسد این است که چرا الان و در این مقطع زمانی؟ به هر حال اکنون بیش از یک سال از حوادث پس از انتخابات می گذرد. اگر واقعا چنین دیدگاهی نسبت به دولتی که برای آن کار می کردید داشتید، فکر نمی کنید الان برای اقدام کردن کمی دیر است؟
نه خیر. من پاسخ روشنی برای این سوال شما دارم. سرخوردگی که برای من و دیگر دوستان ایجاد شد، لااقل می توانم بگویم این سرخوردگی برای شخص من ریشه در یک سال و نیم گذشته نداشت. من از بدو شکل گیری دولت نهم دیگر تمام امیدهایم را بر باد رفته می دیدم.
منتها به هر حال همه تحمل می کردند. تا اینکه این انتخابات جعلی اتفاق افتاد. ما به دلیل تشکیل همان شبکه اجتماعی زیر پوستی در وزارت خارجه، وظیفه خودمان می دیدیم که هر کسی در موقعیت خودش، نقشش را ایفا کند.
دستکم شما می توانید تجسم کنید که در سفارتخانه ها، گردش اطلاعات محرمانه و سری در جریان است. بنابر این بروز دادن این اطلاعات به بیرون، یکی از وظایف بسیار مهم بود.
تا اینکه بالاخره انجام چنین کار خطیری پنهان نماند، همان طور که ماه زیر ابر پنهان نمی ماند. شما یک باره احساس می کنید که مورد خطر قرار گرفته اید. تهدیداتی را حس می کنید.
به ویژه بعد ازحوادث مجلس قبا و حمله به منزل آقای کروبی به این نتیجه رسیدم که شاید برای شخص من ، و برای اعلام استعفایم الان زمان مناسبی است.
آقای علیزاده، آقای مهمانپرست گفته اند که ماموریت شما در فنلاند از روز ۲۹ مرداد ماه پایان پذیرفته بوده است. شما در این مورد چه توضیحی دارید؟
به آقای مهمانپرست عرض می کنم فرض می کنیم این چیزهایی که شما به کارمندانتان می بندید درست است. آیا اساسا طرح این مسائل تف سر بالا نیست؟ شما کارمندانی را تربیت می کنید که به اندک بهانه ای سیستم را رها کنند و به بهانه های مختلفی چون دانشگاه و تجارت از دور خارج شوند؟
بالاخره نیروهای وزارت خارجه از نیروهای نخبه کشورند. از هزار فیلتر و گزینش رد شده اند، چه طور می شود که از درون سیستم بیرون می آیند؟
من نه نفر اول هستم نه مطمئن باشید که نفر آخر هستم. اصلا شما فرض کنید که حرکت ما از غرض ورزی شخصی است. ما می خواهیم در اروپا متمتع شویم و صفا کنیم. اما آقای مهمانپرست من از درد ملت می گویم. مغولان اگر با ما این کار را کردند، مغول بودند.
آقای علیزاده، وضعیت استخدامی شما در مقطعی که چنین تصمیمی گرفتید به چه شکل بود؟
بنده کارمند رسمی و تمام وقت با رسته سیاسی وزارت خارجه بودم. نزد دولت فنلاند کتابچه دیپلماتیکش وجود دارد. بنده مقام دوم سفارت جمهوری اسلامی در هلسینکی بودم.
بعد از اعلام استعفا، شما به لحاظ امنیتی در چه وضعیتی به سر می برید؟
راستش این را خودم هم به خوبی نمی دانم تعبیر درستش این است که «من دل به دریا زدم» ما روزی خودمان بچه هایی را که پناهنده شده بودند دعوت می کردیم، تشویق به برگشتن می کردیم. از آنها دلجویی می کردیم.
طبیعتا برای کسی که ۲۱ سال در خدمت وزارت خارجه بوده و آن موقعیت را داشته است، انجام چنین کاری سختی هایی هم دارد. فنلاندی ها متحیرند و می پرسند چطور ممکن است؟ مگر می شود کسی که کاردار سفارت ایران بوده امروز بیاید وبگوید که من یک ناراضی سیاسی هستم؟ این مسئله چطور قابل جمع است؟ نمی توانند آن را تحلیل کنند.
شما در ضمن صحبت هایتان فرموید که «من آخرین نفر نخواهم بود» آیا در این مورد اطلاعاتی دارید؟ یا اینکه در جریان فعالیت های زیرپوستی و کمپین سفارتخانه های سبز، که به آن اشاره کردید، در سایر سفارتخانه های جمهوری اسلامی هم قرار است اتفاقاتی از این دست، بیافتد؟
یکی از دوستان اخیرا از ایران به اینجا آمده بود. از ایشان در مورد اینکه «اکنون بدنه وزارت خارجه در چه وضعیتی است؟» پرسیدم. گفت ۹۰ درصد نیروهای وزارت خارجه مانند تو فکر می کنند.
حالا اگر فرض کنیم که این رقم ۹۰ درصد نباشد و فقط نه درصد از نیروهای وزارت خارجه از شرایط سیاسی موجود ناراضی باشند، در آن صورت شما نباید تعجب کنید که مواردی مانند مورد من اتفاق بیافتد.
به همین دلیل است که شما می بینید آقای احمدی نژاد آقای بقایی را به عنوان نماینده ویژه منصوب می کند که هیچ مطالعه ای در زمینه سیاست خارجی نداشته و نه به زبان مسلط است و نه تحصیلات دارد. یا اینکه کسی مثل آقای مشایی را در سمت اخیرش منصوب می کند. طبیعتا می داند که بدنه وزارت خارجه نمی تواند به ایشان اعتماد کند.
حیدری: مشوق علی زاده بودم
محمدرضا حیدری، دیپلمات سابق ایرانی نیز که در اولین واکنش ها به رویدادهای پس از انتخابات در ایران، مدتی پیش از سمت خود در سفارت ایران در نروژ استعفاء کرد و می گوید مشوق آقای علیزاده بوده، در تایید سخنان او به رادیو فردا می گوید: ایشان بعد از حمایتی که به صورت علنی از جنبش سبز مردم ایران و طرح بحث تقلب در انتخابات کردند، گویا از سوی سفیر ایران در فنلاند تهدید شده بود که این مطالب نباید در سفارت طرح شود.
سفیر به آقای علیزاده گفته بود که «ما تابع دستورالعمل مرکز هستیم. هیچ تقلبی هم نشده و شما هم این مطالب را بین کارمندان مطرح نکنید که این مطالب منتج به درگیری می شود.»
ایشان تا حدود هفت ماه پیش با ما در تماس بودند و مسائلی را مطرح می کردند اما ما کماکان می گفتیم که در محیط (سفارت) باشد تا اگر اخباری وجود دارد به ما منعکس کند تا بتوانیم از وضعیت سفارتخانه ها اطلاع داشته باشیم.
اخیرا ایشان مطلع می شود که گویا قرار است حکم خاتمه ماموریتشان صادر شود و باید محل ماموریت خود را ترک کند. وقتی با من طرح کردند، پیشنهاد دادم که بهتر است استعفای خود را علنی کنند.
ایشان هم همین کار را انجام دادند و استعفانامه خود را به آقای موسوی-سفیر وقت جمهوری اسلامی در فنلاند- تحویل داد و اکنون هم تحت حفاظت پلیس امنیتی فنلاند قرار دارند.
آقای حیدری، خودتان اشاره کردید به اینکه ایشان مطلع شدند که مدت خدمتشان دارد به پایان می رسد. امروز آقای مهمان پرست- سخنگوی وزارت امور خارجه – گفته اند که ماموریت آقای علیزاده روز ۲۹ مرداد ماه خاتمه یافته و ایشان در حال ماموریت نبوده اند.
اما ایشان تا زمانی که در سفارت مشغول به کارند و کارشان را به روال سابق انجام می دهند کماکان جزو کادر سفارت خانه محسوب می شوند.
مسائلی که سخنگوی وزارت خارجه مطرح می کند در چهارچوب تضعیف حرکت ایشان است. ایشان دیپلمات جمهوری اسلامی با کارت سیاسی بوده اند و با سمت رایزن سوم سفارت هنوز هم مشغول به کار بوده و در محل ماموریت خود بوده اند.
سفارت ممکن است بگوید که ایشان کار نمی کرده، اما این سوال مطرح می شود که «پس حضور ایشان در فنلاند به چه منظوری بوده است؟»
هنوز جانشین ایشان در محل حضور نداشته و ایشان در تمام این مدت در داخل سفارت کار می کرده و فعالیت های روزانه اش را انجام می داده است.
ولی خوب؛ آقای مهمانپرست همان طور که راجع به خود من و سایر همکاران دیگر هم مدعی هستند که ما ماموریتمان تمام شده بوده و هر کدام بنا به دلایلی مثل مدرسه بچه هایمان و مسائل دیگر مانده بوده ایم، این مسائل را مطرح می کنند تا حرکت من و همکاران مرا تضعیف کنند.
در ایران خبرگزاری های نزدیک به دولت از آقای علیزاده به عنوان کارشناس اقتصادی سفارت نام برده اند. ممکن است تفاوت این سمتی که به کار می برند با سمتی که شما طرح می کنید را توضیح دهید؟
کارشناسان وزارت خارجه تحت پوشش سمت هایی چون دبیر سوم، دبیر دوم و وابسته به ترتیب بالا می آیند و به سمت رایزن سوم، رایزن دوم و رایزن اول می رسند که بعد از آن سفیر قرار دارد. این سلسله مراتب اداری در داخل سفارت خانه هاست.
هر فردی با پوشش رایزن سومی که سوابق کاریش محسوب شده و در رسته سیاسی باشد می تواند به عنوان کارشناس اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و یا کارشناس کنسولی در داخل سفارت مشغول به کار باشد.
ولی در مورد آنچه که در پاسپورت سیاسی ایشان درج شده، ایشان رایزن سوم سفارت بوده و درمقطعی هم که سفیرحضور نداشته، یعنی در زمانی که آقای نظرآهاری- سفیر قبلی- به تهران رفته بودند و سفارت فاقد سفیر بوده، ایشان به عنوان کاردار موقت سفارت بوده اند.
آقای علیزاده استعفای خود را اقدامی هم سو با اهداف کمپین سفارتخانه های سبز می داند که از سال گذشته و پس از اقدام مشابه محمدرضا حیدری، دیپلمات جمهوری اسلامی در نروژ، فعالیت خود را آغاز کرد.
حسین علیزاده؛ دیپلمات مستعفی جمهوری اسلامی ایران در فنلان به رادیو فردا میگوید: من معاون سفارت درهلسینکی بودم. علاوه بر آن در مقاطعی که مسئولیت سفارت به عهده ام بود، به عنوان کاردار موقت خدمت می کردم.
شاید نسبت به سایر دوستانی که از کشور بیرون می آیند از نظر موقعیت اداری، موقعیت من مقداری از بقیه متمایز بوده است. اما اینکه چرا [این کار را کردم]؟ می توانم بگویم: چرا نه؟
به هر حال ما هم یک سلول از سلول های جامعه ایرانیم. ما هم انسانیم. وجدان داریم. ما اگر چه از سر قضا کارمند دولت شده ایم اما چه می دانستیم که قرار است مغولان بیایند و این طوری حیثیت کشور را به تاراج ببرند؟
البته بی پرده بگویم شبکه اجتماعی که مهندس میرحسین موسوی دستورش را داده بودند کماکان در درون وزارت خارجه فعال است.
شما به این نکته اشاره کردید که پاسخگوی فرزندانتان نمی توانستید باشید. از تاراج مغولان گفتید. اما پرسشی که ممکن است افکار عمومی بخواهد از شما بپرسد این است که چرا الان و در این مقطع زمانی؟ به هر حال اکنون بیش از یک سال از حوادث پس از انتخابات می گذرد. اگر واقعا چنین دیدگاهی نسبت به دولتی که برای آن کار می کردید داشتید، فکر نمی کنید الان برای اقدام کردن کمی دیر است؟
نه خیر. من پاسخ روشنی برای این سوال شما دارم. سرخوردگی که برای من و دیگر دوستان ایجاد شد، لااقل می توانم بگویم این سرخوردگی برای شخص من ریشه در یک سال و نیم گذشته نداشت. من از بدو شکل گیری دولت نهم دیگر تمام امیدهایم را بر باد رفته می دیدم.
منتها به هر حال همه تحمل می کردند. تا اینکه این انتخابات جعلی اتفاق افتاد. ما به دلیل تشکیل همان شبکه اجتماعی زیر پوستی در وزارت خارجه، وظیفه خودمان می دیدیم که هر کسی در موقعیت خودش، نقشش را ایفا کند.
دستکم شما می توانید تجسم کنید که در سفارتخانه ها، گردش اطلاعات محرمانه و سری در جریان است. بنابر این بروز دادن این اطلاعات به بیرون، یکی از وظایف بسیار مهم بود.
تا اینکه بالاخره انجام چنین کار خطیری پنهان نماند، همان طور که ماه زیر ابر پنهان نمی ماند. شما یک باره احساس می کنید که مورد خطر قرار گرفته اید. تهدیداتی را حس می کنید.
به ویژه بعد ازحوادث مجلس قبا و حمله به منزل آقای کروبی به این نتیجه رسیدم که شاید برای شخص من ، و برای اعلام استعفایم الان زمان مناسبی است.
آقای علیزاده، آقای مهمانپرست گفته اند که ماموریت شما در فنلاند از روز ۲۹ مرداد ماه پایان پذیرفته بوده است. شما در این مورد چه توضیحی دارید؟
به آقای مهمانپرست عرض می کنم فرض می کنیم این چیزهایی که شما به کارمندانتان می بندید درست است. آیا اساسا طرح این مسائل تف سر بالا نیست؟ شما کارمندانی را تربیت می کنید که به اندک بهانه ای سیستم را رها کنند و به بهانه های مختلفی چون دانشگاه و تجارت از دور خارج شوند؟
بالاخره نیروهای وزارت خارجه از نیروهای نخبه کشورند. از هزار فیلتر و گزینش رد شده اند، چه طور می شود که از درون سیستم بیرون می آیند؟
من نه نفر اول هستم نه مطمئن باشید که نفر آخر هستم. اصلا شما فرض کنید که حرکت ما از غرض ورزی شخصی است. ما می خواهیم در اروپا متمتع شویم و صفا کنیم. اما آقای مهمانپرست من از درد ملت می گویم. مغولان اگر با ما این کار را کردند، مغول بودند.
آقای علیزاده، وضعیت استخدامی شما در مقطعی که چنین تصمیمی گرفتید به چه شکل بود؟
بنده کارمند رسمی و تمام وقت با رسته سیاسی وزارت خارجه بودم. نزد دولت فنلاند کتابچه دیپلماتیکش وجود دارد. بنده مقام دوم سفارت جمهوری اسلامی در هلسینکی بودم.
بعد از اعلام استعفا، شما به لحاظ امنیتی در چه وضعیتی به سر می برید؟
راستش این را خودم هم به خوبی نمی دانم تعبیر درستش این است که «من دل به دریا زدم» ما روزی خودمان بچه هایی را که پناهنده شده بودند دعوت می کردیم، تشویق به برگشتن می کردیم. از آنها دلجویی می کردیم.
طبیعتا برای کسی که ۲۱ سال در خدمت وزارت خارجه بوده و آن موقعیت را داشته است، انجام چنین کاری سختی هایی هم دارد. فنلاندی ها متحیرند و می پرسند چطور ممکن است؟ مگر می شود کسی که کاردار سفارت ایران بوده امروز بیاید وبگوید که من یک ناراضی سیاسی هستم؟ این مسئله چطور قابل جمع است؟ نمی توانند آن را تحلیل کنند.
شما در ضمن صحبت هایتان فرموید که «من آخرین نفر نخواهم بود» آیا در این مورد اطلاعاتی دارید؟ یا اینکه در جریان فعالیت های زیرپوستی و کمپین سفارتخانه های سبز، که به آن اشاره کردید، در سایر سفارتخانه های جمهوری اسلامی هم قرار است اتفاقاتی از این دست، بیافتد؟
یکی از دوستان اخیرا از ایران به اینجا آمده بود. از ایشان در مورد اینکه «اکنون بدنه وزارت خارجه در چه وضعیتی است؟» پرسیدم. گفت ۹۰ درصد نیروهای وزارت خارجه مانند تو فکر می کنند.
حالا اگر فرض کنیم که این رقم ۹۰ درصد نباشد و فقط نه درصد از نیروهای وزارت خارجه از شرایط سیاسی موجود ناراضی باشند، در آن صورت شما نباید تعجب کنید که مواردی مانند مورد من اتفاق بیافتد.
به همین دلیل است که شما می بینید آقای احمدی نژاد آقای بقایی را به عنوان نماینده ویژه منصوب می کند که هیچ مطالعه ای در زمینه سیاست خارجی نداشته و نه به زبان مسلط است و نه تحصیلات دارد. یا اینکه کسی مثل آقای مشایی را در سمت اخیرش منصوب می کند. طبیعتا می داند که بدنه وزارت خارجه نمی تواند به ایشان اعتماد کند.
حیدری: مشوق علی زاده بودم
محمدرضا حیدری، دیپلمات سابق ایرانی نیز که در اولین واکنش ها به رویدادهای پس از انتخابات در ایران، مدتی پیش از سمت خود در سفارت ایران در نروژ استعفاء کرد و می گوید مشوق آقای علیزاده بوده، در تایید سخنان او به رادیو فردا می گوید: ایشان بعد از حمایتی که به صورت علنی از جنبش سبز مردم ایران و طرح بحث تقلب در انتخابات کردند، گویا از سوی سفیر ایران در فنلاند تهدید شده بود که این مطالب نباید در سفارت طرح شود.
سفیر به آقای علیزاده گفته بود که «ما تابع دستورالعمل مرکز هستیم. هیچ تقلبی هم نشده و شما هم این مطالب را بین کارمندان مطرح نکنید که این مطالب منتج به درگیری می شود.»
ایشان تا حدود هفت ماه پیش با ما در تماس بودند و مسائلی را مطرح می کردند اما ما کماکان می گفتیم که در محیط (سفارت) باشد تا اگر اخباری وجود دارد به ما منعکس کند تا بتوانیم از وضعیت سفارتخانه ها اطلاع داشته باشیم.
اخیرا ایشان مطلع می شود که گویا قرار است حکم خاتمه ماموریتشان صادر شود و باید محل ماموریت خود را ترک کند. وقتی با من طرح کردند، پیشنهاد دادم که بهتر است استعفای خود را علنی کنند.
ایشان هم همین کار را انجام دادند و استعفانامه خود را به آقای موسوی-سفیر وقت جمهوری اسلامی در فنلاند- تحویل داد و اکنون هم تحت حفاظت پلیس امنیتی فنلاند قرار دارند.
آقای حیدری، خودتان اشاره کردید به اینکه ایشان مطلع شدند که مدت خدمتشان دارد به پایان می رسد. امروز آقای مهمان پرست- سخنگوی وزارت امور خارجه – گفته اند که ماموریت آقای علیزاده روز ۲۹ مرداد ماه خاتمه یافته و ایشان در حال ماموریت نبوده اند.
اما ایشان تا زمانی که در سفارت مشغول به کارند و کارشان را به روال سابق انجام می دهند کماکان جزو کادر سفارت خانه محسوب می شوند.
مسائلی که سخنگوی وزارت خارجه مطرح می کند در چهارچوب تضعیف حرکت ایشان است. ایشان دیپلمات جمهوری اسلامی با کارت سیاسی بوده اند و با سمت رایزن سوم سفارت هنوز هم مشغول به کار بوده و در محل ماموریت خود بوده اند.
سفارت ممکن است بگوید که ایشان کار نمی کرده، اما این سوال مطرح می شود که «پس حضور ایشان در فنلاند به چه منظوری بوده است؟»
هنوز جانشین ایشان در محل حضور نداشته و ایشان در تمام این مدت در داخل سفارت کار می کرده و فعالیت های روزانه اش را انجام می داده است.
ولی خوب؛ آقای مهمانپرست همان طور که راجع به خود من و سایر همکاران دیگر هم مدعی هستند که ما ماموریتمان تمام شده بوده و هر کدام بنا به دلایلی مثل مدرسه بچه هایمان و مسائل دیگر مانده بوده ایم، این مسائل را مطرح می کنند تا حرکت من و همکاران مرا تضعیف کنند.
در ایران خبرگزاری های نزدیک به دولت از آقای علیزاده به عنوان کارشناس اقتصادی سفارت نام برده اند. ممکن است تفاوت این سمتی که به کار می برند با سمتی که شما طرح می کنید را توضیح دهید؟
کارشناسان وزارت خارجه تحت پوشش سمت هایی چون دبیر سوم، دبیر دوم و وابسته به ترتیب بالا می آیند و به سمت رایزن سوم، رایزن دوم و رایزن اول می رسند که بعد از آن سفیر قرار دارد. این سلسله مراتب اداری در داخل سفارت خانه هاست.
هر فردی با پوشش رایزن سومی که سوابق کاریش محسوب شده و در رسته سیاسی باشد می تواند به عنوان کارشناس اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و یا کارشناس کنسولی در داخل سفارت مشغول به کار باشد.
ولی در مورد آنچه که در پاسپورت سیاسی ایشان درج شده، ایشان رایزن سوم سفارت بوده و درمقطعی هم که سفیرحضور نداشته، یعنی در زمانی که آقای نظرآهاری- سفیر قبلی- به تهران رفته بودند و سفارت فاقد سفیر بوده، ایشان به عنوان کاردار موقت سفارت بوده اند.
عکس / حادثه آفرینی های زنجیره ای تریلی ساخت چین
به گزارش فارس حوالي ساعت 13 روز گذشته يك دستگاه تريلي هوو (ساخت چین) حامل سنگ از سراشيبي جاده فقيره به سرعت در حال حركت به سمت ميدان رسالت بود كه به علت سرعت زياد كنترل خود را از دست داده و پس از برخورد با يك دستگاه پرايد، تير چراغ برق فشار قوي و يك دستگاه اتوبوس شركت واحد، وارد ساختمان مجاور ميدان شد. ( گفته میشود نقص در ترمز تريلي هوو عامل اصلی اين تصادف است)
بر اثر اين برخورد اتوبوس چپ كرد و پس از دقايقي تريلي، پرايد و اتوبوس هر سه منفجر شدند.
دقايقي پس از انفجار نيروهاي آتشنشاني به سرعت درمحل حاضر شده و به اطفاي حريق پرداختند.
اين خادثه 4 کشته و 9 زخمی بجا گذاشت.
این کامیون غیر استاندارد هستند و بنا به آمارهای تایید نشده گفته می شود قریب به 16 هزار دستگاه از آن در جاده های ایران تردد دارد .








بر اثر اين برخورد اتوبوس چپ كرد و پس از دقايقي تريلي، پرايد و اتوبوس هر سه منفجر شدند.
دقايقي پس از انفجار نيروهاي آتشنشاني به سرعت درمحل حاضر شده و به اطفاي حريق پرداختند.
اين خادثه 4 کشته و 9 زخمی بجا گذاشت.
این کامیون غیر استاندارد هستند و بنا به آمارهای تایید نشده گفته می شود قریب به 16 هزار دستگاه از آن در جاده های ایران تردد دارد .
سردار ساجدینیا : شناسایی 100 نفر از تجمعکنندگان مقابل منزل کروبی برای دستگیری این افراد منتظر کسب مجوز از سوی مراجع قضائی هستیم
خانه مهدی کروبی
ايلنا: فرمانده انتظامي تهرانبزرگ، در حاشيه مراسم توديع و معارفه چهار تن از پليسهاي تخصصي نيروي انتظامي تهران بزرگ در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوال يكي از خبرنگاران در ارتباط با شناسايي افرادي كه دست به تجمع در جلوي خانه مهدي كروبي زدند، گفت:نزديك به 100 نفر از اين افراد شناسايي و به مراجع قضايي معرفي شدهاند تا اقدامات لازم صورت گيرد، مقرر شد پليس و بقيه دستگاههاي مربوط در دستگيري آنها اقدام كنند، هماكنون منتظر دستور مراجع قضائي هستند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، سردار حسين ساجدينيا در پاسخ به اين سوال كه يكي از سايتها تجمع مقابل منزل كروبي را به يكي از افراد دولتي مرتبط دانسته بود، گفت: اين موضوع را نه تاييد ميكنم و نه تكذيب و موضوع اين تجمع در دست بررسي است.
او با اشاره به طرحهايي كه از آغاز انتصاب وي در نيروي انتظامي تهران بزرگ انجام شده است، گفت: اين طرحها ادامه دارد و اميدواريم فرماندهاني كه امروز منصوب شدهاند در راستاي عملياتي كردن اين طرحها بكوشند.
ساجدينيا با اشاره به اينكه در مراسم توديع و معارفه امروز تعدادي از فرماندهان تغيير يافتند گفتند: به واسطه برخي از جابجاييها اين اتفاق افتاد.
فرمانده انتظامي تهرانبزرگ همچنين درباره پرونده سرقت مجسمههاي تهران به خبرنگاران پاسخي نداد.
او با اشاره به طرحهايي كه از آغاز انتصاب وي در نيروي انتظامي تهران بزرگ انجام شده است، گفت: اين طرحها ادامه دارد و اميدواريم فرماندهاني كه امروز منصوب شدهاند در راستاي عملياتي كردن اين طرحها بكوشند.
ساجدينيا با اشاره به اينكه در مراسم توديع و معارفه امروز تعدادي از فرماندهان تغيير يافتند گفتند: به واسطه برخي از جابجاييها اين اتفاق افتاد.
فرمانده انتظامي تهرانبزرگ همچنين درباره پرونده سرقت مجسمههاي تهران به خبرنگاران پاسخي نداد.
شیوا نظر آهاری آزاد شد
رهانا: دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال حقوق کودکان که از تاریخ ۲۹ آذر ماه سال گذشته در زندان اوین به سر میبرد، دقایقی پیش از زندان اوین آزاد شد.
اتوبوس حامل جمعی از فعالان اجتماعی و خانواده های زندانیان سیاسی که برای شرکت در مراسم خاکسپاری مرحوم آیت الله منتظری عازم قم بودند در میدان انقلاب توسط نیروهای امنیتی متوقف شد و جمعی از افرادی که در این اتوبوس بودند از جمله شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی بازداشت شدند.
۱۳ شهریور ماه دادگاه شیوا نظر آهاری به ریاست قاضی پیر عباس در شعبه ۱۶ دادگاه انقلاب برگزار شده بود.
وی با تودیع وثیقهی ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده است
۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه
یک نماینده :درصورت تغيير متکي احمدی نژاد منتظر واکنش سنگين مجلس باشد
| ||
عکس / كارتنخوابهاي بندرعباس
ایسنا : اگر براي گذراندن تعطيلات يا سفر كاري به شهر ساحلي بندرعباس سفر كنيد با كمي گذشت و گذار در خيابانهاي شهر انسانهايي را ميبينيد كه در شرايط روحي و جسمي بسيار بد در پيادهرو خيابانها، پلهاي عابر پياده و خلاصه هر جا كه حس كنند ميتوانند چند ساعتي را به خواب، استراحت و استعمال مواد مخدر بپردازند، بر روي زمين ولو شدهاند. اين افراد بخشي از نماي شهرهايي چون تهران و بندر عباس اند.
به راستي بجز عدم آگاهي، فقر فرهنگي و مالي و نا آشنا بودن با واژههايي چون مهارتهاي زندگي در دوران شكوفايي و جواني شان چه چيز باعث شده به اين روز دچار شوند و در همين وضعيت نيز بمانند؛ و جامعه تا چه حد در اين رخداد مقصر است؟
وظيفه ما مردم و مسوولان در قبال اين انسان ها چيست؟ آيا برخوردها و اقدامات ضربتي مفيد خواهد بود؟ آيا انسانهايي با اين وضعيت را با برخوردهاي تند و نگهداري چند روزه و چند ماهه مي توان نجات داد و مسير زيبا و روشن زندگي را به آنان شناساند و به آن سمت روانه كرد؟















به راستي بجز عدم آگاهي، فقر فرهنگي و مالي و نا آشنا بودن با واژههايي چون مهارتهاي زندگي در دوران شكوفايي و جواني شان چه چيز باعث شده به اين روز دچار شوند و در همين وضعيت نيز بمانند؛ و جامعه تا چه حد در اين رخداد مقصر است؟
وظيفه ما مردم و مسوولان در قبال اين انسان ها چيست؟ آيا برخوردها و اقدامات ضربتي مفيد خواهد بود؟ آيا انسانهايي با اين وضعيت را با برخوردهاي تند و نگهداري چند روزه و چند ماهه مي توان نجات داد و مسير زيبا و روشن زندگي را به آنان شناساند و به آن سمت روانه كرد؟
ترویج آزاد ازدواج موقت در تبلیغات محله های تهران
جرس، میرک پنداری : هنوز غوغای ازدواج موقت و چند همسری لایحه حمایت از خانواده در مجلس فروننشسته که شهروندان تهرانی مناطق مختلف تهران با تبلیغات مراکز ترویج ازدواج موقت در برگه های تبلیغاتی شهری مواجه اند. گویا ایجاد موجی از تبلیغات طی ماه های اخیر قرار است به تجارتی کمک کند که هنوز تکلیف لایحه مشخص نشده به آسانی به خانه ها و محله های شهر راه یافته است.
بسته های تبلیغاتی کنار تبلیغ پیتزا و مراکز خرید و فروش بالا و پایین شهر تازگی ها خدمات دیگری هم ارایه می کند. تسهیل امر ازدواج با دستاویزی به نام ازدواج موقت این روزها تجارت تازه ای را در بروشورها و برگه های تبلیغاتی به راه انداخته است.
در حالی که زنان نگران از تصویب لایحه حمایت از خانواده و بندهای مختلف آن این روزها به کمترین امکانات اطلاع رسانی و انتقاد از لایحه روی آورده اند آن سوتر در شهر فرصت تازه ای برای اشتغال و مشارکت در امر ترویج ازدواج در دستور کار قرار گرفته است.
در همین حال بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس معتقد است که ازدواج موقت می تواند به حل مشکلات اخلاقی در جامعه کمک کند و ازدواج موقت را در سفر و مواقع خاص توصیه می کند.
با این حال فعالان حوزه زنان بر این باوراند که ازدواج موقت موضوع بیهوده ای است که تنها می تواند به تسهیل شرایط و روابط مردان در جامعه کمک کند.
یکی از ساکنان منطقه پونک که چند روز پیش بسته تبلیغاتی منطقه به خانه او پست شده می گوید:«جالب است که تبلیغ در این بروشورها برای لباس و پوشاک و هر چیز دیگر مستلزم مجوز از مسئولان و معتمدان است اما می بینیم که به راحتی این نوع تبلیغات در این بسته قرار می گیرد. نمی دانم اصلا فکر نمی کنند که امکان دارد کودک و نوجوان در این زمینه کنجکاو شوند. به حد کافی فسق و فجور در جامعه موج می زند و اصراری بر افزایش آن نیست."
علاوه بر منطقه پونک چنین تبلیغاتی در منطقه ونک، شهرک غرب و سعادت آباد تهران نیز مشاهده شده است.
تماس با شبکه هایی که تبلیغاتشان را به آسانی روی برگه ها و دفترهای تبلیغاتی محله های شهر تهران چاپ کرده اند کار دشواری نیست. شماره تماس به راحتی برای برقراری تماسی ساده مهیاست .
آقایی آن سوی تلفن پاسخگوست. "امرتان را بفرمایید". امکانات خوبی فراهم کرده اند. ایجاد زمینه های حقوقی و رفع مشکلات حقوقی پیش روی جوانانی که مایل به ازدواج موقت اند. تکرار می کند که برای دختر اصلا اجازه پدر لازم نیست و وقتی در برابر این سوال قرار می گیرد که اگر فرد مورد نظر را نداشته باشیم با لحنی صمیمی مطمئنت می کند که می تواند این مشکل پیش پا افتاده را برطرف کند.
شکل گیری چنین شبکه های تجاری برای تسهیل امر ازدواج به گفته مصطفی اقلیما ، رییس انجمن مددکاری ایران اقدامی است که در پس اتفاقات اخیر رخ داده در مجلس وضعیت بحرانی روابط میان زن و مرد را در ایران بدتر از گذشته خواهد کرد.
او می گوید:« چه ثبت ازدواج موقت در موارد خاص مورد مجلس تصویب شود و چه نشود، نمایندگان مردم به عنوان حامیان اصلی زنان و مردان خیانت بزرگی به شهروندان کرده اند چرا که دست کم با این سر و صدایی که در مجلس به پا شده آنهایی که اصلا اطلاعاتی درباره ازدواج موقت نداشتند هم به خوبی در این زمینه مطلع و آگاه شدند.»
او از سوی دیگر به تبعات سوء ناشی از این سبک ازدواج اشاره دارد و می افزاید:« فکر می کنید افزایش آمار سقط جنین در جامعه به چه علت اتفاق افتاده است. می بینیم که این سال ها مردان به راحتی از روش ازدواج موقت استفاده کرده و از طریق آن به راحتی و بدون پذیرش هیچ مسئولیتی وارد ارتباط جنسی با زنان شده و بعد از آن زن را به حال خود رها کرده و بی آگاهی و فقر نیز در زنانی که وارد این شکل از ازدواج می شوند در نهایت به بارداری های ناخوسته منجر می شود. اغلب این زنان که توانایی تامین معاش خود را نیز ندارند یا به سمت سقط جنین های غیربهداشتی و خطرناک می روند و یا نوزاد چند روزه شان را به بهزیستی می سپارند. این ها تنها بخشی از مشکلات ناشی از این ترویج ازدواج موقت در این سال ها بوده حالا فکر کنید در این مدت این همه رسانه ها و آقایان تلاش کردند که این مسئله را در جامعه جا بیندازند بی خبر از آنکه در لایه های مختلفی که به سمت این نوع ازدواج روی آورده اند چه مشکلات حادی برای زنان و نه برای مردان به وجود آمده است.»
در همین زمینه سيدحسين موسوي تبريزي، دبيرکل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم نيز می گوید:« در صورت طرح مساله ازدواج موقت بايد براي عواقب ناشي از آن مانند افزايش سقط جنين و از بين رفتن آبروي خانواده ها نيز چاره انديشي شود. طرح موضوع ازدواج موقت با چنين جنجال و سر و صدايي موجب مي شود که مخالفان و موافقان نتوانند، بر اساس نياز جامعه و مشکلاتي که تحت تاثير آن ايجاد مي شود، صحبت هاي خود را مطرح کنند.»
او نیز مانند اقلیما بر این باور است که نامعلوم بودن سرنوشت فرزندان ناشي از ازدواج موقت و افزايش سقط جنين از عواقب ازدواج موقت در جامعه کنونی ما به شمار می آید.
فخرالسادات محتشمي پور نیز که در سال های گذشته به عنوان مديرکل سابق دفتر امور زنان وزارت کشور فعالیت داشته تاکید می کند:« طرح ازدواج موقت بيشترين لطمه را به دختران جوان کشور وارد خواهد کرد. اين طرح ها براي حل مشکلات جوانان راهکار مناسبي نيست; زيرا طرح هاي مذکور بيشتر پاسخگويي به هوا و هوس برخي مردان است. باید این را هم بگویم که مشکلات جوانان تنها ازدواج موقت و رابطه با دختران جوان نيست بلکه مهم ترين مشکل آنان عدم توانايي براي تهيه مسکن و ازدواج است. متاسفانه برخي مسئولان بلافاصله آسان ترين روش ها را براي حل مشکلات جوانان مطرح مي کنند، در حالي که اين راه حل ها عمقي و برطرف کننده عميق مشکلات جوانان نيست. طرح موضوع ازدواج موقت کارايي نداشته و تبعات منفي آن بسيار بيشتر از جنبه هاي مثبت طرح است.»
سایت های بدون فیلتر برای تبلیغ ازدواج موقت
اینترنت این روزها مکان مناسبی است اگر کسی بخواهد با موسسه ها و نهادهایی که در ازدواج موقت دست اندرکار هستند دسترسی داشته باشد.
در برخی از این سایت ها به طور مکرر به سخنان امامان در زمینه اهمیت ازدواج موقت ارجاع داده شده است.
درسایت ازدواج موقت مشهد در همان ابتدای ورودی سایت حدیثی از امام علی و امام صادق آمده که فرمودند:«اگر خلیفه دوم از ازدواج موقت نهی نمی کرد هیچکس مگر شقی زنا نمی کرد .»
همچنین دراین سایت آمده است:«از رایج ترین گناهان میان مجردین مفاسد ناشی از غریزه جنسی است. ازدواج موقت هیجانات جنسی دوران تجرد را از بین برده یا لاقل از شدت آن می کاهد. شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه روایات فراوانی را در این مورد نقل می کند که ازدواج موقت از سنتهای اسلامی است و رسول خدا و ائمه نمی پسندیدند که این سنت رها شود.»
در سایت های دیگر نیز شما علاوه بر ثبت نام می توانید موارد مورد نظر برای یافتن فرد مناسب و دلخواه تان را برای مدیر سایت نوشته تا آنها نیز در این زمینه اقدام کنند.
هزینه موسساتی که در زمینه ازدواج موقت فعالیت می کنند متفاوت بوده و بر اساس نوع خدماتی که ارایه می دهند از 50 تا 300 هزارتومان است.»
مدیران سایت هایی که ازدواج موقت را ترویج می کنند به طور مداوم از واژه هایی مانند حلال، اسلامی و مجاز برای تبلیغ سایت خود استفاده می کنند.
اقلیما در همین زمینه می گوید:«واقعیت هایی که در جامعه امروز ما جریان دارد نشان می دهد که با وجود تلاش دولت طی این سال ها برای ترویج این نوع از ازدواج ، ازدواج موقت همچنان در میان جوانان امری مطرود و نادرست به شمار آمده و اغلب آنها روابط آزاد خارج از ازدواج را به ازدواج موقت ترجیح دهند و این را نوعی مقابله با سیاستگزاری ها دولت نیز می دانند. اما آنهایی که به ازدواج موقت روی می آورند غالبا مردان هوسران و ثروتمندی هستند که به راحتی می توانند از پس مخارج آن بر ایند و زنانی که مشکلات زندگی آنها را ناگزیر کرده است.»
نعمت احمدي، حقوقدان و وکيل پايه يک دادگستري با انتقاد از فعالیت آزاد سایت هایی که در زمینه ترویج ازدواج موقت فعالیت می کنند می گوید:« موضوع ازدواج موقت به شکلي که از سوي برخي مسئولان و براي رفع بخشي از مشکلات جامعه مطرح مي شود، ترويج بي بند و باري براي افراد ثروتمند است. از نظر حقوقي، در فقه شيعه ازدواج موقت مطرح شده، اما تنها براي زمان اضطرار موضوعيت دارد و مردان براي اين ازدواج نيازمند مجوز همسر نيز نيستند. بسياري از افراد تنوع طلب مي خواهند; زير سايه اسلام و به بهانه اسلام زنان متعددي را بدون حق و حقوق در نظر گرفته شده، تملک کنند. شايد افراد مطرح کننده ازدواج موقت سوء نيت نداشته باشند، اما برخي افراد از اين صحبت هاي مطرح شده سوء استفاده مي کنند.
تشکیل پرونده قضایی در دادسرای تهران برای سران معترضان
ناصر سراج معاون امنیتی و سیاسی دادستان جمهوری اسلامی اعلام کرد برای رسیدگی به آن چه "جرایم" سران معترضان خواند، در دادسرای تهران پرونده تشکیل شده است.
تا کنون بارها برخی شخصیت های اصولگرای ایران خواستار برخورد قضایی با سران معترضان در ایران شده اند. پس از انتخابات جنجال برانگیز ایران که اصلاح طلبان معتقد هستند با تقلب های سازماندهی شده و گسترده همراه بود، بسیاری از فعالان شاخص اصلاح طلب دستگیر شده اند.
اکنون ناصر سراج در گفت و گو با خبرگزاری "فارس" گفته است: "برای رسیدگی به جرایم سران فتنه در دادسرای تهران پروندهای تشكیل شده است."
اصولگرایان هوادار حاکمیت ایران، اعتراضات اخیر این کشور را "فتنه " می نامند و به میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد معترض به نتایج انتخابات و محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران، لقب "سران فتنه" داده اند.
بنا بر این گزارش وی از هرگونه اطلاع رسانی بیشتر خودداری كرد و گفت: "در مورد اعلام جرم علیه سران فتنه و اطلاع رسانی در مورد دستگیرشدگان و متهمان صرفاً دادستانی تهران میتواند اطلاعرسانی كند."
این در حالی است که اخیرا گزارش هایی درباره اعمال محدویت در خصوص رفت و آمدها به منازل آقایان موسوی و کروبی از سوی نهادهای امنیتی، گزارش شده است.
منزل مهدی کروبی به مدت دو روز در محاصره نیروهای امنیتی بود و به کسی جز افراد خانواده اجاده رفت و آمد به آن داده نمی شد.
همچنین بنا بر اخبار واصله از ایران، منزل و دفتر میرحسین موسوی هم تحت مراقبت قرار دارد و امروز یکشنبه از ورود افراد به آن جلو گیری به عمل آمد. به گونه ای که محمد رضا خاتمی عضو ارشد حزب اصلاح طلب جبهه مشارکت که قصد رفتن به دفتر میرحسین موسوی را داشت، ساعاتی مورد بازجویی نیروهای امنیتی مستقر در منطقه قرار گرفت و از دیدار او با آقای موسوی ممانعت شد.
۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه
دادستان تهران: آزادی شهروند آمريکايی منتفی است
۱۳۸۹/۰۶/۲۰
تنها چند ساعت پس از آن که سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی از «عفو» یک زن بازداشتشده آمریکایی در ایران با «پیگیری شخص» محمود احمدینژاد خبر داده بود، عباس جعفریدولتآبادی، دادستان تهران گفته است، به دلیل «عدم طی شدن فرایند قضایی»، آزادی این شهروند آمریکای منتفی است.
به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، عباس جعفریدولتآبادی،دادستان عمومی و انقلاب تهران شامگاه روز جمعه خبر آزادی سارا شورد، زن بازداشتشده آمریکایی در ایران را منتفی اعلام کرده است.
دادستان تهران در این باره گفته است: «به دلیل عدم طی شدن فرایند قضایی در پرونده متهم آمریکایی یاد شده ، آزادی وی که برخی سایتهای خبری اعلام کردهاند، منتفی است.»
این درحالی است که روز جمعه و تنها چند ساعت پیش از سخنان دادستان تهران در این باره، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، از«عفو و آزادی سارا شورد به مناسبت فرا رسیدن عید فطر» خبر داده بود.
وی در این باره گفته بود: « با توجه به پیگیریهای شخص محترم ریاست جمهوری و با توجه به اصل رافت اسلامی و نگاه ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران به شان زنان، در آستانه فرارسیدن عید سعید فطر تصمیم به آزادی ایشان گرفته شد.»
این در حالی است که دادستان تهران با رد این خبر گفته است: « خبر منتشره مورد تایید دستگاه قضایی نمیباشد و طبعاً هرگونه تصمیم گیری درباره متهمان یاد شده منوط به سپری شدن مراحل قضایی خواهد بود.»
گفتنی است، بر اساس گزارش خبرگزاریهای داخلی ایران، قرار بود این شهروند آمریکایی که گفته میشود، به علت بیماری نیازمند خدمات پزشکی نیز هست، روز شنبه در مراسمی درساختمان حافظیه مجموعه سعدآباد با معاون اول محمود احمدینژاد آزاد شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در حالی از «عفو» این زن آمریکایی سخن گفته بود که در میانه خرداد ماه سال جاری نیز عباس جعفریدولتآبادی، دادستان تهران با رد احتمال عفو «سه کوهنورد آمریکایی» گفته بود، از آنجا که این سه تن هنوز محاکمه نشدهاند، عفو شامل آنها نمیشود.
دو مرد جوان آمریکایی به نامهای شین باور و جاشوا فتال به همراه سارا شورد، ۳۱ ساله، در مردادماه سال گذشته، در حالی که مشغول کوهنوردی در منطقه مرزی کردستان عراق بودند، از سوی مرزبانان ایرانی بازداشت شده بودند.
بازداشت این سه شهروند آمریکایی همزمان با اوج اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران صورت گرفته بود که به دنبال آن رهبران جمهوری اسلامی کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا و بریتانیا را به حمایت از معترضان متهم میکردند.
در این میان در حالی که به گفته مقامهای منطقه خودمختار کردستان عراق، این سه شهروند آمریکایی در خاک عراق بازداشت شده بودند، پس از مدتها بیخبری از سرنوشت آنها، سرانجام دادستان تهران در آبان ماه سال گذشته آنها را به جاسوسی متهم کرد.
این اتهام چندی بعد از سوی سایر مقامهای ایرانی از جمله وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی نیز تکرار شد.
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، حدود دو هفته پیش نیز، در آخرین اظهار نظر خود در این باره از رو به پایان بودن تحقیقات در باره این سه تن خبر داده بود.
در مقابل مقامهای دولت ایالات متحده آمریکا و خانواده این سه جوان آمریکایی اتهامهای وارده از سوی مقامهای ایرانی را بیپایه و اساس دانسته و خواستار آزادی فوری بازداشتشدگان شدهاند.
در این میان در حالی که پیش از یک سال از بازداشت بدون محاکمه سه شهروند آمریکایی در ایران میگذرد، روز پنجشنبه برخی از خبرگزاریهای بینالمللی از احتمال آزادی یکی از این بازداشتشدگان خبر داده بودند.
بر اساس این گزارش وزارت ارشاد جمهوری اسلامی به نمایندگان رسانههای خارجی مستقر در ایران اطلاع داده بود که مراسم آزادی سارا شورد ساعت ۹ صبح روز شنبه در هتل استقلال تهران برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، عباس جعفریدولتآبادی،دادستان عمومی و انقلاب تهران شامگاه روز جمعه خبر آزادی سارا شورد، زن بازداشتشده آمریکایی در ایران را منتفی اعلام کرده است.
دادستان تهران در این باره گفته است: «به دلیل عدم طی شدن فرایند قضایی در پرونده متهم آمریکایی یاد شده ، آزادی وی که برخی سایتهای خبری اعلام کردهاند، منتفی است.»
این درحالی است که روز جمعه و تنها چند ساعت پیش از سخنان دادستان تهران در این باره، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، از«عفو و آزادی سارا شورد به مناسبت فرا رسیدن عید فطر» خبر داده بود.
وی در این باره گفته بود: « با توجه به پیگیریهای شخص محترم ریاست جمهوری و با توجه به اصل رافت اسلامی و نگاه ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران به شان زنان، در آستانه فرارسیدن عید سعید فطر تصمیم به آزادی ایشان گرفته شد.»
این در حالی است که دادستان تهران با رد این خبر گفته است: « خبر منتشره مورد تایید دستگاه قضایی نمیباشد و طبعاً هرگونه تصمیم گیری درباره متهمان یاد شده منوط به سپری شدن مراحل قضایی خواهد بود.»
گفتنی است، بر اساس گزارش خبرگزاریهای داخلی ایران، قرار بود این شهروند آمریکایی که گفته میشود، به علت بیماری نیازمند خدمات پزشکی نیز هست، روز شنبه در مراسمی درساختمان حافظیه مجموعه سعدآباد با معاون اول محمود احمدینژاد آزاد شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در حالی از «عفو» این زن آمریکایی سخن گفته بود که در میانه خرداد ماه سال جاری نیز عباس جعفریدولتآبادی، دادستان تهران با رد احتمال عفو «سه کوهنورد آمریکایی» گفته بود، از آنجا که این سه تن هنوز محاکمه نشدهاند، عفو شامل آنها نمیشود.
دو مرد جوان آمریکایی به نامهای شین باور و جاشوا فتال به همراه سارا شورد، ۳۱ ساله، در مردادماه سال گذشته، در حالی که مشغول کوهنوردی در منطقه مرزی کردستان عراق بودند، از سوی مرزبانان ایرانی بازداشت شده بودند.
بازداشت این سه شهروند آمریکایی همزمان با اوج اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران صورت گرفته بود که به دنبال آن رهبران جمهوری اسلامی کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا و بریتانیا را به حمایت از معترضان متهم میکردند.
در این میان در حالی که به گفته مقامهای منطقه خودمختار کردستان عراق، این سه شهروند آمریکایی در خاک عراق بازداشت شده بودند، پس از مدتها بیخبری از سرنوشت آنها، سرانجام دادستان تهران در آبان ماه سال گذشته آنها را به جاسوسی متهم کرد.
این اتهام چندی بعد از سوی سایر مقامهای ایرانی از جمله وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی نیز تکرار شد.
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، حدود دو هفته پیش نیز، در آخرین اظهار نظر خود در این باره از رو به پایان بودن تحقیقات در باره این سه تن خبر داده بود.
در مقابل مقامهای دولت ایالات متحده آمریکا و خانواده این سه جوان آمریکایی اتهامهای وارده از سوی مقامهای ایرانی را بیپایه و اساس دانسته و خواستار آزادی فوری بازداشتشدگان شدهاند.
در این میان در حالی که پیش از یک سال از بازداشت بدون محاکمه سه شهروند آمریکایی در ایران میگذرد، روز پنجشنبه برخی از خبرگزاریهای بینالمللی از احتمال آزادی یکی از این بازداشتشدگان خبر داده بودند.
بر اساس این گزارش وزارت ارشاد جمهوری اسلامی به نمایندگان رسانههای خارجی مستقر در ایران اطلاع داده بود که مراسم آزادی سارا شورد ساعت ۹ صبح روز شنبه در هتل استقلال تهران برگزار میشود.
... سكينه، يادي كه تمام روز باما بود... سمرآزاد
در فرهنگ ملتها سنت هاي نيكو ومردمي بسيارند . يكي ازاين سنت ها در فرانسه برگزاري روز انجمن هاست.
همه ساله با پايان تعطيلات تابستاني و شروع آغاز سال تحصيلي جديد ، مقامات شهري، روزي را به انجمن ها اختصاص ميدهند.
دراين روز شهرداري ، چادر و امكانات لازم را در بزرگترين پارك شهر دراختيار انجمن ها قرار مي دهد تا بتوانند خدمات و برنامه هاي آن سال تحصيلي را به مردم و بويژه به جوانان و نوجوانان و كودكان شهر ارائه دهند.
انجمن ما نيز همه ساله در اين برنامه به منظور معرفي اهداف و برنامه هايش شركت مي كند.
امسال اما، هفتمين سال شركت ما در روز انجمن ها بود اما با رويكردي كاملا متفاوت با همه سالها، چرا كه انجمن ما امسال روزش را تماما به سكينه محمدي آشتياني هديه كرده بود و در مقابل، او نيز سخاوتمندانه يادش را به ما و مردمي كه بيدريغ به نجات جان او مي ا نديشيدند، بخشيد.
بدينسان بود كه ياد او تمام روز باما و با همه كساني كه از چادر سكينه بازديد كردند از بزرگ تا كوچك ازمرد و يا زن ، همراه بود. ياد زني ستم ديده كه اينك به نمادي براي عدالت خواهي اجتماعي زنان و مردان بيشماري در سرتا سر جهان بدل شده است . عدالتي قرباني شده توسط مشتي ملاي زن ستيز كه مي كوشند مجازاتهاي و حشيانه را عليه مردم ايران و بويژه زنان دلير ايراني، از پستوهاي تاريك قرون وسطي بيرون كشيده و بر مردان و زنان شجاع ايراني اعمال كنند.
و ما نيز همراه با ديگر مردم جهان به منظور جلب توجه به شرايط خطير سكينه ، درون و بيرون چادرمان را با عكس هاي او، بر افراشته بر دستها و بر فراز بنرها و پوسترهاي بيشماري كه در تظاهرات هاي مردم 5 قاره جهان از استراليا تا اروپا و آمريكا وآسيا در اعتراض به حكم سنگسار وي بر گزار شده بود، پوشانده بوديم.
عكس هاي تكاندهنده اي از صحنه هاي سنگسارنمايشي توسط زناني كه به جاي سكينه در زير انبوهي از خاك و سنگ به ظاهر خود را مدفون كرده بودند تا بتوانند با اين نمايش تكاندهنده، شهروندان را با مجازات وحشيانه سنگسار عيني كنند وحس حمايت ازسكينه را بيشتر بر انگيزند.
درروز انجمن ها اما، همه مسئولين و مديران شهر و استان و اكثريت مردم از اول صبح تا آخر روز كه چادرها بر پاهستند حتما سري به محل برگزاري برنامه ميزنند و با انجمن هاي مختلف شهري به تبادل فكر و اطلاعات ضروري مي پردازند.
اما امسال چادر ما به گونه اي متفاوت و بر خلاف ديگر انجمن ها، بجاي ارائه برنامه هاي مفيد انجمني به ناگريز به معرفي آنچه كه نامفيد براي هر جامعه و انسان متمدني است پرداخته بود ، يعني موضوع سنگسار سكينه محمدي آشتياني . ازاين رو ما انتظار نداشتيم كه مراجعين زيادي مانند هر سال داشته باشيم ، بخصوص ازحضور كودكاني كه همراه پدران و مادرانشان به بازديد از چادرها مشغول بودند اصلا استقبال نميكرديم. اما برخلاف تصور ما بازديدكنندگان نه تنها كمتراز سالهاي قبل نبودند بلكه بيشتر نيز بود. در تمام روز ، افراد بيشماري اعم اززن ومرد وازهر ملييت و آييني به ما مراجعه كردند. تقريبا 95 درصد آنها با نام سكينه و ماجراي مظلوميت او آشنا بودند و در حمايت از او برايش پيام گذاشتندو دفترش را امضا كردند .
از آن هموطن ايراني كه سكينه را خواهر خطاب كرده و به او نوشت:خواهر عزيزم . اكنون تمام دنيا ازاينكه تو در حكومت ضد ديني خميني گرفتار بلايي اين چنين شده اي متاسف است و در غم تو و فرزندانت كاملا شريك هستند وبراي نجات جان تو مي كوشند.
تا آن مرد مسلمان كه خالصانه براي سكينه و فرزندانش دعاكرد و نوشت :
من براي شما و فرزندان شما نمازميخوانم و دعا ميكنم و اميدوارم كه خداوند به شما كمك كند.
هم چنين مقامات وشخصيت هاي شهري و استاني نيز پيامهاي زيبا و تكاندهند اي براي او نوشتند .
ازجمله آقاي دومنيك لوفور شهردار محترم شهر سرژي براي او نوشت:
« براي سكينه ، براي بچه هايش ، براي آزادي و حرمت انسان و براي احترام به خواسته هاي برحق مردم ايران . ما نمي توانيم اين رفتار قرون وسطايي را تحمل كنيم و به همين دليل ما اتحادمان را با يكديگر ادامه ميدهيم .»
و يا خانم فرانسوي كه حكم سنگسار را مايه شرم بشريت خواند و نوشت :
سكينه، لغو اعدام تو يك افتخار است براي ايران و اسلام و همه جهان ، چرا كه اين سنگسار شرم همه بشريت است.
خانمي از يك انجمن زنان آفريقايي با پيامي از موضوع حكم نا عادلانه سنگسار فراتر رفته و قلم خود را تا آسمان آزادي به پروازدرآورده و نوشت :
مبارزه تان راادمه بدهيد به آزادي مي رسيد مبارزه شما مشروع است و آزادي قيمت دارد و شما متوجه اين قيمت هستيد وبه همين دليل هم پيروزخواهيد شد، هم چنين همه زنان افريقا از شما حمايت ميكنند و با شما هستند.
واما در ميان همه پيام ها يك پيام نانوشته بود كه ازهمه تكاندهنده تر بود . پيام دختر بچه خردسالي كه نمي توانست چيزي بنويسد چون هنوز به مدرسه نرفته بود. او با نگاهش از آرزوهاي خود براي سكينه گفت . نگاهي كه در هر دل دردمندي وهر سر شوريده اي ولوله اي بر پا مي كرد.
براستي كه صحنه امضاي او ومادرش ، اشگ شوق در ديده و شورعشق به انسان را در جانها مي افكند.
آري ، در ميان حيرت ما مادر جوان بعد ازامضا به دقت موضوع را به دختر كوچكش منتقل كرد، اين دختر كوچك وقتي با توضيحات مادرش با موضوع سكينه آشنا شد نوشت بردفتر او با نگاهش، آنچه را كه زيباترين قلم ها نيز از نوشتنش عاجز اند.
خوب به نگاه خيره اين كودك بر چهره سكينه، بنگريد تا بي تامل دريابيد انسانيتي را كه در نهاد انسان خدا به وديعه گذاشت اما دشمنان او اينك درايران آنرا ويران كرده و به يغما برده اند.
براي درك عميق اين واقعيت تلخ در ايران امروز ما، اما ترجيح ميدهم كه اين نوشته را بابخشي از آخرين نامه سجاد ، فرزند رنج كشيده خانم سكينه محمدي آشتياني به پايان ببرم...سجاد در قسمتي ازنامه اش مي نويسد:
اينجانبان از مسئولين قضائي تعجب مي كنم؛ در حاليكه بواسطه مصاحبه قانوني وكيل سابق اين حقيران (آقاي محمد مصطفائي)؛ اين وکيل زبده؛ در جهت حفظ جان خويش؛ با ترک خانه وکاشانه خويش؛ مجبور از فرار وترک وطن شده و اينک آقاي هوتن كيان به خاطر افشاء موارد خلاف قانوني پرونده مادرمان، تحت شديد ترين فشارهاي امنيتي و رواني، قرار گرفته و مورد شديدترين تهديدها واقع شده و احضار مي شود.
چرا به كيفيت دروغ از مادرم، به اجبار اعتراف مي گيرند و به نمايش مي گذارند؟ چرا از آن تاريخ به بعد اجازه ملاقات مادر مان را با ما و وکيلش سلب کرده اند؟!!! آيا جز اين نيست که آثار شکنجه در بدن وی فعلاً هويداست ونمخواهند؛ شاهدی باشد، ملاقاتها رابه بعد از بهبود نسبی اين آثار محول کرده اند؟!!! چرا به دروغ عليه مادرم پرونده سازي مي كنند؟ چرا پرونده اي كه مختوم شده، دوباره مطرح مي كنند؟ چرا پرونده قتل پدرم مفقود شده است؟ چرا اجازه نمي دهند، روند رسيدگي به پرونده مادرم مثل هر پرونده ديگري روال طبيعي خود را طي كند؟ واقعاً متاسفيم از اينكه، در جمهوري اسلامي به دنيا آمده ايم و از اينكه؛ پس از نمايش تلويزيونی جمهوری اسلامی از خانواده خود ديگر طرد شده ايم ! ومجبوريم اينجا را به ذلت، تحّمل كنيم؟!!!
واقعاً مرگ كجائي كه زندگي ما را كشت؟
البته بايدبه سجادبگويم: پسر شجاع به رغم همه درد و رنجهاي ناشي از شقاوت ملايان درحق تو وخانواده ات، خوب به چشمان اين كودك خردسال نگاه كن و ايمان بياور كه نااميدي گناه است ، چرا كه اگر مهرباني و زيبايي زندگي تو را، ظالمان شقاوت پيشه حاكم بر ميهنمامان از تو ربودند ولي هنوز هم، اگر دنبالش باشي آنرا پيدا خواهي كرد...
سكينه محمدي آشتياني ، متهم يا مدعي ؟!!
در آشفته بازار نظام ملايان كه هيچ مرز متعارف و شناخته شده اي را درزمينه انساني و اخلاق اجتماعي به رسميت نمي شناسد ،به يقين كه اولين قرباني همانا « حق و عدالت » است .
البته ملت ايران در 30 سال گذشته چهره كريه پايمال شدن حقوق مردم و نابودكردن هرگونه حرمت و كرامت انساني ازسوي قوه قضاييه عدالت كش رژيم را بسيار به چشم ديده بود..
از اجرای حکم اعدام توسط پدری شقی مانند آخوند محمدی گيلانی برای فرزندان خود و يا دستگيری فرزند توسط پدر، مانند «نماد ملی آخوندها»!! ملا حسنی جنايتکار و يا آسوده شدن خيال پدری ديگر بعد از اجرای حکم اعدام پسر، هم چون آخوند جنتی جنايتکار که بعد از شهادت فرزند مجاهدش روزه شکر گرفته بودو يا شکنجه خواهر توسط برادر و....همچنين سريالهای تلويزيونی سال ۶۰ از مادرانی که از فرزند اسير و يا شهيد خود تبری می جستند، البته اگر بتوان اجبارا آنان را پدر يا مادر ويا برادر نام گذاشت.
بعد از آن نيز اعترافات تلويزيوني شماري ديگر را طي اين 30 سال شاهد بوديم . نمايش هايي كه همگي صحنه هاي بسيارتكاندهنده از حرمت شكني انسان به تمام و كمال، وازسويي ديگر نشانه ضعف مفرط وروشكستگي اين رژيم و قوه به اصطلاح قضاييه آن بود.
بله طي اين ساليان در بازار مكاره آخوندها بسيار چيزهاي غير قابل باور را ديديم و تجربه كرديم ازجمله همين اعترافات گسترده تلويزيوني كه توسط تبليغات گوبلزي حكومت ولي فقيه به مردم ايران و جهان عرضه شد.
اما دراين ميان ماجراي سكينه محمدي آشتياني چيز ديگري است .
شايد او اولين متهمي است كه نه بجرم سياسي بلكه به جرم خطاي اخلاقي در تلويزيون ولي فقيه محاكمه مي شود و نه تنها خود بلكه وكيل شجاعي كه حكم سنگسار او را به سنگسار جهاني رژيم بدل ساخت را نيزمتهم و محكوم ميكند.
درنمايش تلويزيون رژيم ازاين زن نگونبخت، او علاوه بر متهم در جايگاه مدعي العموم و بعبارتي دادستان نيز مي نشيند وبه تشريح واثبات جرم خود مي پردازد . اما دراين دادگاه جايگاه قاضي كه بايد براساس اعتراف متهم و اظهارات داستان كه دراين جا هردو يك نفراست !! حكم صادر كند ازهمه جديد تراست. قاضي اين دادگاه نه قضاتي در ميني مم صلاحيت قضاوت حتي در قوانين خود اين رژيم آنهم براي صدور حكم وحشيانه ترين نوع كشتن انسان يعني سنگسار راي ميدهند، بلكه با كمال حيرت خانواده درجه يك وي مي باشند.
اما نقش هيئت منصفه نوظهور نيز ازهمه اعجاب آورتراست زيرا آنان به اصطلاح مردم كوچه و بازار يعني همان بسيجي ها ي سانديسي كه در اينگونه نمايشها تحت امر تلويزيون ضرغامي مشغول به خدمت اند ، مي باشند.
ناگفته نماند كه در اين ميان تنها دو فرزند جوان سكينه يعني سجاد و فريده غايب اند آنان كه تا قبل ازاين نمايش با فريادشان و دراين نمايش مفتضح نيز با سكوتشان ، ازمادر خود دفاع شجاعانه اي كردند و قبل از اين ماجرا نيز با نامه دردناك خود جهاني را عليه حكم ظالمانه مادر بر شوراندند . آنها در نامه شان به جامعه جهاني نوشته بودند :
« امروز دست ياري به سوي همه مردم دنيا دراز مي كنيم ، پنج سال است كه بدون مهر مادري و باترس و وحشت زندگي ميكنيم . آيا دنيا آنچنان ظالم است كه ميتواند اين فاجعه را ببيند و راحت از آن عبور كند ؟ ما فرزندان سكينه محمدي آشتياني هستيم . فريده و سجاد محمدي آشتياني . از سنين نوجواني بااين درد آشنا شديم كه مادرمان در زندان است و ما منتظر يك فاجعه نشسته ايم . راستش كلمه سنگسار ، به خودي خود چنان ترسناك است كه ما سعي ميكنيم هيچگاه از آن استفاده نكنيم . ما مي گوييم ، مادرمان درخطر است . مادرمان ممكن است كشته شود و مادرمان ازهمه انتظار دارد كمكش كنند . امروز كه تقريبا همه راهها به بن بست رسيده و وكيل مادرمان ميگويد وضع مادر ما خطرناك است. به شما متوسل ميشويم . به مردم دنبا متوسل مي شويم ، فرق نميكند رنگ پوستشان چيست يا در كدام كشور و شهر زندگي مي كنند ، به شما مردم ايران ، به همه كساني كه درد و زخم اين را چشيده اند كه كشته شدن يك عزيز خانواده چقدر وحشتناك است ، متوسل مي شويم ، كمك كنيد مادر ما به خانه برگردد! ما به ويژه دست ياري بسوي ايراينان درهمه جاي دنيا دراز ميكنيم . كمك كنيد اين كابوس محقق نشود . كمك كنيد مادر ما نجات پيدا كند . واقعا توضيح دادن لحظه ها و ثانيه هاي زندگي ما بسيار سخت است. كلمات در مقابل اين وحشت ، گويايي خود را ازدست ميدهند ... كمك كنيد مادر ما نجات يابد. نامه بنويسيد به مقامات و بخواهيد او را آزاد كنند. بگوييد كه او هيچ شاكي خصوصي ندارد و كاري نكرده است. مادر ما نبايد كشته شود. آيا اين حرف را كسي هست كه بشنود و به ياري ما بشتابد؟
فريده و سجاد فرزندان سكينه محمدي آشتياني.»
اما امروز برخلاف گفته فريده و سجاد، مادرشان يك شاكي خصوصي دارد و او كسي جز خودش نيست! خود درهم شكسته اي كه طبق گفته وكيلش با ضرب و شتم و كتك وادار به اين اعترافات شده است . محمد مصطفايي وكيل سكينه محمدي كه در جهاني كردن پرونده اين زن اسير سهم به سزايي داشت تا آنجا كه فعاليتهايش به پناهنده شدن وي منجر شد، بعد از نمايش مشمئز كننده تلويزيوني. به گفته خبرگزاري فرانسه ، در يك نشست خبري بشدت ازاين اقدام رژيم ملايان انتقادكرد و گفت : موكلش تحت فشار مجبور به اين اعترافات شده است
روزنامه تايمز چاپ لندن در شماره جمعه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) در تيتر سرمقاله خود آنرا "سوء استفاده ايران از عدالت" ناميد .
هم چنين روزنامه ليبراسيون نيز دراين باره نوشت : با توجه به سوابق حکومت مذهبی تهران در نحوه گرفتن اينگونه اعترافات تلويزيونی و مهم تر از آن نيات پشت پرده آن، شايد اين اعتراف اجباری سکينه آشتيانی در تلويزيون پيش درآمد يک سنگسار برنامه ريزی شده باشد.
روزنامه لوموند چاپ فرانسه نيز اين حركت رژيم را در كاريكاتوري بدينگونه به تصوير كشيده است.
بله آنچه كه دراين ماجرا بيش از هرچيز ديگر انسان را منقلب مي كند، سنگسار عدالت در ميهن اسيرما توسط يك عده جاني است، آنها عدالت را به اسم عدالت قرباني ميكنند. چرا كه اين تنها سكينه نيست كه مقدمات سنگسارش را آخوند ها فراهم ميكنند ، بلكه عدالت است كه بازهم همراه او به مسلخ حاكميت ننگين مرتجعان مي رود.
از سويي با بازتاب گسترده و محكوميت جهاني نمايش اعترافات تلويزيوني وي ، ازاعتراض رسمي دولتها گرفته تا انعكاسات مطبوعاتي در همه كشورها، به راحتي مي توان گفت ، سكينه متهمي است كه قبل ازاجراي حكمش، حكم دهندگانش را نيز سنگسار مي كند.
آري او در اين نمايش تكاندهنده آخرين سنگ را بر نعش عدالت در حكومت آخوندي پرتاپ نمود.
مي گويند خود كرده را تدبير نيست و اكنون اين رژيم ملايان است كه در باتلاق حكومت ننگين خود آنچنان فرورفته است كه نه تنها كمترين اثري از ارزش هاي انساني و اخلاقي برايش باقي نمانده است ، بلكه با هر حركتي درمنجلاب خود ساخته 30 ساله اش بيشتر فرو مي رود.
به اميد ايراني عدالت گستر و آزاد در فرداي نزديك ....
در آشفته بازار نظام ملايان كه هيچ مرز متعارف و شناخته شده اي را درزمينه انساني و اخلاق اجتماعي به رسميت نمي شناسد ،به يقين كه اولين قرباني همانا « حق و عدالت » است .
البته ملت ايران در 30 سال گذشته چهره كريه پايمال شدن حقوق مردم و نابودكردن هرگونه حرمت و كرامت انساني ازسوي قوه قضاييه عدالت كش رژيم را بسيار به چشم ديده بود..
از اجرای حکم اعدام توسط پدری شقی مانند آخوند محمدی گيلانی برای فرزندان خود و يا دستگيری فرزند توسط پدر، مانند «نماد ملی آخوندها»!! ملا حسنی جنايتکار و يا آسوده شدن خيال پدری ديگر بعد از اجرای حکم اعدام پسر، هم چون آخوند جنتی جنايتکار که بعد از شهادت فرزند مجاهدش روزه شکر گرفته بودو يا شکنجه خواهر توسط برادر و....همچنين سريالهای تلويزيونی سال ۶۰ از مادرانی که از فرزند اسير و يا شهيد خود تبری می جستند، البته اگر بتوان اجبارا آنان را پدر يا مادر ويا برادر نام گذاشت.
بعد از آن نيز اعترافات تلويزيوني شماري ديگر را طي اين 30 سال شاهد بوديم . نمايش هايي كه همگي صحنه هاي بسيارتكاندهنده از حرمت شكني انسان به تمام و كمال، وازسويي ديگر نشانه ضعف مفرط وروشكستگي اين رژيم و قوه به اصطلاح قضاييه آن بود.
بله طي اين ساليان در بازار مكاره آخوندها بسيار چيزهاي غير قابل باور را ديديم و تجربه كرديم ازجمله همين اعترافات گسترده تلويزيوني كه توسط تبليغات گوبلزي حكومت ولي فقيه به مردم ايران و جهان عرضه شد.
اما دراين ميان ماجراي سكينه محمدي آشتياني چيز ديگري است .
شايد او اولين متهمي است كه نه بجرم سياسي بلكه به جرم خطاي اخلاقي در تلويزيون ولي فقيه محاكمه مي شود و نه تنها خود بلكه وكيل شجاعي كه حكم سنگسار او را به سنگسار جهاني رژيم بدل ساخت را نيزمتهم و محكوم ميكند.
درنمايش تلويزيون رژيم ازاين زن نگونبخت، او علاوه بر متهم در جايگاه مدعي العموم و بعبارتي دادستان نيز مي نشيند وبه تشريح واثبات جرم خود مي پردازد . اما دراين دادگاه جايگاه قاضي كه بايد براساس اعتراف متهم و اظهارات داستان كه دراين جا هردو يك نفراست !! حكم صادر كند ازهمه جديد تراست. قاضي اين دادگاه نه قضاتي در ميني مم صلاحيت قضاوت حتي در قوانين خود اين رژيم آنهم براي صدور حكم وحشيانه ترين نوع كشتن انسان يعني سنگسار راي ميدهند، بلكه با كمال حيرت خانواده درجه يك وي مي باشند.
اما نقش هيئت منصفه نوظهور نيز ازهمه اعجاب آورتراست زيرا آنان به اصطلاح مردم كوچه و بازار يعني همان بسيجي ها ي سانديسي كه در اينگونه نمايشها تحت امر تلويزيون ضرغامي مشغول به خدمت اند ، مي باشند.
ناگفته نماند كه در اين ميان تنها دو فرزند جوان سكينه يعني سجاد و فريده غايب اند آنان كه تا قبل ازاين نمايش با فريادشان و دراين نمايش مفتضح نيز با سكوتشان ، ازمادر خود دفاع شجاعانه اي كردند و قبل از اين ماجرا نيز با نامه دردناك خود جهاني را عليه حكم ظالمانه مادر بر شوراندند . آنها در نامه شان به جامعه جهاني نوشته بودند :
« امروز دست ياري به سوي همه مردم دنيا دراز مي كنيم ، پنج سال است كه بدون مهر مادري و باترس و وحشت زندگي ميكنيم . آيا دنيا آنچنان ظالم است كه ميتواند اين فاجعه را ببيند و راحت از آن عبور كند ؟ ما فرزندان سكينه محمدي آشتياني هستيم . فريده و سجاد محمدي آشتياني . از سنين نوجواني بااين درد آشنا شديم كه مادرمان در زندان است و ما منتظر يك فاجعه نشسته ايم . راستش كلمه سنگسار ، به خودي خود چنان ترسناك است كه ما سعي ميكنيم هيچگاه از آن استفاده نكنيم . ما مي گوييم ، مادرمان درخطر است . مادرمان ممكن است كشته شود و مادرمان ازهمه انتظار دارد كمكش كنند . امروز كه تقريبا همه راهها به بن بست رسيده و وكيل مادرمان ميگويد وضع مادر ما خطرناك است. به شما متوسل ميشويم . به مردم دنبا متوسل مي شويم ، فرق نميكند رنگ پوستشان چيست يا در كدام كشور و شهر زندگي مي كنند ، به شما مردم ايران ، به همه كساني كه درد و زخم اين را چشيده اند كه كشته شدن يك عزيز خانواده چقدر وحشتناك است ، متوسل مي شويم ، كمك كنيد مادر ما به خانه برگردد! ما به ويژه دست ياري بسوي ايراينان درهمه جاي دنيا دراز ميكنيم . كمك كنيد اين كابوس محقق نشود . كمك كنيد مادر ما نجات پيدا كند . واقعا توضيح دادن لحظه ها و ثانيه هاي زندگي ما بسيار سخت است. كلمات در مقابل اين وحشت ، گويايي خود را ازدست ميدهند ... كمك كنيد مادر ما نجات يابد. نامه بنويسيد به مقامات و بخواهيد او را آزاد كنند. بگوييد كه او هيچ شاكي خصوصي ندارد و كاري نكرده است. مادر ما نبايد كشته شود. آيا اين حرف را كسي هست كه بشنود و به ياري ما بشتابد؟
فريده و سجاد فرزندان سكينه محمدي آشتياني.»
اما امروز برخلاف گفته فريده و سجاد، مادرشان يك شاكي خصوصي دارد و او كسي جز خودش نيست! خود درهم شكسته اي كه طبق گفته وكيلش با ضرب و شتم و كتك وادار به اين اعترافات شده است . محمد مصطفايي وكيل سكينه محمدي كه در جهاني كردن پرونده اين زن اسير سهم به سزايي داشت تا آنجا كه فعاليتهايش به پناهنده شدن وي منجر شد، بعد از نمايش مشمئز كننده تلويزيوني. به گفته خبرگزاري فرانسه ، در يك نشست خبري بشدت ازاين اقدام رژيم ملايان انتقادكرد و گفت : موكلش تحت فشار مجبور به اين اعترافات شده است
روزنامه تايمز چاپ لندن در شماره جمعه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) در تيتر سرمقاله خود آنرا "سوء استفاده ايران از عدالت" ناميد .
هم چنين روزنامه ليبراسيون نيز دراين باره نوشت : با توجه به سوابق حکومت مذهبی تهران در نحوه گرفتن اينگونه اعترافات تلويزيونی و مهم تر از آن نيات پشت پرده آن، شايد اين اعتراف اجباری سکينه آشتيانی در تلويزيون پيش درآمد يک سنگسار برنامه ريزی شده باشد.
روزنامه لوموند چاپ فرانسه نيز اين حركت رژيم را در كاريكاتوري بدينگونه به تصوير كشيده است.
بله آنچه كه دراين ماجرا بيش از هرچيز ديگر انسان را منقلب مي كند، سنگسار عدالت در ميهن اسيرما توسط يك عده جاني است، آنها عدالت را به اسم عدالت قرباني ميكنند. چرا كه اين تنها سكينه نيست كه مقدمات سنگسارش را آخوند ها فراهم ميكنند ، بلكه عدالت است كه بازهم همراه او به مسلخ حاكميت ننگين مرتجعان مي رود.
از سويي با بازتاب گسترده و محكوميت جهاني نمايش اعترافات تلويزيوني وي ، ازاعتراض رسمي دولتها گرفته تا انعكاسات مطبوعاتي در همه كشورها، به راحتي مي توان گفت ، سكينه متهمي است كه قبل ازاجراي حكمش، حكم دهندگانش را نيز سنگسار مي كند.
آري او در اين نمايش تكاندهنده آخرين سنگ را بر نعش عدالت در حكومت آخوندي پرتاپ نمود.
مي گويند خود كرده را تدبير نيست و اكنون اين رژيم ملايان است كه در باتلاق حكومت ننگين خود آنچنان فرورفته است كه نه تنها كمترين اثري از ارزش هاي انساني و اخلاقي برايش باقي نمانده است ، بلكه با هر حركتي درمنجلاب خود ساخته 30 ساله اش بيشتر فرو مي رود.
به اميد ايراني عدالت گستر و آزاد در فرداي نزديك ....
در آشفته بازار نظام ملايان كه هيچ مرز متعارف و شناخته شده اي را درزمينه انساني و اخلاق اجتماعي به رسميت نمي شناسد ،به يقين كه اولين قرباني همانا « حق و عدالت » است .
البته ملت ايران در 30 سال گذشته چهره كريه پايمال شدن حقوق مردم و نابودكردن هرگونه حرمت و كرامت انساني ازسوي قوه قضاييه عدالت كش رژيم را بسيار به چشم ديده بود..
از اجرای حکم اعدام توسط پدری شقی مانند آخوند محمدی گيلانی برای فرزندان خود و يا دستگيری فرزند توسط پدر، مانند «نماد ملی آخوندها»!! ملا حسنی جنايتکار و يا آسوده شدن خيال پدری ديگر بعد از اجرای حکم اعدام پسر، هم چون آخوند جنتی جنايتکار که بعد از شهادت فرزند مجاهدش روزه شکر گرفته بودو يا شکنجه خواهر توسط برادر و....همچنين سريالهای تلويزيونی سال ۶۰ از مادرانی که از فرزند اسير و يا شهيد خود تبری می جستند، البته اگر بتوان اجبارا آنان را پدر يا مادر ويا برادر نام گذاشت.
بعد از آن نيز اعترافات تلويزيوني شماري ديگر را طي اين 30 سال شاهد بوديم . نمايش هايي كه همگي صحنه هاي بسيارتكاندهنده از حرمت شكني انسان به تمام و كمال، وازسويي ديگر نشانه ضعف مفرط وروشكستگي اين رژيم و قوه به اصطلاح قضاييه آن بود.
بله طي اين ساليان در بازار مكاره آخوندها بسيار چيزهاي غير قابل باور را ديديم و تجربه كرديم ازجمله همين اعترافات گسترده تلويزيوني كه توسط تبليغات گوبلزي حكومت ولي فقيه به مردم ايران و جهان عرضه شد.
اما دراين ميان ماجراي سكينه محمدي آشتياني چيز ديگري است .
شايد او اولين متهمي است كه نه بجرم سياسي بلكه به جرم خطاي اخلاقي در تلويزيون ولي فقيه محاكمه مي شود و نه تنها خود بلكه وكيل شجاعي كه حكم سنگسار او را به سنگسار جهاني رژيم بدل ساخت را نيزمتهم و محكوم ميكند.
درنمايش تلويزيون رژيم ازاين زن نگونبخت، او علاوه بر متهم در جايگاه مدعي العموم و بعبارتي دادستان نيز مي نشيند وبه تشريح واثبات جرم خود مي پردازد . اما دراين دادگاه جايگاه قاضي كه بايد براساس اعتراف متهم و اظهارات داستان كه دراين جا هردو يك نفراست !! حكم صادر كند ازهمه جديد تراست. قاضي اين دادگاه نه قضاتي در ميني مم صلاحيت قضاوت حتي در قوانين خود اين رژيم آنهم براي صدور حكم وحشيانه ترين نوع كشتن انسان يعني سنگسار راي ميدهند، بلكه با كمال حيرت خانواده درجه يك وي مي باشند.
اما نقش هيئت منصفه نوظهور نيز ازهمه اعجاب آورتراست زيرا آنان به اصطلاح مردم كوچه و بازار يعني همان بسيجي ها ي سانديسي كه در اينگونه نمايشها تحت امر تلويزيون ضرغامي مشغول به خدمت اند ، مي باشند.
ناگفته نماند كه در اين ميان تنها دو فرزند جوان سكينه يعني سجاد و فريده غايب اند آنان كه تا قبل ازاين نمايش با فريادشان و دراين نمايش مفتضح نيز با سكوتشان ، ازمادر خود دفاع شجاعانه اي كردند و قبل از اين ماجرا نيز با نامه دردناك خود جهاني را عليه حكم ظالمانه مادر بر شوراندند . آنها در نامه شان به جامعه جهاني نوشته بودند :
« امروز دست ياري به سوي همه مردم دنيا دراز مي كنيم ، پنج سال است كه بدون مهر مادري و باترس و وحشت زندگي ميكنيم . آيا دنيا آنچنان ظالم است كه ميتواند اين فاجعه را ببيند و راحت از آن عبور كند ؟ ما فرزندان سكينه محمدي آشتياني هستيم . فريده و سجاد محمدي آشتياني . از سنين نوجواني بااين درد آشنا شديم كه مادرمان در زندان است و ما منتظر يك فاجعه نشسته ايم . راستش كلمه سنگسار ، به خودي خود چنان ترسناك است كه ما سعي ميكنيم هيچگاه از آن استفاده نكنيم . ما مي گوييم ، مادرمان درخطر است . مادرمان ممكن است كشته شود و مادرمان ازهمه انتظار دارد كمكش كنند . امروز كه تقريبا همه راهها به بن بست رسيده و وكيل مادرمان ميگويد وضع مادر ما خطرناك است. به شما متوسل ميشويم . به مردم دنبا متوسل مي شويم ، فرق نميكند رنگ پوستشان چيست يا در كدام كشور و شهر زندگي مي كنند ، به شما مردم ايران ، به همه كساني كه درد و زخم اين را چشيده اند كه كشته شدن يك عزيز خانواده چقدر وحشتناك است ، متوسل مي شويم ، كمك كنيد مادر ما به خانه برگردد! ما به ويژه دست ياري بسوي ايراينان درهمه جاي دنيا دراز ميكنيم . كمك كنيد اين كابوس محقق نشود . كمك كنيد مادر ما نجات پيدا كند . واقعا توضيح دادن لحظه ها و ثانيه هاي زندگي ما بسيار سخت است. كلمات در مقابل اين وحشت ، گويايي خود را ازدست ميدهند ... كمك كنيد مادر ما نجات يابد. نامه بنويسيد به مقامات و بخواهيد او را آزاد كنند. بگوييد كه او هيچ شاكي خصوصي ندارد و كاري نكرده است. مادر ما نبايد كشته شود. آيا اين حرف را كسي هست كه بشنود و به ياري ما بشتابد؟
فريده و سجاد فرزندان سكينه محمدي آشتياني.»
اما امروز برخلاف گفته فريده و سجاد، مادرشان يك شاكي خصوصي دارد و او كسي جز خودش نيست! خود درهم شكسته اي كه طبق گفته وكيلش با ضرب و شتم و كتك وادار به اين اعترافات شده است . محمد مصطفايي وكيل سكينه محمدي كه در جهاني كردن پرونده اين زن اسير سهم به سزايي داشت تا آنجا كه فعاليتهايش به پناهنده شدن وي منجر شد، بعد از نمايش مشمئز كننده تلويزيوني. به گفته خبرگزاري فرانسه ، در يك نشست خبري بشدت ازاين اقدام رژيم ملايان انتقادكرد و گفت : موكلش تحت فشار مجبور به اين اعترافات شده است
روزنامه تايمز چاپ لندن در شماره جمعه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) در تيتر سرمقاله خود آنرا "سوء استفاده ايران از عدالت" ناميد .
هم چنين روزنامه ليبراسيون نيز دراين باره نوشت : با توجه به سوابق حکومت مذهبی تهران در نحوه گرفتن اينگونه اعترافات تلويزيونی و مهم تر از آن نيات پشت پرده آن، شايد اين اعتراف اجباری سکينه آشتيانی در تلويزيون پيش درآمد يک سنگسار برنامه ريزی شده باشد.
روزنامه لوموند چاپ فرانسه نيز اين حركت رژيم را در كاريكاتوري بدينگونه به تصوير كشيده است.
بله آنچه كه دراين ماجرا بيش از هرچيز ديگر انسان را منقلب مي كند، سنگسار عدالت در ميهن اسيرما توسط يك عده جاني است، آنها عدالت را به اسم عدالت قرباني ميكنند. چرا كه اين تنها سكينه نيست كه مقدمات سنگسارش را آخوند ها فراهم ميكنند ، بلكه عدالت است كه بازهم همراه او به مسلخ حاكميت ننگين مرتجعان مي رود.
از سويي با بازتاب گسترده و محكوميت جهاني نمايش اعترافات تلويزيوني وي ، ازاعتراض رسمي دولتها گرفته تا انعكاسات مطبوعاتي در همه كشورها، به راحتي مي توان گفت ، سكينه متهمي است كه قبل ازاجراي حكمش، حكم دهندگانش را نيز سنگسار مي كند.
آري او در اين نمايش تكاندهنده آخرين سنگ را بر نعش عدالت در حكومت آخوندي پرتاپ نمود.
مي گويند خود كرده را تدبير نيست و اكنون اين رژيم ملايان است كه در باتلاق حكومت ننگين خود آنچنان فرورفته است كه نه تنها كمترين اثري از ارزش هاي انساني و اخلاقي برايش باقي نمانده است ، بلكه با هر حركتي درمنجلاب خود ساخته 30 ساله اش بيشتر فرو مي رود.
به اميد ايراني عدالت گستر و آزاد در فرداي نزديك ....
samar azad
اشتراک در:
پستها (Atom)